با توجه به تغییر قالب سایت و تغییراتی در بخش های گوناگون، مشکلاتی در بخش های گوناگون بوجود آمده که در حال رفع این مشکلات و بازسازی بخش های آسیب دیده هستیم. از شکیبایی شما متشکریم.
امام بانک‌داری بدون ربا را در شرایط اضطرار پذیرفت

امام بانک‌داری بدون ربا را در شرایط اضطرار پذیرفت

انقلاب اسلامی پس از پیروزی با بسیاری از ساختارهای رژیم گذشته مواجه بود که آرام آرام قدم در راه تغییر آنها نهاد. یکی از این ساختارها، نظام بانکداری در کشور بود که بخش عظیمی از آن بر پایه ربا و بهره استوار بود. در این مسیر قانونی در دهم شهریور ماه سال ۱۳۶۲ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید که مبنای عملکرد سیستم بانکی در کشور قرار گرفت.از آن تاریخ تا کنون مخالفین و موافقین این قانون همواره بر سر تطابق آن با احکام شرعی به گفتگو پرداخته اند؛ در همین راستا گفت‌وگوی تسنیم با آیت‌الله  محی‌الدین حائری شیرازی در ادامه می‌آید؛ وی که عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سابق شیراز است، معتقد به تاسیس پول واحد اسلامی و تغییر مبنای آن از دلار به طلاست.

*تسنیم: به عنوان نقطه آغاز به نظر حضرتعالی علت عدم موفقیت دستگاه های ما در بحث نظام سازی در موضوع اقتصاد اسلامی بعد از انقلاب چیست؟ به صورت جزیی‌تر تدوین کنندگان قانون بانکداری بدون ربا معتقدند که این قانون مبتنی بر فقه جعفری است، اما بسیاری از بزرگان دینی تصریح می کنند که این سیستم بانکی مبتنی بر ربا است. این مساله را شما چگونه تحلیل می‌کنید؟

توجه کنید که ما یک دانش داریم و یک دین. دین نگهبان ارزش‌هاست و دانش روش پیاده کردن ارزش‌هاست طبیعی است که این فرآیند به متد نیازمند است. قبل از اینکه تشکیل حکومت بدهیم، بدون داشتن متد کارهایی انجام می‌دادیم. اما حکومت کردن از ما متد مطالبه می‌کند. اگر ما توانسته باشیم احکام اسلام را با یک متد علمی ملبس کنیم، یعنی احکام برهنه را با متد علمی ارائه دهیم، یعنی مجموعه را با هم ببینیم، می توانیم این متد را وارد زندگی، حکومت و سیستم اجرایی کنیم. شما حلال و حرام را باید با متد علمی وارد کار کنید. ما قرآن، روایت، اصول کافی و غیره را داشتیم. وقتی حکومت تشکیل شد چرا نشستیم جلسه خبرگان تشکیل دادیم و قانون اساسی را تصویب کردیم؟ چون قانون اساسی متد برای پیاده سازی آنها بود.

*تسنیم: سوال همینجاست! آیا در قانون‌نویسی موفق شدیم؟

وقتی ما برای توضیح المسائل متد درست کردیم که توضیح المسائل برای حکومت و آیین نامه اجرایی حکومت باشد، قانون اساسی را آوردیم که از آن متد استخراج کنیم. بازهم قانون اساسی در عرش بود که باید به فرش می آوردیم، پس مجلس شورای اسلامی را تاسیس کردیم که قوانین اجرایی را تصویب کند. بازهم مجلس شورای اسلامی عرشی بود که باید به فرش می آمد. مصوبات مجلس با آیین نامه های دولتی از عرش به فرش می آمد. بانکداری دو لازمه دارد؛ دانش و ارزش. ارزش به ما می گوید ربا نباشد، اما دانشی که روش حذف ربا را داشته باشد، هنوز تدوین نشده است. اسلامی که تبدیل به علم نشده بود از حوزه آمد و علم اقتصاد غیراسلامی از بانک مرکزی و دانشگاه آمد. این دو در کنار هم نشستند و قانون بانکداری بدون ربا را نوشتند؛ اسلام علمی نشده و علم غیراسلامی.در این جا علم متد است و جلو می افتد.

پس اسلامی که متدش همراهش نیست، منزوی می‌شود. نتیجه آن شد که فقیه گفت من زیر بار ربا نمی‌روم. اما روسای بانکها و اساتید دانشگاه گفتند ربا نباشد. یکی از عقود شرعیه را بیاوریم و طبق آن پیش برویم، فقیه هم پذیرفت. در اینجا مضاربه را مورد بحث قرار دادند. در اینجا دانشگاه و وزارت خانه که دنبال این بودند که بهره حذف نشود، به مقصودشان رسیدند. اینجا تنها اسم بهره به مضاربه تغییر داده شد. فقها به این رفرم راضی شدند و نتیجه این شد. البته خودشان  می‌دانند که مضاربه نوعی مشارکت در سود و زیان است. اما در این قراردادها اصلا صحبتی از زیان نشده است. در حقیقت تنها معامله ای که در آن احتمال زیان وجود ندارد، ربا است.

عبدالله بن سنان از امام رضا علت حرمت ربا را سوال کرد؛ فرمودند دو علت دارد؛ یکی از آنها اینکه کاسبی را تعطیل می کند. چون همه کارها زحمت دارد و در عین حال احتمال زیان هم دارد. پس مردم راحت پول را داخل حساب ها می گذارند و دنبال کار نمی روند. تنها جایی که ریسک ندارد، ربا است. اگر خدا ربا را حرام نمی کرد، هیچ کس دنبال کاسبی نمی رفت. علت دوم هم اینکه اصطناع معروف تعطیل می شد. می گفتند حلال است که سود بگیرم، مگر دیوانه ام که پولم را به رایگان به دیگران قرض دهم. وقتی می خواهی سود بگیری، این دیگر کار خیر و اصطناع معروف(در این جا به معنای قرض الحسنه) نیست. ما در انقلاب آمدیم و گفتیم در دوره ی شاه ربا بوده، ما فعلا سعی می کنیم معاملات ربوی نباشد. این را به صورت موقت و یک رفورم بیان کردند. امام هم گفتند این آخر راه نیست. چون ایشان فرمودند که در اسلام پول کار نمی کند. کاری کنید که پول کار نکند.در مورد پشتوانه پول هم بارها گفته ام که پشتوانه پول ما باید از دلار به طلا یا چیز دیگری مبدل شود.

*تسنیم: امام با چه شرایطی قانون بانکداری بدون ربا را پذیرفتند؟

امام به اضطرار و به علت اینکه راهی برای کار نکردن پول درست نکرده بودیم، این قانون را پذیرفتند. چون راهی درست نکرده بودیم که پول کار نکند و پشتوانه‌اش کالا باشد. به یاد دارم که امام می‌گفتند اگر همین امسال هم می توانید قانونی بنویسید که در آن پول کار نکند، باید انجام شود.

*تسنیم: فرمودید دو جریان از حوزه و دانشگاه آمدند و با تعاملاتی که داشتند قانونی نوشته شد که در اجرای این قانون عملا لفظ ربا و مضاربه تغییر کرد. جنابعالی در آن زمان درگیر این مسائل بودید ، درباره اتفاقی که در کارنامه نهادهای مزبور افتاد توضیح بفرمایید؟

ما در سال ۱۳۵۸ گفتیم کرسی علوم انسانی دانشگاه دارای تنگه عبور است. اگر اسلام توانست این تنگه را فتح کند، تمام شکستها تبدیل به پیروزی می‌شود. اما اگر اسلام نتوانست، تمام پیروزی‌هایمان معلق می‌شود. به همین دلیل هم رهبری بر نوآوری تاکید دارند تا بتوانیم کرسی علوم انسانی دانشگاه را فتح کنیم. ما هنوز متد علوم اقتصاد اسلامی را به دانشگاه ها عرضه نکرده ایم.

*تسنیم: این مساله چقدر با فرهنگ التزام دارد؟ آیا بستر فرهنگی این متد اقتصادی تولید شده است؟

مسئله‌ای که پیش آمده این است که مبتنی بر گفته امام حوزه‌های ما تجریدی فکر می‌کنند. همین که اسم ربا روی سیستم نباشد، برایشان کافی است. حوزه با همین اسم فکرش آزاد می‌شود و توجهی به این ندارد که پول کار می‌کند. در حوزه هنوز مفاهیم کاربردی جا نیفتاده است. یعنی مشکل اصلی فرهنگی در حوزه‌های علمیه است.

*تسنیم: این نسبت را با فقه چگونه ارزیابی می‌کنید؟  آیا با همین فقه فردی می‌توانیم به خواسته‌هایمان برسیم یا باید به فقه حکومتی توجه کنیم؟

ما بایستی مسائل را جامع ببینیم و برای کارکرد حکومت نگاه به مجموعه داشته باشیم. یعنی باید توجه کنیم علوم انسانی متد است و حالت کشفی ندارد و این مساله این ضرورت را برای ما مشخص می‌کند که ما باید علم به معنای متد را تکمیل و در معنای اسلامی آن تدوین کنیم.

منبع: خبرگزاری تسنیم

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  1. بسمه تعالی
    حضرت على(علیه السلام) در نهج البلاغه مى فرماید:
    دانشمند کسى است که ارزش خویش را بشناسد« العالم من عرف قدره و کفى بالمرء جهلا أن لا یعرف قدره »- .، و براى مرد همین جهل کافى است که ارزش خود را نداند(نهج البلاغه،خطبه ۱۰۳انسانى که ارزش خود را نشناسد هلاک مى شود(نهج البلاغه، کلمات « هلک امرء لا یعرَف قدره »
    در جواب به شما هموطن گرامی باید بگویم انچه شما در خصوص معضلات بانکداری کنونی وتاثیرات سوءان بر روی اقتصاد وتورم موجود کاملا” درست است اما چند مسئله اساسی در این مورد که لازم میدانم به شما بگویم این است که اولا”وقتی من وشمای نوعی متوچه این موضوع می شویم پس مسلما” رهبر معظم انقلاب که مجتهد ی جامع الشرایط هستندخود نیز به این مسئله اشراف دارند بله حکایت حیطه علم واشراف ایشان است که مثال قرانی معروف ان همسفر شدن حضرت موسی(ع)و حضرت خضر(ع) می باشد با توچه به اینکه ایشان مجتهد جامع الشرایط ودارای مقام معنوی می باشند پس دامنه دید و درک ایشان از من وشما بالاتر است پس حتما” مصلحت این است همانطور که یک ضرب المثل چینی میگوید نمی توان مراحل رشد وتکامل جامعه را یکدفعه طی کرد بلکه تدریجی است و نیاز مند تمهیداتی است همانگونه که دیدگاه اسلام براى تغییر یک فرد یا یک ملت، باید اول محور افکار او را تغییر داد و در این باره، راه همبستگى مادیت و معنویت، فعالیت و فضیلت را نباید از نظر دور داشت که همین روش فلسفه توحید است.و شناخت کمالات خویش و راه رسیدن به آن ها است از انجا که درک خودشناسىنیازى به دلیل هاى پیچیده عقلى یا تعبدى ندارد. بنابراین، اصرارى که ادیان آسمانى و پیشوایان دینى.( بر خودشناسى و خودپردازى دارند، همگى ارشادى است(مصباح، ۲۴-(سنُریهم آیاتُنا فىِ الآفاقِ و فی اَنفُسهِم حتّى یتبین لَهم اَنّه الحقُّ) به زودى نشانه هاى خود را دراطراف جهان و در درون جانشان به آن ها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است(سوره فصلت، آیه ۵۳(.-(ولا تَکُونوا کالّذینَ نَسو اللّهفاَنساهم اَنفسهم) مانند کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند، خدا.( هم خودشان را از یادشان برد(سوره حشر، آیه ۱۹).-(علیکُم اَنفسکُم لا یضرُّکم من ضَلّ اذا اهتدیتُم) به خویشتن بپردازید و کسى که گم راه شد به. شما زیان نمى زند، اگر هدایت یافتید(سوره مائده، )۱۰۵-(و فی اَنفُسکُم اَفَلا تُبصرونَ) و در خودتان نیز آیاتى هست، مگر نمى بینید؟(سوره ذاریات، آیه۲۳).احادیث متعددى در این زمینه با مضامین گوناگون از امیرمؤمنان على(علیه السلام)رسیده کهمرحوم آمدى قریب سى روایت از آن ها را در غررالحکم آورده است(آمدی، ۱۳۷۹ ).به نمونه هایى از آنها توجه کنید :شناخت خویش، سودمندترین شناخت هاست. « معرفۀُ النفسِ اَنفع المعارف »-در شگفتم از کسى که گم شده اى را مى « عجبت لمن ینشد ضالتَّه و قد اَضلّ نَفسه فلا یطلبها »-جوید، در حالى که خود را گم کرده است و آن را نمى جوید.در شگفتم از کسى که خود را نمى شناسد، چگونه پروردگارش را بشناسد« عجبت لمن یجهلُ نفسه کیف یعرف ربه »-.نهایت معرفت این است که انسان خویش را بشناسد . « غایۀُ المعرفۀِ أن یعرف المرء نفسه »-بزرگ ترین کام یابى از آن کسى است که به خودشناسى نایل شود« الفوز الاکبرُ من ظفَر بمعرفۀِ النَفسِ »-.هر قدر بر دانش شخصى افزوده شود، اهتمامش به خودش بیشتر مى گردد و در راه تربیت و اصلاح خویش بیشتر می کوشد« کلّما زاد علم الرجلِ زاد عنایتَه بنفسه و بذَلَ فی ریاضتها و صلاحها جهده »-.حضرت على(علیه السلام) در نهج البلاغه مى فرماید:
    دانشمند کسى است که ارزش خویش را بشناسد« العالم من عرف قدره و کفى بالمرء جهلا أن لا یعرف قدره »- .، و براى مرد همین جهل کافى است که ارزش خود را نداند(نهج البلاغه،خطبه ۱۰۳انسانى که ارزش خود را نشناسد هلاک مى شود(نهج البلاغه، کلمات « هلک امرء لا یعرَف قدره » پس قدم اول تلاش درخودشناسی وخود سازی همان روحیه جهادی وانگیزه موفقیت داشتن است حال اگر
    برخی به اشتباه یابه عمدازاضطرارکه طبق ماده۲۰۶قانون مدنی وایه ۲۳و۲۴سوره نساء در قرارداد وایقاع بلامانع است سوءاستفاده میکنند حال انکه اگر چه اضطرار اراده مانند مکره اراده بر خلاف اراده فرد است اما در بردارنده سود منع شونده (ضعیف تر )است مانند تکالیف وفنونی که در کودکان با نقص توجه بکار میرود ودر نهابت سبب تعالی فرد است اما مکره اراده چون اراده را خدشه دار شده به مرور سبب موازی کار شده و ازبین رفتن خلاقیت خواهدشدپس برای اینکه در این وان افسا دچار قهقرا نشویم استراتیژیک راهبردی طبق فرموده رهبری روحیه و مدیریت جهادی است پس ما باید در تعابیرمان از قانون دقت نماییم است و البته مسئله ای مثل بانکداری بدون ربا وقردادهای باصطلاح اضطراری از جمله بهره های بانک ها که البته همگان میدانیم بواقع مکره اراده است برای خارج شدن از وضع فعلی نیازمند برنامه ریزی وسیع در اقتصاد خرد وکلان دارد نیازمند عزم ملی ومدیرانی با مدیریت جهادی داریم ابتدا نیازمند گزارشگری مالی درسطح اقتصاد خرد که یکی از اهداف گزارشگری مالی کمک به گروههای ذینفع برای تصمیمگیریهای بهتر
    میباشد و یکی از معیارهای تصمیمگیری سود گذشته و آینده شرکت میباشد که خود متشکل از
    اقلام نقدی و تعهدی است. اقلام تعهدی تا حدودی زیادی در کنترل مدیریت میباشد و از یک سو
    مدیریت را قادر میسازد که سود را به گونهای محاسبه نماید که گویای ارزش واقعی شرکت باشد
    و از سوی دیگر به مدیریت اجازه میدهد برای بهتر جلوه دادن عملکرد شرکت، با استفاده از
    انتخاب رویه های مجاز حسابداری، اقلام تعهدی را دستکاری و به اصطلاح امروزی مدیریت
    نماید.سرمایهگذاری: فرآیند تبدیل وجوه مالی به یک یا چند نوع دارایی که برای مدتی در زمان
    آتی نگهداری خواهد شد. همچنین سرمایهگذاری را می توان فرایند خرید یک دارایی واقعی و
    مالی که میزان بازده با ریسک آن متناسب باشد تعریف کرد یا به زبان سادهتر سرمایهگذاری فداکردن هرگونه ارزشی درحال به امید ارزشی بیشتر درآینده است ) .) آزادوار و شورورزی، ۴۳۳۳
    سرمایهگذاری برحسب موضوع به سرمایهگذاری واقعی و سرمایهگذاری مالی تقسیم میشود.فرصتهای سرمایهگذاری : اصولاً یک فرصت سرمایهگذاری نشان دهنده مجموعهای از
    سیاستها و خط مشیهای سرمایهگذاری است که همواره در طی زمان مورد تجدید نظر قرار می-
    گیرد و همچنین میتواند شامل عوامل محیطی باشد که شرایط مساعدی را برای شرکت فراهم می-
    کند ) اسلامی بیگدلی و بیگدلو، ۴۳۳۲ ( . فرصتهای سرمایهگذاری در واقع توانایی بالقوه سرمایه-
    گذاریهای شرکت را نشان میدهد. بدین معنی که هرچه قدر توانایی سرمایهگذاری شرکت در
    آینده بیشتر باشد، شرکت داری فرصتهای سرمایهگذاری بیشتری است. از آنجا که فرصتهای
    سرمایهگذاری برای افراد برون سازمانی غیرقابل مشاهده هستند بنابراین محققان مجبورند به
    متغیرهای شاخص وابسته باشند. برای اندازهگیری فرصتهای سرمایهگذاری معمولاً از سه
    شاخص: ۴ ارزش بازار داراییها به ارزش دفتری آن ۲ ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به – –
    ارزش دفتری آن ۳ نسبت سود هر سهم به قیمت آن استفاده میشود. –
    کیفیت حسابرسی: کلی بودن مفهوم کیفیت مانع از آن میشود که همگان تصور واحدی از
    آن داشته باشند. دی آنجلو درسال ۴۳۳۴ کیفیت حسابرسی را به صورت احتمال کشف و گزارش
    اشتباههای با اهمیت در صورتهای مالی تعریف کرد. پال مروس در سال ۴۳۳۳ کیفیت حسابرسی
    را این گونه تعریف کرد: “ایجاد اطمینان از صورت های مالی و احتمال این که صورت های مالی
    هیچ گونه تحریف با اهمیتی نداشته باشد.”. دیوید سان و نئو درسال ۴۳۳۳ کیفیت حسابرسی را
    توانایی حسابرسی در کشف و رفع تحریف های با اهمیت و دستکاری در سود خالص گزارش
    شده، تعریف کردند.
    اقلام تعهدی: تفاوت میان سود عملیاتی و وجه نقد یا تفاوت بین سود حسابداری شرکت
    وجریانهای نقد اساسی را اقلام تعهدی گویند ) .) ظریف فرد و ناظمی، ۴۳۳۳
    اقلام تعهدی اختیاری: اقلام تعهدی اختیاری اقلامی است که مدیریت بر آن کنترل دارد و
    میتواند آن را به تاخیر بیندازد، حذف کند یا در ثبت وشناسایی آن تسریع نماید. از آن جایی که
    این اقلام در اختیار مدیریت وقابل اعمال نظر توسط مدیریت است، به عنوان شاخصی در مدیریت
    سود استفاده میشودمشایخی و همکاران، ۴۳۳۴ ( .مدیریت سود: دی جورج و همکاران ۴ مدیریت سود را به عنوان نوعی دستکاری مصنوعی
    سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح مورد انتظار سود برای برخی مقاصد خاص تعریف می
    کنند. چرا که اغلب سرمایه گذاران و مدیران معتقدند شرکتهایی که سود آنها کمتر دچارتغییرات عمده میشود، نسبت به شر کتهای مشابه، دارای ارزش و قابلیت پیشبینی بیشتری
    هستند.با توجه به مقوله جدایی مالکیت از مدیریت و تئوریهای مطرح شده مرتبط با
    آن از قبیل تئوری نمایندگی، تئوری ذینفعان و دیگر تئوریها، نیاز به رسیدگی و حسابرسی
    صورتهای مالی کاملاً ضروری میباشد. حسابرسی با کیفیتتر صحت اطلاعات ارایه شده را
    بهبود میبخشد و به سرمایهگذاران اجازه میدهد تا برآورد دقیقتری از ارزش شرکت داشته باشند
    )چامبرز و پاین ۲ ۲۱۱۳ (. از طرفی، کیفیت حسابرسی در شرکتهای با فرصت سرمایه گذاری بالا ،
    به دو دلیل دارای اهمیت بیشتری میباشد: اول، این شرکتها از ریسک کنترل و ریسک حسابرسی
    بالاتری برخوردارند )تسوی و همکاران ۳ ۲۱۱۴ (. بنابراین به احتمال بیشتری متقاضی حسابرسی با ،
    کیفیت بالا هستند. دوم، در شرکتهایی با فرصتهای سرمایهگذاری بالا موقعیتهای بیشتری
    وجود دارد که استقلال حسابرس را تهدید میکند، بنابراین حسابرسان با کیفیت بالا، به منظور حفظ
    شهرت واعتبارشان کیفیت حسابرسی بالاتری را ارایه میدهند یکی از اهداف گزارشگری مالی ارایه اطلاعاتی است که سرمایهگذاران را در ارزیابی
    فعالیتها و توانایی واحدهای تجاری و انتخاب برای سرمایهگذاری یاری دهد. سرمایهگذاران به دو
    صورت از مزایای خرید سهام بهرهمند میشوند: اول، سود سهام که به صورت نقدی و غیر نقدی
    دریافت میکنند. دوم، افزایش قیمت سهام نسبت به بهای تمام شده آن، که مرتبط با توان واحد
    تجاری در ایجاد فرصتهای سرمایهگذاری است.یکی از اهداف مهم گزارشگری صورتهای مالی، برآوردن نیازهای اطلاعاتی استفاده
    کنندگان )درون سازمانی و برون سازمانی( از صورتهای مالی میباشد. از ویژگیهای مهم
    اطلاعات، مربوط بودن و قابل اتکا بودن آنها میباشد. استفادهکنندگان از صورتهای مالی همواره
    مایلند بدانند که این ویژگیها تا چه حد در صورتهای مالی رعایت شده است، اقلام تعهدی
    برخلاف اقلام نقدی با درجهای از ابهام همراه هستند که باعث کاهش قابلیت اتکای آنها میشود
    )محمدزادگان، ۴۳۳۲ (. به کارگیری اقلام تعهدی اختیاری محتوای اطلاعاتی صورتهای مالی را
    مخدوش میکند. تحقیقات نشان میدهد که سطح بالای اقلام تعهدی موجب کاهش کیفیت سود
    میشد. بنابرین میتوان ادعا کرد که اقلام تعهدی بالاتر، به معنی کیفیت کمتر و پایداری کمتر سود
    است ) علوی طبری و همکاران، ۴۳۳۳ (. کیفیت سود، معیاری مهم برای سلامت مالی واحد تجاری
    به شمار میرود و میتواند در گزارشگری مالی اطمینان سرمایهگذاران را در بازارهای مالی
    تحت تاثیر قراردهد ) فروغی و احمدی، ۴۳۳۳ ( . حسابرسی برای صورتهای مالی گزارشهای
    شده ارزش افزوده فراهم میآورد. زیرا نتایج بررسی مربوط بودن و قابلیت اتکای محتوای صورت-
    های مالی را گزارش میدهد )حساس یگانه، ۴۳۳۴ (. فرصتهای سرمایهگذاری چشم انداز آینده
    شرکت را نشان میدهد و معیار مربوط و مناسبی جهت تصمیمگیری و انتخاب میباشد.
    یک عامل تاثیرگذار در تصمیمگیری )اطلاعات مربوط( و میزان به کارگیری اقلام تعهدی اختیاری
    به عنوان یک عامل مخدوش کننده اطلاعات و کیفیت حسابرسی به عوان یک عامل کاهش استفاده
    از این اقلام، پرداخته میشود.به طور کلی، در بررسی فرصتهای سرمایهگذاری بر مربوط بودن و مفید بودن اطلاعات و
    در بررسی کیفیت حسابرسی و به کارگیری اقلام تعهدی اختیاری بر قابلیت اتکای اطلاعات تاکید
    میشود. در نتیجه بررسی رابطه بین آنها میتواند به منجر تصمیمگیری بهتر استفادهکنندگان شود.از انجاکه حسابرسی، استفاده مدیران در به کارگیری اقلام تعهدی اختیاری
    و مدیریت سود را کاهش میدهدسانجی و مارک ۴۲ ۴۳۳۳ (، در بررسی رابطه بین رشد تحقق یافته و فرصتهای سرمایه- (
    گذاری، جهت اندازهگیری فرصتهای سرمایهگذاری از ۴۴ معیار زیر را استفاده نموده است:
     نسبت ارزش بازار دارایی به ارزش دفتری دارایی
     نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام
     نسبت ارزش دفتری اموال، ماشین آلات و تجهیزات به ارزش بازار داراییها .
     نسبت ارزش جایگزینی به ارزش بازار داراییها
     نسبت هزینه استهلاک به ارزش بازار داراییها
     نسبت سود هر سهم به قیمت هر سهم
    دیآنجلو ۴۲ ۴۳۳۴ ( کیفیت حسابرسی را به صورت احتمال کشف و گزارش اشتباههای با (
    اهمیت در صورتهای مالی تعریف میکند. در واقع دی آنجلو، در این تعریف کیفیت حسابرسی
    را مشتمل بر دو احتمال تعریف میکند . اول این که حسابرس نقص سیستم حسابداری صاحبکار
    را کشف کند. دوم این که آن نقص راگزارش کند. کشف نقص، کیفیت حسابرسی را در قالب
    دانش و توانایی حسابرس اندازهگیری میکند، درحالی که گزارش نقص، بستگی به انگیزههای
    .) حسابرس برای افشاگری دارد )مجتهدزاده وآقاییانگیزه های مالیاتی
    انگیزه های مالیاتی آشکارترین انگیزه برای مدیریت سود می باشد. منتهی در برخی کشورها مقامات
    مالیاتی قوانین حسابداری خاصی را برای اهداف مالیاتی )جدا از گزارشگری مالی( تنظیم می نمایند
    و ممکن است سود مشمول مالیات متفاوت از سفود گزارش شده در صورت های مالی باشد.
    بنابراین مالیات نقش مهمی در مدیریت سود ایفا نمی کند. امفا در کشورهایی مانند ایران که
    گزارشگری مالی و مالیاتی متفاوت نمی باشند ، مالیات نقش مهمی را در مدیریت کاهنده سود ایفا
    می نماید.
    در کشور آمریکا، هر چند قوانین مالی و مالیاتی متفاوت از هفم مفی باشفد ولفی تنها شرکت های
    می توانند از روش Lifo برای گزارشگری مالیاتی استفاده نماینفد که در گزارشفگری مفالی نیفز از
    همین روش استفاده باشند. در دوران تفورمی روش Lifo منجفر بفه سفود کمتفر و مالیفات کمتفر
    می گردد. با این حال در دوران افزایش قیمت هفا برخفی از شفرکت هفای آمریکفایی از روش Lifo
    استفاده نمی نمایند. در واقع شرکت ها می توانند با انتخاب روش Lifo سود کمتر ولی جریان های
    نقد عملیاتی بیشتری داشته باشند. در صورتیکه با روش Fifo شرکت ها سود بیشتر ولی جریان های
    نقد عملیاتی کمتری خواهند داشت. تئوری اثباتی )توصیفی( سعی در تشریح و پیش بینی رویه مورد
    گزینش شرکت دارد. واضح است که صرفه جویی مالیاتی یک معیار بسیار با اهمیت می باشد. اما
    برخی شرکت ها به دلیل موجودی های کم، گردش موجودی بالا و نفرخ مالیات مو ثر کم مزایای
    مالیاتی و روش Lifo کم اهمیتی دارند، بنابراین انگیزه چندانی برای مدیریت سود ندارند.
    همچنین از دیدگاه تئوری کارایی بازار ، اسف تفاده از روش Lifo بفه جفای Fifo در دوران تفورمی
    می بایستی منجر به افزایش قیمت سهام شرکت به دلیل افزایش جریان های نقد عملیاتی به دنبال
    .) صرفه جویی مالیاتی مربوط ، گردد )ساندر، ۴۳۲۳
    ساندر ۲۴ ۴۳۲۳ ( این افزایش قیمت سهام را مستند نمود. منتهی تحقیقات بعدی ابدی خالیک و (
    مک کیوم ۲۲ ۴۳۲۳ ( عکس العمل منفی بازار را نسبت به این تغییر مستند نمودند. بنفابراین کفارایی (
    بازار مورد تردید می باشد.انگیزه هایی نظیر ارتقای روابط فیمابین با بستکانکاران، کارکنان و سرمایه گذاران، افزایش قابلیت
    اتکای پیش بینی بر پایه سری های هموار شده اعداد و ارقام حسابداری در خلال روندی که به
    عنوان بهینه یا نرمال توسط مدیریت در نظر گرفته می شود، کاهش عدم اطمینان های ناشی از
    نوسان های اعداد و ارقام حسابداری به طور کلی و کاهش ریسک سیستماتیک به طور خاص از
    طریق کاهش کوواریانس میان بازده شرکت و بازده بازار ، تلاش برای اثرگذاری بر قیمتهای سهام و
    نرخ های ریسک، دستکاری پاداش مدیریت، اجتناب از گزارش زیان و کاهش سود ، ساختار مالکیت
    .)و … را می توان ذکر کرد دوم باافزایش gnp اقتصاد کلان را بهبود ببخشیم البته ازجسارتم در خصوص این ارائه ناقص راه حلی در محضر اساتید بزرگ عذر خواهی می کنم وبرای همه بخصوص رهبر معظم انقلاب از خدای متعال طلب سعادت وسلامت می نمایم والسلام

  2. سلام علیکم
    اگر برایتان مقدور است لطفا یک جلسه تخصصی درباره پول و ربا، با حضرت آیت الله حائری شیرازی برنامه ریزی بفرمائید.
    همچنین لطفا برنامه ی هفتگی جلسات ایشان را به من اطلاع دهید.
    باتشکر.

  3. ۳ مورد را بصورت فهرست وار و با توضیحی مختصر می آورم . اهل تحقیق تعمق کنند .

    ۱- پیامبران وقتی مبعوث می شوند وظیفه شان تطابق عرف زمانه شان با احکام الهی است. احکام الهی شامل ۱- حرام: ترک آن لازم ۲- مکروه: ترک آن اولی ۳- مباح: خنثی ۴- واجب: انجام آن لازم ۵- مستحب: انجام آن اولی همچنین عرف شامل ۱- خیلی بد(هرگز انجام نده) ۲- بد( فقط اگر مجبور شدی و چاره ای نبود) ۳- نه بد نه خوب( انجام یا ترک آن مساوی است) ۴- خوب( حتماً انجام بده) ۵- خیلی خوب ( با وجود سختی و مشقت احتمالی اگر می توانی و میسر است انجام بده )
    چنین پیش می آید که برخی امور که در عرف بد یا خیلی بد است نزد شرع وجهی دیگر دارد . مواردی هم هست که گزینه های عرف در مورد اموری مطابق با شرع می شود که اصطلاحاً امضایی نیز می گویند. آنچه در اینجا باید به آن توجه ویژه داشته باشیم سیر یا انتقال باور و رفتار جامعه از امری که بد نمی داند (مانند شرایخواری یا ربا) به باور “خیلی بد” (حرام) است یعنی گزینه عرف در این مورد باید “خیلی بد” شود تا مطابق گزینه شرع قرار گیرد. این که چگونه این سیر باید رقم بخورد نیز با بیان خداوند روشن می شود و ما(بشر) نمی توانیم بر اساس ذهنیت خود برنامه ای طراحی کنیم . پیامبر طبق گفته خداوند عمل می نماید بنابراین در مورد تحریم شراب می بینیم این کار بصورت تدریجی( مطابق با بیان خداوند) صورت می گیرد ولی در مورد ربا ( باز هم مطابق بیان خداوند) این کار “دفعتاً” انجام می گیرد!!! بنابراین انتقال تدریجی از سیستم ربا پایه به سیستمی فاقد ربا اشتباه است و مطابق بیان خداوند نیست!!! بنابراین صحبت از اموری چون “شرایط اضطرار” ، “مصلحت” و … هیچ جایی ندارد و در صورتی که ولایت فقیه بمعنای ولایت فقه باشد و نه شخص خاصی (چنانچه گفته شده) ولایت فقه مخدوش شده و ماحصلش سرنوشت شوم میلیونها انسان طی سالیان متمادی است و ایشان گمان کرده اند این وضعیت اسفناک تقصیر حاکم بودن شرع و حکومت دینی است و بتدریج و با هر روز بدتر شدن وضعیت این باور ریشه دوانیده که شرع ناتوان است در صورتیکه واقعیت امر آنست که بنام شرع ولی غیر شرعی بر آنان حکومت شده است!!! کسانی که به عقل و رأی خویش آویختند و سخن از اظطرار و مصلحت نموده اند مسئول دور افتادن بندگان از خدایشان هستند و در روز قیامت خداوند سخت بازخواستشان می کند. براستی بالاتر از مصلحت خداوند(احکام شرع) برای بندگانش مصلحتی هست؟

    ۲- اینکه پشتوانه پول ما هم طلا باشد نیز هیچ تضمینی در پی ندارد که حکومت در وقتی که تشخیص می دهد “شرایط اظطرار” است “مصلحت” ببیند مقداری بیش از طلای موجود به چاپ اسکناس های کاغذی ( یا ایجاد و افزایش دیجیتالی پول) بپردازد ، طرفه آنکه همیشه شرایط اظطرار است و شما شرایط عادی نخواهید دید!
    (جالب خواهد بود که بدانید سالها پیش حداقل یکی دو تن از اقتصاددانان اتریشی نظرشان را برای بازگشت پول طلا و تابع این امر حذف بانک مرکزی ابراز داشته اند، زیرا با وجود پول طلا ، نهادی لازم نیست که بخواهد حافظ ارزش پول باشد! )

    ۳- در بی اعتباری دانش بشری ( حاصل از عقل و تجربه اش ) در مقابل وحی همین بس که نگاهی کوتاه به آثار کوهن یا فایرابند یا دیگرانی همچو ایشان بیندازید! نتیجه آنکه برخی قلمروها هستند که بشر صلاحیت ورود به آنها را ندارد و در صورت ورود جز تباهی و خسران حاصلی ندارد!

    1. خود حضرت آیت الله حائری در چهار نامه ای که به آقای شیبانی رئیس وقت بانک مرکزی دارند پول طلا را توصیه فرموده اند.
      در اینکه چرا حضرت امام پول اعتباری را پذیرفته اند اطلاعی ندارم ولی حکم فقهی ایشان مبنی بر عدم تغییر مهریه ای که ریالی ست، دلیل بر غیرقابل قبول بودن پول اعتباری ست. شاید هم همان اشتباهی که در سیاست فرزند کمتر اتفاق افتاده در این مورد هم بوده است.
      اما در مورد مورد ۲ که فرموده اید پول طلا بهتر از پول با پشتئانه طلاست؛ شدیدا با این مطلب موافقم و در جلسات با دوستان قویا از پول با طلای واقعی دفاع میکنم. البته تغییر عیار طلا هم میتواند مشکل ساز شود ولی خیلی سخت تر است. ضمنا نظارت بر پول طلا باید توسط نماینده ولی فقیه انجام شود. این نظارت ولایی با منطق کسانی که میگویند بانک مرکزی از دولت مستقل باشد هم سازگار است.

  4. قسمتی از نامه حضرت آیت الله حائری به رئیس جمهور سازندگی :
    .
    از وقتی طلا به سه برابر قیمت خود رسیده تا کنون یعنی دلار به یک سوم قیمت خود رسیده ذخائر ارزی ما به یک سوم رسیده . اگر توجه کنیم مقدار ده درصدی اخیر که یک سی ام سیصد درصدی این دوره است از هفتاد میلیارد ذخائر ارزهای ما، هفت میلیارد دلار یعنی حدود هفت هزار میلیارد تومان از جیب ما به جیب آمریکا رفته است . چه کسی اعلام عزا نمود ؟ چه کسی به روی بزرگواری خود آورد ؟
    مجموع ذخائر ارزی عالم اسلام با این ده درصد کاهش قیمت دلار به کالا چه سود هنگفتی عائد آمریکا کرد
    همین پول به خزانه اسرائیل میرود و صرف جنگ با مسلمین میگردد . همین است که از بمب اتم بدتر است چون بمب اتم روضه خوانی دارد و این ندارد .