مرثیه‌ای بر صدا و سیما

0
http://reba.ir/?p=5582

صدا و سیما در نگاه امام خمینی رحمه الله علیه جایگاهی در حد یک دانشگاه عمومی را به خود اختصاص داده بود:

«اهمیت رادیو- تلویزیون بیشتر از همه است. این دستگاه ها دستگاه های تربیتی است؛ باید تمام اقشار ملت با این دستگاه ها تربیت بشوند؛ یک دانشگاه عمومی است. دانشگاه ها دانشگاه های موضعی است. این یک دانشگاه عمومی است یعنی دانشگاهی است که در تمام سطح کشور گسترده است. باید از آن، عمل دانشگاه را، به آن اندازه ای که می شود، استفاده کرد. باید این دستگاه دستگاهی باشد که بعد از چند سال تمام قشر ملت را روشن کند، تمام را مبارز بار بیاورد، تمام را متفکر بار بیاورد. تمام اینها را مستقل بار بیاورد. آزادمنش بار بیاورد. از غربزدگی بیرون کند؛ استقلال به مردم بدهد، این از همه چیزهایی که در این دستگاه ها هست مهمتر است؛ و این وظیفه دارد که با مردم حکم معلم و شاگرد داشته باشد. اشخاص نویسنده، اشخاص گوینده، اشخاص فهیم. اشخاص مطلع در اینجا صحبت بکنند. فرصت به آنها بدهند که در اینجا صحبت بکنند. زیادند اشخاص که پیشنهاد این معانی را می کنند؛ به اینها باید فرصت بدهند و آنها صحبت بکنند. به جای آنکه چیزهایی که به درد ملت نمی خورد یا مضر به حال ملت است. یک چیزهای مفید را به مردم بدهند و یک غذای مفیدی به مردم بدهند؛ مردم را تغذیه کنند و غذاهای صحیح سالم. و من امیدوارم که این دستگاه هم همان طوری که وعده کردند که بتدریج درست بشود، قدم را یک خرده بلندتر بردارند و زودتر انشاءالله تصفیه بشود و تعدیل بشود.»

(بیانات در ۲۹/۱۲/۵۷)

آرمان امام برای صدا وسیما

تصور یک چنین مقامی بدون پشتوانه ی عظیم مالی که حکومت اسلامی باید آن را تأمین کنند میسر نیست از این رو امام خمینی به حفظ استقلال این نهاد بسیار تأکید می­ورزیدند:

  ایشان در دیدار با مسئولان صدا و سیما در سال ۱۳۵۹ فرمود: «این دو دستگاه صدا و سیماست که باید اسلامی شود. استقلالش را حفظ کنید. کسی اگر آمد و خواست یک چیزی را تحمیل کند، ابدا به آن اعتنا نکنید و با استقلال و با قدرت، این دستگاه را راه بیندازید».

ایشان در خصوص تبلیغات صدا و سیما می فرمایند:

تبلیغات، که همان شناساندن خوبیها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدیها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است. ان شاءالله در محدوده توانتان نقاط کور و مجهول را برای مردم شریف ایران و جهان اسلام باز و روشن نمایید؛ و چهار چوب اسلام ناب محمدی، که ترسیم قهر و خشم و کینه مقدس و انقلابی علیه سرمایه داری غرب و کمونیسم متجاوز شرق است، و نیز راه مبارزه علیه ریا و حیله و خدعه را به مردم و بخصوص جوانان سلحشورمان نشان دهید.
این مسئله که نظام در اهداف خود جدی است و با هیچ کس شوخی ندارد و در صورت به خطر انداختن ارزشهای اسلامی با هر کس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می نماید، باید به عنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران و مردم تبلیغ گردد.

تبلیغات مسئله ای است پر اهمیت و حساس، یعنی دنیا با تبلیغات حرکت می کند. آن قدری که دشمنان ما از حربه تبلیغات استفاده می کنند از طریق دیگری نمی کنند. و ما هم باید به مسئله تبلیغات بسیار اهمیت دهیم و از همه چیزهایی که هست، بیشتر به آن توجه کنیم. باید تبلیغات فرهنگی ما خصوصاٌ در رادیو و تلویزیون بیشتر باشد؛ چرا که الان وضع طوری شده است که آن روستایی که در صحرا مشغول امر کشاورزی می باشد هم، به رادیو گوش می دهد و در بعضی نقاط تلویزیون هم هست آن قدری که رادیو و تلویزیون می تواند به مردم خدمت کند، روزنامه ها و دستگاههای دیگر نمی توانند خدمت کنند. شما می دانید که تبلیغات خارجی علیه ما زیاد است؛ شما باید با تبلیغ فرهنگ اسلامی، به دروغ پراکنیهای صداهای خارجی پاسخ دهید. اینها تبلیغات دست خودشان است. از آن طرف اینطور تبلیغات می کنند، از آن طرف این طور کشتار می کنند. تمام این مفاسد برای اسلحه دار بودن غیر صُلَحاست. صُلَحا باید اسلحه داشته باشند.

با این تفاسیر آیا جایز است صدا و سیما خرجش را آنقدر بیشتر از دخلش قرار دهد که برای پر شدن آنتن ها به دریوزگی دست زند؟

صداو سیمای امروز ما صدا و سیمای گدا و دریوزه ای است که برای تأمین بودجه ی خود به هر خفت و خواری تن در می دهد و منافع بانک ها، شرکت ها و دوره گردهایی را حفظ می­کند که بابت هر دروغی که تحویل مردم می­دهند تکه نانی جلوی این دریوزه ی بی نوا می­اندازند….

 و چه مخاطب بیچاره­ای که قرار است به پای این نه دانشگاه عمومی بلکه پای این بازار دست فروشان بنجل فروش، خوراکی فاسد نصیبش شود؛ که اگر منافع این دست فروشان با منافع اندک برنامه های اسلامی تلاقی کند آنکه هماره باید کنار برود اسلام است

نه بانک های اختلاس گر رباخوار،

نه برنج فروشان آوازه و میزبان و …

 نه هفته های میلیونی همراه اول،

 نه چیپس و پفک چی توز

و نه کرم دروغگوی حلزون

و نه کفش تن تاک و ….

تکرار مکررات این مرثیه ی ناتمام تهوع مخاطبان را به همراه می آورد. مخاطبانی که در پی رفع خستگی روز خود با خوراک بی فرهنگی صدا و سیمای وابسته ی دریوزه و متکدی خسته تر می­شوند و هم آن چه نصیبشان می­گردد حبابی توخالی و پوچ است….

نویسنده : هاله اسماعیل نژاد

منبع: باشگاه استراتژیست‌های جوان

دیدگاه شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر می‌گذارد

اطلاع‌رسانی
avatar
wpDiscuz