پول چیست

0
http://reba.ir/?p=12171

 

آخرین اخبار مرتبط با ربا را از «کانال جنبش ممانعت از جنگ با خدا» دنبال کنید

👈 پول نباید کار کند  (امام  خمینی)

👈 امروز، خیلی از مسائل وجود دارد که فقه باید تکلیف اینها را معلوم کند؛ ولی معلوم نکرده است. مثلاً اصلاً پول چیست؟ (امام خامنه‌ای)

🔸  ابتدا به تعریف سنتی پول بپردازیم؛ اصولاً پول دارای سه کارکرد است.

 
۱️⃣ پول به‌عنوان وسیله مبادله: پول باعث می‌شود که مبادلات آسان‌تر انجام گیرد.
۲️⃣ پول به‌عنوان معیار سنجش ارزش: با پول کالاها به‌راحتی باهم مقایسه می‌شوند.
۳️⃣ پول وسیله حفظ ارزش: به‌وسیله پول می‌توانیم پس‌انداز کنیم.

 
🔹  پول قرار بود وسیله مبادله باشد اما بدل به هدف شده است  و همه به دنبال  جمع‌کردن آن به  مقدار زیاد هستند  یعنی عملاً  وسیله  مبادله بودن پول زیر  سؤال است.

🔹  پول‌ها برای این خلق شدند که بتوانند کالاها باهم مقایسه  شوند  اما با توسعه بازار (مکانیسم حاصل از تفکیک تولیدکننده و مصرف‌کننده و کمبود طلاهایی که سکه شده بودند و سایر مسائل مربوط به پول، پول‌های کاغذی که درواقع اعتباری بودند از طلاهایی که سکه شده بودند گسترش یافتند و درواقع قانون گرشام که گفت: «پول بد، پول خوب را به حاشیه می‌راند)  نقصان   کارکرد مقایسه ای  پول  زیر سوال  رفت

درواقع کارنسی (اعتبار خلق‌شده به‌تبع طلاهای سکه شده) نقش پول بد را بازی کردند و طلا (پول خوب)  را به حاشیه راندند و  کلاً دیگر   طلا  پول به‌حساب نمی‌آمد. حالا دیگر پول کمیاب نیست. از حالا به بعد پول تعریف دیگری دارد ازاین‌پس، اسکناس  که   همان کارنسی  است  پول محسوب شد و چیزی که قرار  بود  وسیله ای برای   برای  مقایسه   کالا ها با هم باشد   بدل به چیزی شد که  با خودش   مقایسه میشد

❌  فرض کنیم   اینچ  و سانتی متر  هر  دو  یک فاصله را اندازه گیری  می کنند  ( اندازه یک چیز که تغییر نمی کند)چطور ممکن   است  سانتی  متر   (  دلار  به عنوان یک ارز)    با   اینچ (   یورو یا ریال به عنوان ارز دیگر    )   با یکدیگر  مبادله شوند  حال  آنکه هر دو  وسیله مقایسه یک اندازه هستند

🔹 تنها کارکردی که توانست خود را حفظ  کند وسیله پس انداز بودن آن  است با تعریفی جدیدی که  از  پول خواهد شد؛ این کارکرد نمود بیشتری پیدا  خواهد کرد هر چند همیشه  این سؤال  وجود خواهد داشت.
 

🔻  چطور وسیله ای  هم برای مبادله است و همان وسیله  را می‌توان  به‌عنوان پس‌انداز استفاده کرد؟

🔴 و اما پول چیست؟
 
و اما  

🔴   پول   چیست  ؟

پول، بوروکراسی حاکم بر اقتصاد و بازار است. آن چیزی که ماکس وبر در بحث اصالت سازمان و بوروکراسی بر آن تأکید می‌کند این است که اگر فردی بهترین راننده باشد مادامی‌که گواهی‌نامه نداشته باشد رانندگی وی محلی از اعراب ندارد. یا اینکه هر کسی تا وقتی مدرک لیسانس، فوق‌لیسانس و یا دکتری نداشته باشد هر میزان سرشار از علم باشد هیچ ارزشی ندارد. نظام اداری و بوروکراسی قطعه‌ی کاغذی است که به فرد، هویت می‌دهد و لذا خود فرد هیچ ارزشی در رانندگی یا علم ندارد. بوروکراسی حاکم بر اقتصاد پول است؛ قطعه کاغذی که واقعاً ما به ازایی ندارد به عبارت دیگر  پول است  که اعتبار  می  بخشد  و از آنجا   که هر کس به دنبال افزایش اعتبار خویش است  به افزودن اعتبار خود می افزاید فرضاً  در حوزه دانشگاهی  ممکن است فردی   به دنبال داشتن   چند مدرک دکتری یا ارشد برای حفظ آبروی خود باشد

با این تعریف فقط کارکرد سوم سنتی  پول   واقعاً عملی است  

با این تفاسیر سه    کارکرد   سنتی پول   تبدیل به   سه   کارکرد جدبد  می شوند

🔴   سه کارکرد پول   

  ۱ :   هرگز نمی‌خوابد و خواب ندارد زیرا هزینه فرصت محسوب شده و باید کار کند
  ۲ :    خالق است، محصولات را خلق می‌کند و هم خود به تکاثر خود می‌پردازد
  ۳ :   منبع قدرت است و در واقع اعتبار معامله گران بازار است

لذا با این تعریف  بشر   :

به ‌دنبال پول بیشتر و سود بیشتر در مدت زمان کمتر است جولان دادن در حوزه کارنسی آن‌ها را به‌تبع اعتبار آن ارزشمندتر می‌کند  و اعتبار می بخشد  «لذا پول اصلی به محاق می رود»(قانون گرشام) و گسترش نهادهایی که کارنسی را رقم می‌زدند شکل می گیرد.

🔵   نهادهائی  که کارنسی را رقم می زنند تا   اعتبار فرد  در مدت زمان کمتری و به دور از تولید  بیشتر شود   به دسته های زیر تقسیم می شوند

   ۱️⃣      بانک (شامل بانک‌های مرکزی و خصوصی و … زیرا ارز و اسکناس = پول)
   ۲️⃣      بورس (ورق سهام = پول، حق تقدم سهام = پول کالائی، اوراق، و حتی فرابورس و NASDAQ در آمریکا)
   ۳️⃣     صنعت بیمه (تأمین اجتماعی، آتیه، زیرا با ارزش زمانی پول کسب سود می‌کنند)
   ۴️⃣      اوراق مشتقه (اوراق قرضه (در ایران اوراق مشارکت)، خزانه و …)

🔺 این نهادها به علت اینکه در مدت‌زمان کم، بهره بیشتر ارائه می‌کنند بدون اینکه حتی دغدغه زیان یا مشکلات تولید در آن  مترتب باشد  بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند

در اصل این ۴ نهاد هستند که پول خلق می‌کنند زیرا خود ورق سهم پول محسوب می‌شود، اوراق قرضه، و خود اسکناس هم پول محسوب می‌شوند.

🔴🔴 نکته حائز اهمیت در این خصوص این است که تمام سودها که افراد فعال در  در این ۴ بازار کارنسی کسب می‌کنند از طریق نوسانات قیمت و نرخ بهره است. خود قیمت پول را اقتصاددانان نرخ بهره می‌دانند یعنی بر اساس تغییرات قیمت افراد  سود می‌کنند ، نتیجه‌ای که می‌شود در این خصوص رسید آن است که یک انسان مرچنت ( سوداگر ) چون برای کسب پول تلاش می‌کند لذا هر خرید یا فروشی انجام می‌دهد برای کسب پول است و یا از آن فراتر هر چیزی را که برای نوسان قیمت تجارت (خرید فروش) می‌کند در واقع پول محسوب می‌شود حتی اگر این سرمایه‌گذاری خریداری مستغلات، املاک و یا هر چیزی باشد که نه برای رفع نیاز بلکه برای کسب سود صورت می گیرد 

بر این تعاریف دو نکته قابل‌بیان است

🔻🔻اگر نوسانات قیمت، تورم و نرخ بهره و یا حتی تغییرات قیمتی را از نهادهای مالی بگیریم عملاً کسب سود غیرقابل دستیابی است = پاشنه آشیل اقتصاد مدرن که عملاً  معضل همین  تغییر قیمت است که چرا نباید قیمتها    ثابت باشد ؟

🔺🔺پول دیگر تعریفش معطوف به سهام، اوراق قرضه، مشتقات و …. نیست کما اینکه معطوف به سکه طلا نشد لذا با این تعاریف هر چیزی که تغییر قیمت ایجاد شود برای سرمایه‌گذاری پول تعریف می‌شود یعنی پول این‌گونه تعریف می‌شود

🔷   پول:  هر چیزی که بشود آن را فروخت و یا خریداری کرد طوری که با تغییر قیمت آن حین فروش بشود سود برد  پول است  

چند مثال   تا به خوبی  درک شود  

🔸  دلالی که از باغدار میوه  می خرد به  تره بار  می فروشد  در اصل با  خرید پول  و  فروش آن سود برده است زیرا  میوه مورد معامله وسیله ای  برای   رفع نیاز نیست بلکه وسیله ای  برای   کسب اعتبار یا کارنسی  است

🔸   بانک ها  که  پول   را از مشتری   ( صاحب حساب  ) می گیرند  و به وام  گیرنده با افزودن درصدی   سود   پول وام می دهند    در اصل پول را   خریده و با افزودن کارمزدی   روی آن سود برده اند ( مانند دلال میوه فروش)   و البته  خود  مشتری بانک  که با پول کمتری با اخذ سود روی آن  با تفاوت قیمت سود می کند  در اصل صاحب حساب مانند بانکدار  پول را  خرید و فروش کرده و  از ما به التفاوت قیمت خرید و فروش پول  سود می کند

🔸  سهامداری  که    سهام خود را خریده   است  و با افزودن   درصدی ( چه   با نوسان  قیمت یا هر چیزی  مثلا مبلغی  بالاتر  از  قیمت خرید خود برای فروش)   به خریدار سهام می فروشد  در اصل با خرید و فروش پول سود کرده است  

🔸 دارنده ورقه  قرضه یا اوراق مشارکتی که   از   دولت  به یه قیمت کمتر داده است  خریده  و با درصدی  بیشتر  که تضمین شده است سود می کند  یعنی با افزایش بهره آن  و سود ثابت سود می کند در اصل پول خرید و فروش کرده است   

🔸   کسی که   مستغلات یا باغی را خریداری کرده و به قیمت بیشتر می فروشد که نه برای رفع نیاز بلکه افزایش سود و کسب بیشتر اعتبار و کارنسی   این کار را می کند در اصل با خرید و فروش  پول کسب سود   می کند   و ..  

🔸   صرافی هائی که  وسیله سنجش و اندازی گیری را به بکدیگر مبادله می کنند و از تفاوت قیمت آن سود می کنند

ذکر چند نکته ضروری است   

🔻🔺   اینها تبعات مالکیت خصوصی است  که هر کس  حس می کند هر میزان  کسب کرد حق  دخل و تصرف دارد حال  آنکه در اسلام  مالکیت انسان درجه دوم است و انسان  مالک نفس خویش  نیز نیست چه اینکه خودکشی بزرگترین گناه است   

🔻🔺  در   تمام   موارد فوق   سود  خریدار و فروشنده تضمین شده بود  . این مصداق چه عملی در اسلام است  ؟

🔻🔺  با این موارد چه کسی پس تولید می کنند در صورتی که همه  دلال  هستند ؟

🔻🔺  کل خیابانهای تهران از میدان راه آهن تا تجریش ( خیابان  ولیعصر ( عج )  ) و کل بازار از خیابان ری تا مولوی  ایضاً  پاساژها  و همه   و همه  آیا مصداق این دلالی نیستند؟  دوباره باید پرسید چه کسی پس تولید می کند یا به عبارتی چه کسی پس  کار می کند؟

🔻🔺   با این اوصاف دلائل عدم رونق تولید به خوبی نمایان شد

🔻🔺   حالا   مشخص می شود چرا امام   فرمود پول نباید  کار  کند  .. 

🔻🔺   انقلابی  در راه است ،  انقلابیون بپا خیزید

✍️ محمد وارسته

دیدگاه شما چیست؟

اولین نفری باشید که نظر می‌گذارد

اطلاع‌رسانی
avatar
wpDiscuz