بانک مبتنی بر یک اصل و گزاره فقهی در دین یهود است-ب۲

0
http://reba.ir/?p=6169

همان‌گونه که از توضیحات شما معلوم است، یک نهاد در درون محیطی با ارزش‌های فرهنگی خاص خود طراحی می‌شود، آیا این نهاد ارزش‌های فرهنگی حاکم در آن محیط را به کاربرانش انتقال نخواهد داد؟

به نکته‌ی خوبی اشاره کردید. یکی از اشکالاتی که در نگاه نهادگرایان وجود دارد و گفتم ممکن است در ادامه‌ی بحث به آن برسیم همین مسئله است. همان‌گونه که یک گوشی هوشمند یا یک تبلت به‌عنوان نمادی برای نهاد می‌تواند ارزش‌ها و فرهنگ حاکم در محل طراحی خود را منتقل کند، آن‌هم به عنوان یک وسیله‌ی تکنیکی و با تأثیرات خرد و محدود بر روی یک فرد، یک نهاد هم با تمام ابعاد و اجزای پیچیده‌اش قطعاً ارزش‌هایی از خود ساطع خواهد کرد، ارزش‌هایی که برآمده از محیط فرهنگی‌ای است که از آن آمده است.

یک نهاد وقتی به این حد از هوشمندی رسیده که می‌تواند به عنوان تافته‌ای جدا بافته در محیط مقصد خدمات‌رسانی کند قطعاً ارزش‌های حاکم در محیط ساختش را نیز به محیط‌زیستش منتقل خواهد کرد.

این نکته‌ای است که عمدتاً در مطالعات نهادگرایی به آن اشاره نمی‌شود. یکی از دلایلی که باعث شده این بی‌توجهی اتفاق بیفتد این است که این نهادها توانسته‌اند جامعه‌ی مبدأ خود را به حدی از پیش رفت برسانند که رسیدن به این پیش‌رفت دغدغه‌ی دیگر جوامع هم هست. ازاین‌رو متفکرین نهادگرا به دنبال راه‌هایی می‌گردند تا خیلی زود جامعه‌ی خود را به این پیش‌رفت برسانند. این مسئله باعث تقلید صرف در استفاده از این نهادها در جوامع دیگر می‌شود بدون توجه به این مسئله که ممکن است یک نهاد در جامعه‌ی میزبان به خوبی خدمات‌‌رسانی کند اما قطعا ناقل فرهنگ و ارزش‌های جامعه‌ا‌ی که از آن می‌آید هم خواهد بود.

خوب با این حساب ساخت و فراگیر سازی یک نهاد نباید خیلی دشوار باشد؟

نه اصلا این طور نیست. هم فرآیند ساخت یک نهاد پیچیده است، هم فرآیند فراگیر سازی آن زمان بر. این تصور برای شما به این دلیل شکل گرفته که یک نهاد پدیده‌ای سهل و ممتنع است.ممکن است استفاده از یک نهاد برای یک جامعه مثل استفاده از یک گوشی هوشمند برای یک فرد، ساده باشد اما همان‌قدر که طراحی و ساخت یک گوشی هوشمند دشوار است، طراحی و شکل‌گیری یک نهاد هم بسیار پیچیده و قطعاً دشوارتر از ساخت یک ابزار تکنولوژیک است.

گوشی‌های هوشمند لمسی آیفون«نهاد پدیده‌ای سهل و ممتنع است.ممکن است استفاده از یک نهاد مثل استفاده از یک گوشی هوشمند ساده باشد اما همان‌قدر که طراحی و ساخت یک گوشی هوشمند دشوار است، طراحی و شکل‌گیری یک نهاد هم بسیار پیچیده و قطعاً دشوارتر از ساخت یک ابزار تکنولوژیک است.»

علاوه بر پیچیدگی برای نهادینه شدن یک ساز و کار هوشمند در یک جامعه، مدت‌ها زمان نیاز است. اما همان‌گونه که گفتم وقتی یک سیستم به حد لازم از پیچیدگی رسید و در جامعه‌ای فراگیر و نهادینه شد، دیگر استفاده‌ی آن در دیگر جوامع خیلی زمان‌بر نیست. فقط کافی است که یک نهاد جا بیفتد، وقتی جا افتاد پراکندن و فراگیرسازی آن خیلی زمان نخواهد برد.

خوب فکر می‌کنم زمان آن رسیده باشد که به تفاوت‌های اقتصاد اسلامی از اقتصاد غربی یا به بیان شما الگوی معیشت غرب از الگوی معیشت اسلام بپردازیم.

البته. با این مقدمات خیلی ساده‌تر می‌توان این مقایسه را انجام داد. ببینید با روی‌کرد پدیدارشناسانه این‌جا هم باید از نهادها صحبت کرد. امروز الگوی معیشت غرب یعنی اکانامی، با یک سری از نهادها اجرا می‌شود. ممکن است ویراست‌ها یا نسخه‌های متفاوتی از اکانامی به کار رود، مثلاً ویراست کینزی یا فریدمنی که در کل به آن‌ها لیبرال گفته می‌شود یا ویراست نئوی آن‌ها، که می‌شود نئوکینزی یا نئوفریدمنی و به آن‌ها نئولیبرال گفته می‌شود. لیبرال اکانامی یا نئولیبرال اکانامی، هر دو از نهادهای ثابتی استفاده می‌کنند؛ نهادهایی مثل پول، بانک، بازار سهام و مواردی مانند این‌ها نهادهایی هستند که الگوی معیشت غرب را در یک جامعه عملیاتی می‌کنند.

اولین حلقه از نهادهای پیرامون زمین اقتصاد«لیبرال اکانامی یا نئولیبرال اکانامی، هر دو از نهادهای ثابتی استفاده می‌کنند؛ نهادهایی مثل پول، بانک، بازار سهام و مواردی مانند این‌ها نهادهایی هستند که الگوی معیشت غرب را در یک جامعه عملیاتی می‌کنند.»

اگر الگوی معیشت اسلام یعنی بیع هم بخواهد در یک جامعه عملیاتی شود، تنها با حرف‌های کلان و نظری نمی‌توان آن‌را پیاده کرد، بلکه با نهادسازی‌ می‌توان این حرف‌ها را در جامعه اجرایی کرد. این‌که چه نهادهایی در معیشت مردم در یک جامعه در حال نقش آفرینی هستند و هر یک به کدام الگوی معیشت تعلق دارند، در عمل و نه در نظر، نشان می‌دهد که کدام الگو در یک جامعه حاکم است، الگوی غربی یا الگوی اسلامی.

در واقع نهادها شاخصی هستند برای میزان پدیدار شدن و محسوس شدن تئوری‌هایی که در یک الگوی معیشت مطرحند. در الگوی معیشت بیع نهادهای دیگری مطرح‌‌اند. شاید برخی از آن‌ها به گوش شما آشنا باشد اما قطعاً نه به عنوان نهاد. برخی از آن‌ها را به عنوان عقد می‌شناسیم. عقود اسلامی همه قابلیت تبدیل شدن به نهاد را دارند. یعنی نهادهایی برای هر یک از این عقود شکل بگیرد و آن‌ها را عملیاتی کند. عقد قرض، عقد اجاره، عقد مضاربه، عقد مزارعه، عقد مساقات و عقودی از این دست.

مثلا عقد قرض، می‌تواند فراتر از یک عقد، نهادی برای عملیاتی شدن این عقد در جامعه داشته باشد.

اولین حلقه از نهاد‌های پیرامون زمین کدآمایی«عقود اسلامی همه قابلیت تبدیل شدن به نهاد را دارند. یعنی نهادهایی برای هر یک از این عقود شکل بگیرد و آن‌ها را عملیاتی کند. عقد قرض، عقد اجاره، عقد مضاربه، عقد مزارعه، عقد مساقات و عقودی از این دست.»

چه‌گونه می‌توان از یک عقد ساده یک نهاد ساخت؟

ببینید، فکر می‌کنید اساس شکل‌گیری نهادی مثل بانک، چیزی فراتر از این بوده؟ بانک مبتنی بر یک اصل و گزاره‌ی فقهی در دین یهود که از تورات بیرون آمده است شکل‌ گرفته. این‌که یک یهودی نمی‌تواند به برادر خودش ربا دهد، اما به غیر یهودی می‌تواند. همین اصل فقهی اساس شکل‌گیری بانک بوده که آن‌را قبل‌تر توضیح دادم، یهودیان بر اساس همین اصل روی نیمکت‌هایی می‌نشستند و به تجار مسیحی که غیر یهودی بودند ربا می‌دادند. بعد به مرور این نیمکت‌ها تبدیل شدند به این تشکیلات گسترده که به بانک معرف شده است.

حال اگر مبتنی بر عقد قرض در الگوی معیشت بیع، که برآمده از اصول فقهی اسلام است، نهاد شکل بگیرد، این نهاد می‌تواند این عقد بر زمین مانده را در جامعه نهادینه و اجرایی کند. به هر حال افراد در فعالیت‌های معیشتی خود نیاز به قرض دارند، به این نیاز در الگوی معیشت اسلام پاسخ داده شده است، اما وقتی نهادی برای اجرایی شدن آن در جامعه وجود نداشته باشد و در مقابل نهاد بانک به وفور موجود باشد، طبعاً افراد جامعه‌ی شما با وجودی که مسلمانند و اسلام ربا را جنگ با خدا می‌داند، به سراغ نهاد ربوی بانک خواهند رفت.

سایر عقود هم به همین شکل می‌توانند نهادی مختص به خود داشته باشند و عملا معیشت یک جامعه را اداره کنند. علاوه بر این‌ها الگوی معیشت اسلام، نهادهای دیگری مثل خمس، زکات، انفاق، نذر و مواردی از این دست را هم دارد، که نهادهای ثانویه هستند و با وجود نهادهای اولیه می‌توانند به کارکرد حداکثری خود برسند.

دویم حلقه از نهادهای پیرامون زمین کدآمایی«الگوی معیشت اسلام، نهادهای دیگری مثل خمس، زکات، انفاق، نذر و مواردی از این دست را هم دارد، که نهادهای ثانویه هستند و با وجود نهادهای اولیه می‌توانند به کارکرد حداکثری خود برسند.»

وقتی تعداد زیادی از این نهاد‌ها فعال شدند، آن‌گاه این نهادها الگوی معیشتی را که به آن تعلق دارند در جامعه حاکم خواهند کرد. امروز خیلی‌ها دغدغه دارند تا الگوی معیشت اسلام در جامعه‌ی حاکم باشد، شاید در حوزه‌ی نظری هم این ادعا تا حدی درست باشد، چون حکومت اسلامی طبعا الگوی معیشت اسلامی باید داشته باشد، اما تا وقتی این الگو از حوزه‌ی نظر به حوزه‌ی عمل در قالب سیستم و نهاد منتقل نشود، هیچ‌گاه چتر الگوی معیشت بیع بر سر جامعه باز نخواهد بود. عملاً این چتر الگوی معیشت غرب است که بر فراز جامعه‌ی ما سایه افکنده است؛ چرا که الگوی معیشت غرب سیستم‌ها و نهادهای خاص خود را طراحی کرده و نه تنها در غرب بلکه در جهان حاکم کرده است، و این نهادها وارد جامعه‌ی ما هم شده‌اند.

به بیان دیگر امروز در سطح کلان نظری و حوزه‌ی تفکر، الگوی معیشت بیع حاکم است اما هر قدر هم چتر پارادایم الگوی معیشت بیع در این سطح بر فراز ذهن‌ها باز باشد، چه کسی می‌تواند کتمان کند امروز نهادهای اکانامی در سطح عملیاتی در حال خدمت‌رسانی در جامعه هستند. در واقع اگر در این‌جا این نهادها را به مثابه میله‌هایی که زیر یک چتر، باعث می‌شوند تا پوشش چتر بر فراز سر شما باز شود، فرض کنیم، هر کدام از آن‌ها بخشی از پوشش پارادایم الگوی معیشت غرب را بر فراز سر جامعه‌ی ما باز می‌کنند. حال وقتی این نهادها در جامعه مثل یک منظومه در کنار هم خدمات‌رسانی کنند، عملا چتر پارادایم اکانامی به طور کامل بر فراز جامعه‌ی ما باز خواهد شد.

سوپر-ماکرو نهاد«اگر نهادها را به مثابه میله‌هایی که زیر یک چتر، باعث می‌شوند تا پوشش چتر بر فراز سر شما باز شود، فرض کنیم، هر کدام از آن‌ها بخشی از پوشش پارادایم الگوی معیشت غرب را بر فراز سر جامعه‌ی ما باز می‌کنند. وقتی این نهادها در جامعه مثل یک منظومه در کنار هم خدمات‌رسانی کنند، عملا چتر پارادایم اکانامی به طور کامل بر فراز جامعه‌ی ما باز خواهد شد.»

امروز دو چتر بر فراز جامعه‌ی ما باز است، یکی در سطح کلان و نظری تحت عنوان الگوی معیشت اسلام یعنی بیع، اما دیگری قدری پایین‌تر تحت عنوان الگوی معیشت غرب یعنی اکانامی. مردم می‌دانند که در حوزه‌ی نظر دغدغه‌ حاکمیت الگوی معیشت اسلام است؛ شاید از خیلی از مردم هم سوال کنید آن‌ها هم قطعاً تمایل داشته باشند که الگوی معیشت اسلام حاکم باشد، اما چیزی که هست آن‌ها عملا دارند از نهادهای اکانامی خدمات می‌گیرند و سنگینی سایه‌ی الگوی معیشت غرب را بر روی سرشان حس می‌کنند!

سوپرنهاد اکانامی در تقابل با سوپر نهاد بیع«امروز دو چتر بر فراز جامعه‌ی ما باز است، یکی در سطح کلان و نظری تحت عنوان الگوی معیشت اسلام یعنی بیع، اما دیگری قدری پایین‌تر تحت عنوان الگوی معیشت غرب یعنی اکانامی.»

این‌جاست که می‌توان فهمید که چه‌گونه یک الگوی معیشت از نظر تا عمل، در یک جامعه اجرایی می‌شود و مولفه‌های کلیدی هر الگوی معیشت، چه‌طور از حوزه‌ی نظر بیرون آمده و در درون یک جامعه نهادینه می‌شود. و این‌جاست که شما به ضرورت نظام‌سازی که یکی از کارخواسته‌‌های اصلی شخص رهبری در این مقطع از عمر انقلاب اسلامی است، می‌توانید پی ببرید. پیاده‌ شدن الگوی معیشت بیع در جامعه یا همان اقتصاد اسلامی از مسیر نظام‌سازی یا به تعبیر غربی‌اش سیستم‌سازی می‌گذرد. نهاد آن‌طور که قبلا توضیح دادم همان سیستم است البته از نوع هوش‌مندترش، حال نهادسازی، سیستم‌سازی یا نظام‌سازی، تقریبا مفاهیم هم‌ارزی هستند که امروز اگر بخواهیم الگوی معیشت اسلام را در جامعه‌ی خود پیاده کنیم، راهی جز آن نداریم. علاوه بر نهادسازی یا نهادزایی باید نهادزدایی هم به صورت هم‌زمان صورت بگیرد تا جا برای ایجاد نهادهای جدید باز شود.

خوب فکر می‌کنم برای امروز کافی است، فرصت شما هم محدود است، اما سوالات زیادی باقی ماند، فکر می‌کنم ما مجددا باید در فرصت دیگری وقت شما را بگیریم و پاسخ‌های شما را به باقی سوالات بشنویم.

بله، انشاءالله در فرصتی در آینده‌ی نزدیک، حتما باید به این سوالات بپردازیم، فقط امیدوارم سوالات بعدی شما مثل این‌ سوال اولتان این‌قدر کلی نباشند.

از این‌که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید از شما متشکرم.

من هم از شما و مخاطبانتان که حرف‌های بنده را در این مصاحبه‌ی طولانی تحمل کردند تشکر می‌کنم.

دریافت پرونده PDF این مقاله

دیدگاه شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر می‌گذارد

اطلاع‌رسانی
avatar
wpDiscuz