آیت‌الله مکارم تبیین کرد؛ ریشه تمام منکرات جامعه در اقتصاد لیبرالی و ربویست

0
http://reba.ir/?p=12592

آخرین اخبار مرتبط با ربا را از «کانال نهضت ممانعت از جنگ با خدا» دنبال کنید

به گزارش نهضت ممانعت از جنگ باخدا؛ به نقل از خبرگزاری رسا؛ دفتر حضرت آیت الله مکارم شیرازی در نوشتاری تحت عنوان پیامدهای “اقتصاد ربوی” در جامعه اسلامی این مسأله را از دیدگاه این مرجع تقلید مورد بررسی قرار داده است.

متن نوشتار به شرح زیر است:

سعادت و پیروزى معنوى یک جمعیّت بدون «اقتصاد غنى و سالم» ممکن نیست [۱]، لذا ریشه مهم نابسامانیهاى یک  جامعه را باید در مسائل اقتصادی آن جستجو کرد.[۲]در این میان ضرورت ایجاد اقتصاد سالم در جامعه اسلامی از اهمیت ویژه اى برخوردار است، که نشان مى دهد به هم ریختگى نظام اقتصادى سر چشمه فساد وسیع در جامعه خواهد بود.[۳]

اینگونه است که اسلام با آمیختن اخلاق و اقتصاد، و طرح بایدها و نبایدهاى [۴]اخلاقى در حوزه اقتصاد، عملًا چشمه هاى تولید ثروت هاى نامشروع، که باعث توزیع ناعادلانه ثروت مى گردد را مسدود نموده، تا ثروت به طور عادلانه در بین تمام اقشار جامعه توزیع گردد.[۵]زیرا اگر روابط مالى و اقتصادی در جامعه اسلامی بر اساس صحیح استوار نباشد، و اقتصاد مردم  به صورت سالم پیش نرود، آن جامعه گرفتار یک نوع خودکشى و انتحار خواهد شد. [۶]

با این تفاسیر باید به اقتصاد ربوی به عنوان عامل مهم بیمارى   «اقتصاد بیمار جهان» اشاره کرد؛[۷] که  از ریشه هاى اصلى تقسیم غیر عادلانه ثروت در جوامع ، و از نظام سرمایه دارى و کاپیتالیسم نشأت می گیرد.[۸]

تأسف آور است  که اقتصاد دنیاى مترقّى امروز بدون ربا نمى چرخد، و حذف ربا و بانکهاى رباخوار مساوى است با متزلزل ساختن پایه هاى اقتصاد جهان![۹]لذا  آن چنان تار و پود اقتصاد جهان با اقتصاد ربوی درآویخته که جدا کردنش از آن ممکن نیست.باید هم چنین باشد، چرا که نظام سرمایه دارى از استعمار جدا نیست، و استعمار هم در شاخه اقتصادیش از رباخوارى نمى تواند جدا باشد، که خود دام بزرگى است براى استعمار انسانها، و سرمایه ها![۱۰]

حال آنکه پیامدهای اقتصادى، اجتماعى و اخلاقى اقتصاد ربوی غیر قابل انکار است[۱۱] و این به خاطر آثار زیان بار فردى و اجتماعى آن است.[۱۲]

ربا چست؟

راغب در کتاب «مفردات» مى گوید: ربا در لغت داراى دو معنى است ۱- زیادى ۲- علوّ و برترى، سپس براى هر یک از این دو معنى از آیات قرآن شاهد مى آورد؛ در مورد معنى دوم:«فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ؛[۱۳]وقتى که آب (باران را) بر زمین (مرده بى آب و علف) فرستادیم زمین به جنبش درمى آید و نمو مى کند».[۱۴]

بعضى از ادباى عرب «نمو و رشد» را هم جزئى از معنى «ربا» دانسته اند؛ بنابراین معنى ربا، فزونى توأم با رشد است؛ که این معنى سوم با آیه فوق سازگارتر است و «تربیت» را هم بدین جهت تربیت مى گویند که فزونى در انسان بوجود مى آید و انسان علو و رشد پیدا مى کند.[۱۵]

این دانشمند معروف لغت سپس مى افزاید:«ربا» هر گونه زیادى در سرمایه است ولى در عرف شرع به زیادى خاصّى اطلاق مى گردد.خلاصه این که او براى ربا دو معنى ذکر کرده است: ۱- زیادى ۲- علوّ و نموّ.[۱۶]

صاحب مقائیس اللغه مى گوید: ربا به دو صورت آمده «ربا» و «رباء» و هر دو یک معنى دارد و آن زیادى و نمو و علوّ است.[۱۷]به این ترتیب هر سه مفهوم را، در معنى ربا جمع کرده است.[۱۸]

مؤلّف لسان العرب که از کتب لغت گسترده و فراگیر است در این مورد مى گوید: ربا به معنى زیادى و نموّ است.[۱۹]

و بالاخره صاحب التحقیق فى کلمات القرآن الکریم مى فرماید: «و التحقیق ان الاصل الواحد فى هذه الماده، هو الانفتاح مع زیاده بمعنى ان ینفتح شی ء فى ذاته ثم یتحصل له فضل و زیاده؛ یعنى مفهوم اصلى این واژه گشایش توأم با افزایش است».[۲۰]

از مجموع آنچه ذکر شد می توان اینچنین نتیجه گرفت که ربا در لغت عرب داراى سه معنى است: ۱-زیادى ۲- علو ۳- نموّ، و در عرف شرع، زیادى در معاملات یا وام، با شرایط خاصّى است.[۲۱]

تفاوت بیع با ربا

حامیان اقتصاد ربوی می گویند ربا هم چون بیع  است و تفاوتى میان این دو نیست؛یعنى هر دو از انواع مبادله است که با رضایت طرفین انجام مى شود.[۲۲] حال آنکه  در خرید و فروش معمولى هر دو طرف به طور یکسان در معرض سود و زیان هستند، گاهى هر دو سود مى کنند و گاهى هر دو زیان، گاهى یکى سود و دیگرى زیان مى کند در حالى که در اقتصاد ربوی رباخوار هیچگاه زیان نمى بیند و تمام زیانهاى احتمالى بر دوش طرف مقابل سنگینى خواهد کرد و به همین دلیل است که مؤسسات ربوى روز به روز وسیع تر و سرمایه دارتر مى شوند و در برابر تحلیل رفتن طبقات ضعیف بر حجم ثروت آنها دائما افزوده مى شود.[۲۳]

هم چنین  در تجارت و خرید و فروش معمولى طرفین در مسیر« تولید و مصرف» گام بر مى دارند در صورتى که در اقتصاد ربوی هیچ عمل مثبتى در این زمینه وجود ندارد.[۲۴]

از سوی دیگر  در فعل و انفعالات ربوی، سرمایه ها در مسیرهاى ناسالم به جریان مى افتد و پایه هاى اقتصاد که اساس اجتماع است متزلزل مى گردد، حال آنکه اقتصاد صحیح موجب گردش سالم ثروت است.[۲۵]

بدیهی است رباخوارى منشا دشمنی­ها و جنگهاى طبقاتى است، در حالى که [۲۶] اقتصاد اسلامی صحیح چنین نیست و هرگز جامعه را به زندگى طبقاتى و جنگهاى ناشى از آن سوق نمى دهد.[۲۷]

مسلما وجود این تفاوت ها و تمایزات است که  قرآن در پاسخ قائلان به همسانی بیع و ربا مى گوید: چگونه این دو ممکن است یکسان باشدحال آنکه خداوند بیع را حلال کرده و ربا را حرام.[۲۸]

اقتصاد ربوی؛ عامل بنیادین در فروپاشی اخلاقی جامعه

گفتنی است اگر اقتصاد از ایمان و اخلاق جدا شود فجایع فراوانی به بار مى آورد؛ فجایعى که مى تواند چهره جهان بشریت را از شکل انسانى آن تغییر دهد و از همین جا ضرورت آمیختگى اقتصاد با اخلاق دانسته مى شود.[۲۹]

به موجب این ضرورت، اسلام هم در خطوط اصلى اقتصاد خود به اخلاق توجه کرده [۳۰] و هم شاخ و برگ هاى مسائل اقتصادى را با اخلاق آمیخته است که اگر همه این موارد به درستى رعایت شود، اقتصاد جامعه اسلامى افزون بر بالندگى و رشد اقتصادى سالم و پاک خواهد بود؛لذا هنگامى که اسلام ربا را تحریم مى کند، از جمله در فلسفه آن تضعیف مسائل اخلاقى را در جامعه بر مى شمرد.[۳۱] زیرا رباخوارى دشمن بزرگ ارزشهاى اخلاقى است و نظام رباخوارى اثر بسیار نامطلوبى در زمینه اخلاق اجتماعى دارد.[۳۲]

بی شک اقتصاد از شئون زندگى انسانهاست و ابعادش باید همچنان ابعاد وجود انسان باشد، ما چگونه مى توانیم انسانى را که وجودش هم بعد مادى دارد و هم بعد معنوى در یک مکتب اقتصادى محصور کنیم که تنها ارزشهاى مادى در آن مطرح است، یقیناً این قبا براى آن قامت نارسا است، و دیر یا زود، اثرات منفى خود را آشکار مى سازد.[۳۳]

هم چنین در روابط اجتماعى مردم روزهائى پیش مى آید که براى حفظ قشرهاى مختلف یا افراد مختلف باید سخاوتمندانه به آنها کمک کرد، و بدون هر گونه شم داشت زیر بازویشان را گرفت، خواه از طریق قرض الحسنه یا کمکهاى بلاعوض و مانند آن.[۳۴]

لذا می توان دریافت رباخوارى که تنها با حاکمیّت ارزشهاى خشک مادى سازگار است، و قرض الحسنه را که یک ارزش فوق العاده اخلاقى محسوب مى شود به نابودى مى کشاند، تا چه حد ضد اخلاقى محسوب مى شود.[۳۵]

اگر رباخوارى برچیده شود مسلماً در روابط اقتصادى، قرض الحسنه جایگزین آن خواهد شد، همان قرض الحسنه اى که پیوندهاى دوستى را محکم تر و فاصله ها را کمتر مى سازد و روح برادرى و ایثار و فداکارى و گذشت را زنده مى نماید، بعکس رباخوارى که دشمنى مى آفریند، کینه ها را در سینه ها راسخ مى کند، و بذر نفاق و تفرقه را در جامعه مى پاشد.[۳۶]

اینگونه است که امام على بن موسى الرضا علیه السلام در فلسفه تحریم ربا مى فرماید: «وعلّه تحریم الرّبا … لعلّه ذهاب المعروف، … وترکهم القرض، والقرض صنائع المعروف ؛ علّت تحریم ربا براى آن است که انجام کارهاى خیر میان مردم از بین مى رود … و مردم قرض الحسنه را ترک مى کنند در حالى که قرض دادن از کارهاى معروف و پسندیده است».[۳۷]،[۳۸]

این نکته نیز حائز اهمیت است که در بسیارى از روایات اسلامى تأکید بر رزق حلال شده است؛ یعنى درآمدى که با تمام مسائل اخلاقى آمیخته است؛ اعم از مسائلى که رعایت آن واجب و الزامى است و مسائلى که جنبه استحبابى دارد.[۳۹]

نتیجه این که در اسلام، مسائل اخلاقى با مسائل اقتصادى چنان آمیخته است که قابل تفکیک نیست، بر خلاف اقتصاد ربوی که اخلاق در آن هیچ تأثیرى ندارد. و اینجاست که  حکمت تأکیدات بی حد و حصر اسلام بر حرمت رباخوارى روشن مى شود؛ اسلام به این وسیله مى خواهد همچنان سایه اخلاق و عاطفه بر مسائل اقتصادى باشد، حال آنکه ربا و رباخوارى اصول اخلاق و عواطف انسانى را در هم مى شکند، و جلوی کارهاى خیر را مى گیرد.[۴۰]

اقتصاد سرمایه داری؛ ارمغان اقتصاد ربوی

بدیهی است  برای کنترل غول ثروت در جامعه انسانى باید با رباخواری مبارزه کرد؛ زیرا ربا و بهره پول مانند موریانه ریشه اقتصاد سالم را مى خورد و نابود مى کند و به جاى آن یک اقتصاد نامتعادل و توأم با استثمار و ظلم و فسادبه وجود مى آورد.[۴۱]

 از طرف دیگر اسلام با انباشته شدن ثروت و گردش آن در دست گروهى خاص، تحت عنوان «ربا» مبارزه کرده است.[۴۲]لذا  در قرآن کریم هر گونه رباخوارى به شدت ممنوع اعلام شده و در حکم جنگ با خدا ذکر گردیده است لذا می خوانیم:«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا الرِّبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَهً …؛[۴۳] ای کسانی که ایمان آورده‌اید! ربا (و سود پول) را چند برابر نخورید!»

در این آیه اشاره به تحریم رباى فاحش شده و با تعبیر«اضعافا مضاعفه» بیان گردیده است. منظور از رباى فاحش این است که سرمایه به شکل تصاعدى در مسیر ربا سیر کند یعنى سود در مرحله نخستین با اصل سرمایه ضمیمه شود و مجموعا مورد ربا قرار گیرند، و به همین ترتیب در هر مرحله،« سود به اضافه سرمایه»، سرمایه جدیدى را تشکیل دهد، و به این ترتیب در مدت کمى از راه تراکم سود مجموع بدهى بدهکار به چندین برابر اصل بدهى افزایش یابد و به کلى از زندگى ساقط گردد.[۴۴]

به طورى که از روایات و تواریخ استفاده مى شود در زمان جاهلیت معمول بود که اگر بدهکار در راس مدت نمى توانست بدهى خود را بپردازد از طلبکار تقاضا مى کرد که مجموع سود و اصل بدهى را به شکل سرمایه جدیدى به او قرض بدهد و سود آن را بگیرد!، در عصر ما نیز در میان رباخواران این رباخوارى بسیار ظالمانه فراوان است.[۴۵]

بر این اساس رباخوار در گوشه اى نشسته و از اموال خود سود بدون ضرر مى برد، یعنى هر ضرر و زیانى پیش آید متوجّه وام گیرنده خواهد شد، در حالى که کسى که در یک رشته صنعتى، یا دامدارى یا کشاورزى سرمایه گذارى مى کند به همان نسبت که همکاران او ممکن است متحمّل خسارت شوند او هم ممکن است خسارت ببیند.[۴۶]مثلًا محصول باندازه کافى بدست نیاید و یا دامها بعللى از بین برود و یا فرآورده هاى کارخانه خریدار چندانى پیدا نکند، بهر حال رباخوار سرمایه خود را به مخاطره نمى افکند امّا سرمایه تولیدکنندگان همیشه در خطر است .[۴۷]

کوتاه سخن اینکه ربا سبب مى شود صاحبان پول و سرمایه ، دست از تولید و کار کشیده و تجارت و فعالیت اقتصادى مفید را کنار بگذارند و با رباخوارى به جمع اموال و انباشت سرمایه اقدام کنند. روشن است با این عمل به تدریج طبقه اى در جامعه به نام رباخواران و نظام اقتصادی سرمایه داری پیدا مى شوند بى آنکه پول و ثروت را در مسیر تولید قرار دهند و مولّد باشند، با پول، پول مى آورند و در مقابل آن بخش عظیمى از توده مردم با کار و تلاش، تولید مى کنند؛ ولى نتیجه کارشان را به رباخوار تحویل مى دهند و اگر زیانى متوجّه شود گریبان توده زحمتکش را مى گیرد.[۴۸]

فقر؛ بی عدالتی و فاصله طبقاتی؛ حقیقت تلخ اقتصاد ربوی

حکمت تحریم ربا خوارى به دلیل مفاسد زیادى است که در نظام اقتصادى جامعه به وجود مى آید و سبب فاصله طبقاتى و ثروتمندتر شدن ثروتمندان و فقیرتر شدن فقیران مى گردد[۴۹]

در این بین تمام افرادى که در جامعه فعالیّت اقتصادى دارند هم سود دارند و هم زیان، کارخانه ها، مزارع، تجارتها، صنعت ها، دامداریها، کارهاى خدماتى و …مشمول این قانون هستند و تنها رباخواران از این قانون مستثنى هستند و فقط سود مى برند و زیان نمى بینند.[۵۰] بنابراین در جامعه اى که همه سود و زیان دارند رباخواران سود خالص مى برند بى آن که کار مفیدى انجام دهند و این ظلم است و مفتخوارى و کار بى زحمت، به همین جهت گاه از رباخوارى به «گنج بى رنج» یا سود بادآورده تعبیر کرده اند و به همین دلیل رباخوارى یکى از عوامل نظام طبقاتى است، چرا که عدّه قلیلى به خاطر اقتصاد ربوی، همه چیز دارند و تعداد کثیرى، فاقد همه چیز هستند و عجیب این که این فاصله طبقاتى، طبق نظریه آگاهان و خبرگان در دنیاى امروز، در حال افزایش است و هر چه زمان به پیش [۵۱] مى رود فاصله بین ثروتمندان و فقراء بیشتر مى شود، تا آنجا که بعضى از کشورها هر چه درآمد دارند باید به عنوان سود وامهایى که گرفته اند بپردازند، و خطرات این امر بر کسى پوشیده نیست.[۵۲]

لذا  اقتصاد ربوی یکى از عوامل اصلى فقر، بی عدالتی  و اختلاف طبقاتى است؛ یعنى ربا موجب مى شود طبقه اى غیر مولّد، ولى سرمایه دار تمام هستى طبقه ضعیف و مولّد را تدریجاً ببلعند. ناگفته پیداست این نوع فساد اقتصادى، به دنبال خود مفاسد اخلاقى و اجتماعى و سیاسى گوناگونى را موجب مى شود و سرچشمه انواع وابستگى هاى فسادانگیز خواهد بود.[۵۳]

به همین دلیل امام على بن موسى الرضا علیه السلام در یکى از سخنانش درباره تحریم ربا مى فرماید: «ولما فی ذلک من الفساد والظلم وفناء الأموال ؛[۵۴] ربا اموال را به تباهی می کشاند، ربا ظالمانه است و موجب فنای اموال می گردد»[۵۵]

این نکته نیز شایان توجه است که فلسفه ابداع پول از آغاز این بوده که تنها وسیله اى براى نقل و انتقال ملکى باشد نه کالایى سودآور؛ ولى در سیستم رباخوارى این فلسفه وجودى تحریف مى شود و پول به کالایى پردرآمد مبدل مى گردد.[۵۶] در حالی که به وسیله ربا، اموال سرشارى بدون هیچ گونه فعالیت اقتصادى نزد رباخوار جمع مى شود بى آنکه هرگز زیانى دامان او را بگیرد و همین امر توازن و تعادل اقتصادى جامعه را بر هم مى زند.[۵۷]

در سیستم اقتصاد ربوى، در برابر یک سرمایه دار رباخوار ممکن است صدها نفر پس از مدتى از هستى ساقط گردند و سرمایه و ثروتشان به تدریج به جیب یک نفر یا یک مؤسسه رباخوار سرازیر شود و این عمل باعث فقر و بیچارگى صدها نفر از سویى و تراکم ثروت ها و تکاثر اموال از سوى دیگر مى شود و جامعه از تعادل و توازن اقتصادى خارج مى گردد.[۵۸]

اینگونه است که اقتصاد ربوی  فقر و بدبختى مى آفریند و جامعه را به تباهى مى کشد، تباهى [۵۹]جامعه مایه درد و رنج همه است، رباخواران نیز در آتش فقرى که براى جامعه فراهم کرده اند مى سوزند، در یک جامعه بدبخت کسى نمى تواند خوشبخت زندگى کند.[۶۰]

فروپاشی امنیت اقتصادی جامعه در سایه تبعات اقتصاد ربوی

اقتصاد ربوی  اقتصاد یک جامعه را از تعادل خارج مى سازد و چرخ اقتصاد را از حرکت باز مى دارد[۶۱] وثروت ها را در یک قطب اجتماع جمع مى کند، زیرا جمعى بر اثر آن فقط سود مى برند و زیان هاى اقتصادى متوجّه جمعى دیگر مى شود. اگر مى شنویم که فاصله میان کشورهاى ثروتمند و فقیر جهان روزبه روز بیشتر مى شود، یک عامل آن همین است و به دنبال آن جنگ هاى خونین شکل مى گیرد.[۶۲]

نظام ربوی  نوعى تبادل اقتصادى ناسالم است که عواطف و پیوندها را سست مى کند و بذر کینه و دشمنى را در دل ها مى پاشد.[۶۳]لذا ربا درحقیقت جامعه را به سرطان اقتصادى مبتلا مى سازد.همانگونه که اقتصاد ربوی با بروز بحرانهاى اقتصادى ؛ اقتصاد جامعه اسلامی  را دچار چالش می کند.[۶۴]

بیکاری ساختاری در اقتصاد ربوی

بی تردید تنها با  اقتصاد سالم می توان جوانان ما را از بیکاری نجات داد ،[۶۵] طبق روایات متعدّد یکى از فلسفه هاى ممنوع بودن رباخوارى، تعطیل شدن تجارت حلال مى باشد؛در روایتى آمده است که هشام بن حکم از امام صادق علیه السّلام در مورد فلسفه تحریم ربا سؤال کرد، حضرت فرمودند: «انّه لو کان الرّبا حلالا، لترک النّاس التّجارات؛ اگر ربا حلال بود، مردم تجارت و کار و کسب را رها مى کردند».[۶۶]،[۶۷]

طبق این روایت، یکى از فلسفه هاى تحریم ربا، جلوگیرى از[۶۸]مفتخوارى، رواج تجارت و کار و کسب است، حال آنکه در اقتصاد ربوی  نه تنها کسب و کار رواج پیدا نمى کند، بلکه تعطیل خواهد شد، و مفتخوارى و رباخوارى همه جا رواج مى یابد.[۶۹]

هم چنین با تمام رونقى که اقتصاد ربوی  در دنیاى امروز دارد، و وابستگى خاصى که جهان امروز با این سیستم در اشکال گوناگون پیدا کرده، جاى شک نیست که رباخوارى نظام مالى و اقتصادى جمعیّت ها و ظرفیت بی بدیل نیروی کار  را ویران مى سازد و سبب مى شود که ثروت ها به گونه وحشتناکى در دست افراد و مؤسسات معدودى جمع گردد و این تقسیم غیر عادلانه ثروت ها خود سرچشمه انواع بدبختى هاى اقتصادی و اجتماعی به ویژه بحران بیکاری است.[۷۰]

رباخواری بانک ها مردم را بیچاره کرده است

در خاتمه باید گفت ربا مشکل بزرگی برای جامعه شده است ؛ لذا  باید عواقب این وضع روشن شود؛ راهکار نجات از این وضع این است که بانک ها باید به معنی واقعی اسلامی شوند.[۷۱]

مشکل مردم مشکل بانک هاست که مردم را بیچاره کرده است،[۷۲]بی شک بانکهاى ربوى ، تبدیل به کانون درآمد کاذب شده و روز به روز سرمایه دارتر و در مقابل، مردم فقیرتر و مستضعف تر مى شوند.[۷۳]

در حالی که  اگر بانکها به عقود شرعیه عمل کنند هم سرمایه هاى مردم به طور صحیح بکار گرفته مى شود و آنها از سرمایه هاى خود استفاده مى کنند و هم بانک از ربا نجات پیدا مى کند و منافع مشروعى را به دست مى آورد، و هم [۷۴]سطح تولید صنعتى و کشاورزى و دامى بالا مى رود و هم جنبه اشتغال زایى و تولید مشاغل جدید دارد.[۷۵]

کوتاه سخن این که تا تحوّلى بنیادین در وضع بانکها و چگونگى فعالیّتهاى آنها پیدا نشود، روح اقتصاد سالم  و غیر ربوی بر جامعه حاکم نخواهد بود هر چند نام سیستم بانک بدون ربا، یا بانک اسلامى را به خود اختصاص بدهند، و سرانجام پى آمدهاى زیانبار بانکهاى رباخوار هم دامان خودشان را مى گیرد و هم دامان مردم را.[۷۶]

از خدا مى خواهیم که به همه مسئولان و دولتمردان توفیقى دهد که هر روز گام تازه اى در اجتناب از اقتصاد ربوی و حرکت به سوی  اسلامى شدن اقتصاد  بردارند.[۷۷]

[۱] اسلام در یک نگاه ؛ ص۸۵.

[۲] برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۲ ؛ ص۴۳۰.

[۳] همان ؛ ص۳۶۹.

[۴] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۸۱.

[۵] همان؛ ص ۱۸۲.

[۶] بازاریابى شبکه اى ؛ ص۴۶.

[۷] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۰۹.

[۸] همان؛ ص ۱۱۰.

[۹] همان.

[۱۰] همان.

[۱۱] حیله هاى شرعى و چاره جویى هاى صحیح ؛ ص۱۱۲.

[۱۲] همان؛ص ۱۱۳.

[۱۳]  سوره فصلت؛ آیه ۳۹.

[۱۴] ربا و بانکدارى اسلامى ؛ ص۵۵.

[۱۵] همان.

[۱۶] همان؛ ص ۵۶.

[۱۷] همان.

[۱۸] همان.

[۱۹] همان.

[۲۰] همان.

[۲۱] همان.

[۲۲] تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۳۶۸.

[۲۳] همان.

[۲۴] همان.

[۲۵] همان.

[۲۶] همان.

[۲۷] همان؛ ص ۳۶۹.

[۲۸] «وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا»،(سورۀ بقره؛ آیۀ۲۷۵).

[۲۹] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۶۷.

[۳۰] ر. ک:« اصول و قواعد راهبردى در اسلام».

[۳۱] دائره المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص ۳۶۸.

[۳۲] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۲۳.

[۳۳] همان ؛ ص۱۲۴.

[۳۴] همان.

[۳۵] همان؛ص۱۲۵.

[۳۶] همان.

[۳۷]  وسائل الشیعه؛ ج ۱۲؛ ص ۴۲۵؛ ح ۱۱.

[۳۸] دائره المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص ۳۶۸.

[۳۹] همان.

[۴۰] ربا و بانکدارى اسلامى ؛ ص۴۵.

[۴۱] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۱۳.

[۴۲] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۵۷.

[۴۳] سورۀ ال عمران؛آیۀ۱۳۰.

[۴۴] تفسیر نمونه ؛ ج ۳ ؛ ص۸۸.

[۴۵] همان.

[۴۶] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۸۰.

[۴۷] همان؛ ص۸۱.

[۴۸] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۳۹.

[۴۹] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۶ ؛ ص۱۵۹.

[۵۰] ربا و بانکدارى اسلامى ؛ ص۳۶.

[۵۱] همان.

[۵۲] همان؛ ص ۳۷.

[۵۳] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۳۹.

[۵۴]  عیون الاخبار؛ ج ۲؛ ص ۹۴، من لایحضره الفقیه؛ ج ۳؛ ص ۵۶۶.

[۵۵] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۳۹.

[۵۶] همان.

[۵۷] همان.

[۵۸] همان.

[۵۹] ربا و بانکدارى اسلامى ؛ ص۱۲.

[۶۰] همان؛ ص ۱۳.

[۶۱] مثالهاى زیباى قرآن ؛ ج ۱ ؛ ص۱۵۶.

[۶۲] انوار هدایت، مجموعه مباحث اخلاقى ؛ ص۴۱۰.

[۶۳] همان؛ ص ۴۱۱.

[۶۴] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۲۹.

[۶۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار روسای اتاق های بازرگانی و تعاون ایران؛۲/۱۲/۱۳۹۵.

[۶۶]  وسائل الشّیعه؛ ج ۱۲؛ ابواب الرّبا؛ ب۱؛ ح ۸.

[۶۷] بررسى طرق فرار از ربا ؛ ص۸۳.

[۶۸] همان.

[۶۹] همان؛ ص ۸۴.

[۷۰] یکصد و پنجاه درس زندگى (فارسى) ؛ ص۲۵.

[۷۱]  بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۱۶/۱/۱۳۹۶.

[۷۲] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی ؛درس خارج فقه؛ مسجد اعظم قم؛۸/۹/۱۳۹۶.

[۷۳] ربا و بانکدارى اسلامى ؛ ص۳۵.

[۷۴] همان ؛ ص۱۳۳.

[۷۵] همان؛ ص ۱۳۴.

[۷۶] همان ؛ ص۱۳۸.

[۷۷] همان.

منبع: خبرگزاری رسا

انتهای پیام/

دیدگاه شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر می‌گذارد

اطلاع‌رسانی
avatar
wpDiscuz