با توجه به تغییر قالب سایت و تغییراتی در بخش های گوناگون، مشکلاتی در بخش های گوناگون بوجود آمده که در حال رفع این مشکلات و بازسازی بخش های آسیب دیده هستیم. از شکیبایی شما متشکریم.

معاش یا بیع ۱

معاش یا بیع

 مقاله‌ای که مشاهده می‌کنید مقاله‌ایست که توسط مخاطب محترم جناب آقای محمد موجودی برای ما ارسال شده که برای مطالعه بهتر این مقاله پیشنهاد می‍شود فایل PDF اینجا را از اینجا دریافت کنید.

قرنهاست که جوامع اسلامی با دیدن کلمه بیع در قرآن و سابقه طولانی نظام اقتصادی مبتنی بر خرید و فروش و کسب سود در زندگی بشر، سر خود را پایین انداخته اند و مبایعه می کنند و به ظرفیتهای قرآن و اسلام در خصوص طرح ریزی و تحول زندگی بشر، توجه شایسته ندارند. خداوند نیز در نص صریح قرآن بیان کرده که ملتها باید با تحول علمی و فرهنگی ، خود زمینه تغییر بر اساس هدایتهای قرآن و اسلام را بوجود بیاورند.

.( الرعد ).

لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ ( ۱۱ )

برای او فرشتگانی است که پی در پی او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت‏سرش پاسداری می‏کنند در حقیقت‏خدا حال قومی را تغییر نمی‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود.

یکی از ساده ترین مواردی که برای طرح ریزی نظام اقتصادی جامعه باید ملحوظ داشت ، اقسام طبیعی داد و ستد بمنظور تامین ملزومات زندگی بشر می باشد.

چهار نوع داد و ستد و برای هریک از آنها معادلی قرآنی قابل استنباط است :

۱-  افراد جامعه در قالب نظام خرید و فروش و مبتنی بر کسب سود بر مبنای واحد مبادله ( پول ) ملزومات مورد نیاز جامعه را تولید و ارائه نمایند . معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه ، بیع است

۲-  افراد جامعه ، در قالب مشارکت بر اساس سهم بری به میزان تاثیر در طرح اقتصادی، بهره مند شوند. معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه، تجارت است ( اسم مصدر از ریشه جار بمعنی مجاورت و پناه دادن است و مبتنی بر تقسیمات جاری ، خداوند نگاهی اصلاحگرانه به کاربرد کلمه تجارت دارد).

۳-  افراد جامعه در راستای کسب رضای خدا و خلق او از طریق انفاق یا قرض به کارگشایی مشکلات دیگر آحاد جامعه بپردازند. معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه، احسان است.

۴-  افراد جامعه ، در قالب مشارکت عمومی ، عیش به عنوان ثروت حقیقی قابل تخصیص به انسانها را تدوین نموده و کمال عیش قابل ارائه به آحاد جامعه ( مبتنی بر تساوی تخصیص در برخی وجوه و اختلاف در پاره ای وجوه دیگر)را در ساختاری عمومی و مبتنی بر شهر نوین اسلامی و با حدود یک سوم سال فعالیت انسانی در صنعت ، تامین می نمایند. معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه ، معیشت است.

معنی خاص بیع، فروش و معنای عام آن خرید و فروش می باشد و در قالب کسب منفعت حاصل از فروش قابل تعریف است و اقسام آن در حروف بیع ، خلاصه شده است :

بیع: ب ی ع : بداعی ، یدی، عوضی

بیع بداعی عبارتست از فروش کالا یا محصول تولید شده

بیع یدی عبارتست از فروش کالا یا محصول خریداری شده یا بدست آمده بعنوان واسطه

بیع عوضی عبارتست از فروش کالا یا محصول در قبال دریافت محصول یا کالای دیگر بصورت مبادله و دلیل لحاظ مبادله کالا با کالا یا محصول بعنوان بیع، آیه ذیل است:

.( التوبه ).

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّهَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهِ وَالإِنجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُم بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( ۱۱۱ )

در حقیقت‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهای] اینکه بهشت برای آنان باشد خریده است همان کسانی که در راه خدا می‏جنگند و می‏کشند و کشته می‏شوند [این] به عنوان وعده حقی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله‏ای که با او کرده‏اید شادمان باشید و این همان کامیابی بزرگ است

(توضیح اینکه از آیه فوق چنین استنباط می شود که بلحاظ مخاطبان و ذینفعان مبایعه،در قرآن دو نوع بیع داریم یکی بیع انسان با انسان و دیگری بیع انسان با خداوند )

انواع داد و ستد اجتماعی

( اقسام روشهای رفع نیازهای زندگی بشر در جامعه مدنی) نوعتعریفهدفمعیشتمشارکت عمومی بمنظور تخصیص حقمدار و عادلانه عیش   ( بعنوان ثروت حقیقی) به همه آحاد جامعهبرکتتجارتبهره مندی مبتنی بر سهم بری بر اساس میزان مشارکتربحاحسانبخشش یا قرض از بضاعتهای جانی و مالی در راستای کسب رضای خدا و کمک به خلق اوخیربیعکسب سود مبتنی بر فروشنفع

با نگاهی منصفانه به اقسام فوق ، در می یابیم که بیع ، تمام اقتصاد نیست بلکه بخشی از آن و ای بسا ضعیف ترین نوع آن است. زیرا با تدبر عمیق به ساختار خرید و فروش و بیع، متوجه خواهید شد که بیع از سنخ تجارت و احسان و معیشت نیست زیرا تجارت و احسان و معیشت ، بن مایه ای وحدت مدار دارند اما بیع دارای ذاتی فرد گرا و وحدت گریز است.

در نظام خرید و فروش (بیع) به این دلیل به فروختن می پردازیم که سود کسب کنیم تا با سود و پول کسب شده ، ملزومات زندگی خود را تامین نمائیم.

این شیوه دو ایراد عمده دارد:

اولا، بنیان آن با تدوین عیش به عنوان ثروت حقیقی و تخصیص حقمدار آن بین آحاد جامعه در تعارض است

دوما، بر خلاف تجارت و احسان و معیشت ،ماهیتی فردگرا و وحدت گریز دارد

اکنون با در نظر گرفتن مطالب فوق و مدایقه در آیه ذیل، درخواهیم یافت که تاویل این آیه ، اشاره به نظام اقتصادی حقیقی اسلام در زمان حضرت مهدی (عج) دارد زیرا بیع ، تمام اقتصاد نیست که در روز قیامت تنها بیع نباشد و تجارت و معیشت و احسان ،وجود داشته باشد:

.( البقره ).

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لاَّ بَیْعٌ فِیهِ وَلاَ خُلَّهٌ وَلاَ شَفَاعَهٌ وَالْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( ۲۵۴ )

ای کسانی که ایمان آورده‏اید از آنچه به شما روزی داده‏ایم انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه بیع است و نه دوستی و نه شفاعتی و کافران خود ستمکارانند

و یا انگاشتن بیع به عنوان تمام اقتصاد در آیه ۹ سوره جمعه نیز مورد مناقشه قرار می گیرد:

خداوند در قرآن با اندکی پوشیدگی ، به صراحت از راز بزرگ سیستم اقتصادی تمدن نوین اسلامی پرده برداشته است.

.( الجمعه ).

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاهِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَهِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ( ۹ )

ای کسانی که ایمان آورده‏اید چون برای نماز جمعه ندا درداده شد به سوی ذکر خدا بشتابید و بیع را واگذارید اگر بدانید این برای شما بهتر است

در این آیه شریفه ، در ظاهر ،همه چیز عادی به نظر می رسد و گویا خداوند به مومنین زمان پیامبر (ص) متذکر می گردند که در هنگام نماز جمعه کسب و کار را رها کنند و به عبادت بپردازند. لاکن مطلب به این سهولت که تصور می کردیم نیست. بیع که تمام اقسام داد و ستد نیست فلذا تکلیف تجارت و احسان و معیشت در هنگام برپایی نماز جمعه چگونه خواهد بود؟

جمعه متعلق به امام زمان (عج) می باشد و وجود شریف این امام بزرگوار نیز نماد تمدن نوین اسلامی است.بنابراین جمعه نماد تمدن نوین اسلامی و جامعه مهدوی است.

صلوه در آیه شریفه فوق معادل ظهور و شکل اختصاری چهار نظام علمی معاش اسلامی می باشد.

صلوه : ص ل و ه : صنع(نظام صنعت) ، لذت ( نظام عیش و ثروت حقیقی) ، وزن (نظام ارزشگذاری ملزومات و ساختار اجرایی بیع صحیح) ، تمدن( ساختار شهر نوین اسلامی )

دلیل استفاده اقتصادی از کلمه صلوه و رسوخ در حروف آن در آیه ذیل بیان شده است:

.( النساء ).

لَّکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَالْمُقِیمِینَ الصَّلاَهَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْرًا عَظِیمًا ( ۱۶۲ )

لیکن راسخان آنان در دانش و مؤمنان به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان دارند و خوشا بر نمازگزاران و زکات‏دهندگان و ایمان‏آورندگان به خدا و روز بازپسین که به زودی به آنان پاداشی بزرگ خواهیم داد

علم تاویل قرآن از نوع رسوخی است و باید در کلمات قرآن رسوخ علمی کنیم بهمین جهت خداوند ، راسخون در علم را دست یابندگان به تاویل کلمات قرآن می داند. استفاده عبارت ” الراسخون فی العلم ” در ابتداب آیه، بیانگر اینست که لازمست در کلمات آیه فوق ،رسوخ علمی کنیم و صلوه و زکوه نیز یکی از کلمات این آیه هستند. مرافقت کلمه صلوه کنار زکوه در قرآن رهنمون تجانس این دو است بخصوص اینکه در نص صریح قرآن به کاربرد عبادی و اقتصادی صلوه ، اشاره شده است:

.( هود ).

قَالُواْ یَا شُعَیْبُ أَصَلاَتُکَ تَأْمُرُکَ أَن نَّتْرُکَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّکَ لَأَنتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ ( ۸۷ )

گفتند ای شعیب آیا نماز تو به تو دستور می‏دهد که آنچه را پدران ما می‏پرستیده‏اند رها کنیم یا در اموال خود به میل خود تصرف نکنیم راستی که تو بردبار فرزانه‏ای

از مطلوبات حروف صلوه ، تنها ،کلمه استراتژیک (ظهور) قابل استحصال است.

ص ل و ه = ت
ط ج س د
ظ ش خ م
ج ب ب ب
ل ه ج د
ی و   ی
ب ی   ر
ه     ق
      ح
ظ ه و ر

صلوه در آیه فوق ،علاوه بر عبادت و زندگی عبادتمدار،اشاره به ظهور و چهار نظام معاش اسلامی دارد و لفظ جلاله الله نیز مضرب ۱۱ نماد محبت خدا است.

بنابراین ، معنی باطنی آیه فوق چنین می شود:

“ای کسانیکه ایمان آورده اید ،هنگامی که برای ظهور و پایه ریزی تمدن نوین اسلامی ،بر اساس هدای صلوه ( صنع،لذت،وزن،تخصیص) ،ندا داده شد، در برپایی سبک زندگی باشکوه اسلامی مبتنی بر عشق به خدا بشتابید و بیع را واگذارید.این برای شما بهترین هدایت است اگر به آن علم پیدا کنید. “

مسئله مهمی که پیش می آید اینست که با خروج بیع از ارکان معاش اسلامی ، چه تحولی ایجاد می شود؟

حقیقت اینست که خرید و فروش ، رکن اصلی معاش اسلامی نیست بلکه این نظامهای مستور در کلمه صلوه است که ارکان معاش صحیح را تشکیل می دهند . رکن یک نظام علمی هرگز حلال شمرده نمی شود بلکه موکدا مانند صلوه و زکوه ، تاکید می گردد . بهمین دلیل در قرآن ، بیع ، حلال گردیده است اما توصیه شده که آنرا واگذاریم. بیع مسئله اولیه معاش نیست بلکه مسئله ای ثانویه است.

طبق آمارهای نهادهای اقتصادی و اجتماعی کشور ، بیش از نیمی از جمعیت کار کشور ایران در مشاغل غیر مولد فعال هستند .

با تدوین عیش بعنوان ثروت حقیقی و نظام تخصیص حقمدار آن به آحاد جامعه و همچنین حذف بیع از ارکان اصلی معاش، باشکوه ترین سبک زندگی الهی ایجاد خواهد شد که در نتیجه حداقل دخالت انسان در تولید و حداکثر دخالت صنایع و سیستمها   و تولید احسن با رویکرد باکیفیت ترین ملزومات زندگی بشر، انسان حدود یک سوم سال را به فعالیت در تولید می پردازد و مابقی سال را صرف لذت از نعمات الهی و زندگی باشکوه اسلامی خواهد نمود و فقر بطور کامل از بین خواهد رفت .

بیشتر عمر ما نباید برای کار و بردگی بگذرد. بلکه باید صرف تنعم از لذتهای حقمدار خداوند بشود.در شهرنوین اسلامی همه برای رفاه کل جامعه کار می کنند و کسی برده کسی نیست و یک شهر محلیست برای هم افزایی مهارتها و پوشش نقایص افراد.

قسمت اصلی زمان لازم برای تولید ،وظیفه صنعت مترقی است.انسان بیش از چهارماه در سال نباید کار کند و بهترین امکانات رفاهی و مدل زندگی شهر نوین اسلامی باید فراهم باشد.روایات نیز این مطلب را تائید می کنند. امیرالمومنین می فرمایند ساعات خود را سه تقسیم کنید و تنها یک سوم آنرا کار کنید.حداکثر یک سوم سال کار و مابقی لذتجویی و رفاه کامل در تمدن مقتدر الهی.

ذروا البیع یعنی کلمات خداوند در قرآن را جدی بگیریم

ذرواالبیع یعنی بیع ، تمام اقتصاد نیست بلکه بخش خفیفی از آن است که توصیه شده آنرا نیز رها کنیم

ذرواالبیع ، یعنی کشور ، خانواده ای بزرگ است و اگر نیک بیندیشیم ، در خانواده ، طمّاعی ،زیبنده و پسندیده نیست .

ذروالبیع ، یعنی زمینه سازی اجتماعی برای درک این کلام امیرالمومنین که فرمود: ” یک روز دنیا را به تمام آخرت نمی دهم”

ذروالبیع ، یعنی بهتر از جامعه خواهی شرق ، عالی تر از سرمایه داری غرب

ذروا البیع یعنی پیش پا افتاده ترین مسئله در تمدن نوین اسلامی ، رفاه کامل همه آحاد جامعه با بهترین کیفیت ملزومات زندگی می باشد

ذروا البیع یعنی ملاک ارزش انسانها مال و دارایی نیست

ذرواالبیع یعنی رویایی ترین شبها و شوق انگیزترین روزها را برای خود بسازید

ذرواالبیع یعنی ارزشهای عالی با مال و دارایی قابل اندازه گیری نیستند

ذروا البیع یعنی در جامعه تراز اسلامی ،کم اهمیت ترین موضوعات ،دارایی و مال است ولی همه باید باکیفیت ترین ملزومات را داشته باشند

ذروا البیع یعنی روزی و احساس خوشبختی کامل با دارایی محقق نمی شود

ذروا البیع یعنی اصل بر لذتهای حقمدار است نه اموال

ذروا البیع یعنی دست از بخل و تکاثر بردارید تا جامعه حتی یک فقیر هم نداشته باشد

ذروا البیع یعنی بجای تقابل در داد وستد ،با تعامل با یکدیگر در ایجاد مرفه ترین جامعه بشری ،بکوشید

ذروا البیع یعنی کسی برده اقتصادی کسی نباشد

ذروا البیع یعنی بخاطر محرومیت برخی انسانها از پاره ای استعدادها و مهارتها ،آنها را از مواهب مادی محروم نکنید تاهیچ پدری شرمنده فرزندش نشود و هیچ جوانی از زندگی سیر نشود

ذروا البیع یعنی خداوند آنقدر منابع مادی مرحمت کرده که کسی محروم نخواهند ماند و تنها باید به یکدیگر در رسیدن به رفاه همه افراد جامعه یاری بدهیم

ذروا البیع یعنی آنقدر لذتهای عالی نهادینه نشده وجود دارد که حرص مال در برابر آنها هیچ است

ذروا البیع یعنی شبیه ترین جامعه به بهشت را پایه ریزی کنید

ذروا البیع یعنی فروش اموال را رها کنید و عشق و زیبایی داد و ستد کنید

ذروا البیع یعنی با مشارکت همه در تولید و توزیع،حداکثر یک سوم سال را به کار پرداخته و مابقی را صرف لذت از نعمات خداوند کنیم

ذروا البیع یعنی بدون بیع هم می توان زیبا و مقتدر زندگی کرد و بالاتر از سیاهی وضعیت اقتصاد سرمایه داری غیر الهی فعلی ،رنگی نیست

ذروا البیع یعنی با دارایی و اموال،روزی افزایش نمی یابد

ذروا البیع یعنی طلا و جواهر گنج واقعی نیستند بلکه گنج واقعی ،خالق این نعمتهاست

ذروا البیع یعنی بسیاری از مصادیق داد و ستد فعلی، توهین به شخصیت انسان به عنوان موجود عالی روی زمین است

یکی از بزرگترین مصادیق رکود علمی قرآنی ، در دانش اقتصاد روی داده است. در زمان حیات پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه هدی علیهم السلام ، تامین ملزومات زندگی بر اساس خرید و فروش و کسب سود و بدست آوردن سکه بعنوان پول رایج آن زمان ، کارسازی می شد و مبتنی بر شرایط اقتصادی آن زمان ، از زکوه بعنوان عامل تحقق عدالت اجتماعی استفاده می شد. به بیان ساده ، نظام اقتصادی دوران ائمه ( قبل از حضرت مهدی) و پیامبر (ص) ، بیع مبنا بوده است که به فراخور مقتضیات صنعت آن زمان و پذیرش اجتماعی و فرهنگی آن دوران ، انتظام یافته است. اما شخص پیامبر و نیز پیشوایان دینی بعد از ایشان مجدانه تاکید می کردند که تحقق کامل اسلام و نظام اقتصادی آن در دوران حضرت مهدی(عج) و در آخرالزمان صورت می گیرد زیرا شرایط صنعتی و اجتماعی در آخرالزمان ، ظرفیت نهادینه سازی کامل ترین و جامع ترین برنامه زندگی بشر را دارا می باشد.

روایات نقل شده از پیامبر و ائمه (س) از وقوع تحولی شگرف در نظام اجتماعی و اقتصادی در آخرالزمان و بر اساس حقایق اسلام و قرآن حکایت دارند و این موضوع موید این مطلب است که آنها از این دانش قرآنی بهره مند هستند و تا رسیدن به شرایط لازم برای تحقق اسلام حقیقی به تدبیر امور اقتصادی و اجتماعی می پردازند.

ارکان اسلام و اقتصاد حقیقی اسلامی در قرآن کریم بیان شده و در روایات به تاثیر اجتماعی و جهانی آنها پرداخته شده است. اما این ما بودیم که متناسب با تحولات علمی و اجتماعی بشری ، از قرآن استفاده نکردیم و تنها به قیاس سطحی با شرایط صدر اسلام بسنده کردیم.

پیامبر گرامی اسلام (ص) : و ان الثانی عشر من ولدی یغیب حتی لا یری و یاتی علی امین بزمن لا یبقی منالاسلام الا اسمه و لا یبقی من القرآن الا اسمه فحینئذ یأذن الله تبارک وتعالی بالخروج فیظهر الله الاسلام به ویجدده ؛ دوازدهمی از فرزندانم بهطوری غایب می شود که اصلاً دیده نمی شود .زمانی خواهد آمد که از اسلام جزاسمی و از قرآن جز رسم و اثری باقی نمی ماند ، در آن هنگام خدا به وی اجازهنهضت می دهد و به وسیله او اسلام راتقویت کرده ، تجدیدش میکند

امام باقر (ع) : لکانی انظر الیه بین الرکن و المقام یبایع له الناس بامر جدید و کتاب جدید وسلطان من السماء اما انه لا ترد له رایه ابدا حتی یموت: گوئی به او مینگرم بین رکن و مقام، که مردم با او بیعت می کنند، که در میان ایشان به امرجدید و کتاب جدید و حکمرانی جدیدی از آسمان فرمان راند. آگاه باشید کهپرچم او هرگز باز نمی گردد تا اینکه از دنیا رختبربندد

امام صادق (ع) : اذا خرج القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله فی بدء الاسلام الی امرجدید ؛ هنگامی که قائم ظهور کرد با امرجدید خواهد آمد ، چنانکه رسول خدادر آغاز اسلام مردم را به امر جدید دعوت می کرد

فلذا با سطحی نگری در کلمات مقتدر قرآن ، دچار رکود علمی در دانش اقتصاد اسلامی شده ایم و لازم است تا با تمام قوا ابعاد گوناگون کلام خدا را مدایقه نموده و خود را برای تحول عظیم و جهانی اسلام در آخرالزمان آماده کنیم.

کلمات قرآن ، عمق علمی دارند و اشاره روایات به اینکه حروف قرآن دارای ظاهر و باطن است تنها یک تعارف ادبیاتی نیست و کاربرد علمی دارد.

علم نحوه قرائت و فهم کلام خدا در کلمه قرآن مستور است.

قرآن بر وزن فعلان از دو بخش قرا + ان تشکیل شده است بمعنی قرائت دو وجهی

.( الزمر ).

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ ذَلِکَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشَاء وَمَن یُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ( ۲۳ )

خدا زیباترین سخن را به صورت کتابی متشابه و دو وجهی نازل کرده است آنان که از پروردگارشان می‏هراسند پوست بدنشان از آن به لرزه می‏افتد سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم می‏گردد این است هدایت‏خدا هر که را بخواهد به آن راه نماید و هر که را خدا گمراه کند او را راهبری نیست

قرآن یعنی کلام کتاب خدا دو بعدی است و عمق دارد و بدون پرداختن به بعد و عمق کلمات و حروف آن ، فهم دانش مستور در این کتاب به کمال نمی رسد.

اما چرا باید کلمات قرآن ، دو بعدی بوده و دارای عمق باشد؟ پاسخ آن ساده است:

زیرا شایسته است کلمات خداوند ، غنی و قائم بذات باشند و ارکان علمی آنها در درون خودشان نهفته باشد در غیر اینصورت کلمات خداوند محتاج تعریف یا عامل بیرونی می شوند و وابستگی ، در شان کلام پروردگار نیست.

بنابر این فهم ما در خصوص کلماتی مانند قسط، اسلام، صبر، صلوه ، زکوه ، معیشت ، بیع و معاش ، بدون توجه به بعد دوم حروف این کلمات ، به کمال و تعالی نمی رسد.

درک هدایت مستور در کلمات خداوند کار غیر ممکنی نیست ( و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر) و فقط کافی است دو گام زیر را برداریم :

اول اینکه بدانیم کلمه مورد نظر مربوط به کدام علم یا چه بخشی از علم است

دوم اینکه ارکان آن را بر اساس حروف این کلمه شناسایی کنیم

با این مقدمه و مدایقه در کلمات اقتصادی قرآن کریم ، واژه معاش بعنوان معادل قرآنی دانش اقتصاد اسلامی قابل استنباط است که وجوه آن در ادامه تشریح می گردد.

معاش : ش ا ع م : شاکله احسن عیش مدنی

برای اینکه نظام علمی سبک زندگی عالی اسلامی و حقیقی را پایه ریزی کنیم باید باید وجوه بنیانی این مقوله را عمیقا مدایقه و شناسایی نمائیم . هدف از دانش اقتصاد حقیقی اسلامی چیست؟

با نگاهی بنیانی واضح است که هدف از این دانش ، زندگی اجتماعی عالی ، اخلاقی ، علمی و دینی است تا همه آحاد جامعه بر اساس عدالت و حق، از ثروت حقیقی ( عیش) شایسته خود، بطور مدام ، بهره مند گردند. به بیان ساده هدف از دانش معاش حقیقی ، برکت است. معنای برکت عبارتست از استقرار مدام خیر و نعمتها .

پیشتر اشاره شد که چهار نوع داد وستد بین انسانها بر اساس منطق و کلمات قرآن ، قابل شناسایی است و لازم است جهت تحقق هدف دانش اقتصاد حقیقی اسلامی ، یکی از آنها بعنوان رکن اصلی این دانش انتخاب شود.

۱-  افراد جامعه در قالب نظام خرید و فروش و مبتنی بر کسب سود بر مبنای واحد مبادله ( پول ) ملزومات مورد نیاز جامعه را تولید و ارائه نمایند . معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه ، بیع است

۲-  افراد جامعه ، در قالب مشارکت بر اساس سهم بری به میزان تاثیر در طرح اقتصادی، بهره مند شوند. معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه، تجارت است ( اسم مصدر از ریشه جار بمعنی مجاورت و پناه دادن است و مبتنی بر تقسیمات جاری ، خداوند نگاهی اصلاحگرانه به کاربرد کلمه تجارت دارد).

۳-  افراد جامعه در راستای کسب رضای خدا و خلق او از طریق انفاق یا قرض به کارگشایی مشکلات دیگر آحاد جامعه بپردازند. معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه، احسان است.

۴-  افراد جامعه ، در قالب مشارکت عمومی ، عیش به عنوان ثروت حقیقی قابل تخصیص به انسانها را تدوین نموده و کمال عیش قابل ارائه به آحاد جامعه ( مبتنی بر تساوی تخصیص در برخی وجوه و اختلاف در پاره ای وجوه دیگر)را در ساختاری عمومی و مبتنی بر شهر نوین اسلامی و با حدود یک سوم سال فعالیت انسانی در صنعت ، تامین می نمایند. معادل قرآنی قابل تطبیق با این شیوه ، معیشت است.

انواع داد و ستد اجتماعی

( اقسام روشهای رفع نیازهای زندگی بشر در جامعه مدنی) نوعتعریفهدفمعیشتمشارکت عمومی بمنظور تخصیص حقمدار و عادلانه عیش   ( بعنوان ثروت حقیقی) به همه آحاد جامعهبرکتتجارتبهره مندی مبتنی بر سهم بری بر اساس میزان مشارکتربحاحسانبخشش یا قرض از بضاعتهای جانی و مالی در راستای کسب رضای خدا و کمک به خلق اوخیربیعکسب سود مبتنی بر فروشنفع

با نگاهی منصفانه به اقسام فوق و مدایقه در هدف دانش اقتصاد اسلامی و حقمدار ( برکت بعنوان استقرار مدام خیر و نعمتها) بر ما آشکار می گردد که معیشت، شیوه ای است که تامین کننده اهداف مد نظر اسلام در بخش سبک زندگی خواهد بود و با این مقدمه ،واژه معاش ،بلحاظ ساختار حروفی بمنظور تجمیع اختصاری ارکان علمی آن ، معادلی مناسب برای دانش اقتصاد حقیقی اسلامی است.

بر این اساس، معاش ،ماخوذ از ریشه عیش می باشد که معادلی مناسب و قرآنی برای ثروت حقیقی می باشد و ارکان علمی معاش بر پایه حروف این کلمه به شرح ذیل است:

معاش : ش ا ع م : شاکله احسن عیش مدنی

معاش : م ع ا ش : مبنا ، عوارض ، اخلاق ، شرع

عیش : ع ی ش : عمومی ، یقظه ، شخصی

مبنا : معاش : م ع ا ش : مالکیت ، عیش ، انجام ، شمول

عوارض : صلوه : ص ل و ه : صنعت، لذت، وزن ، تمدن

معاش ( م ع ا ش : شاکله احسن عیش مدنی)

معاش : م ع ا ش : مبنا ، عوارض ، اخلاق ، شرع مبنا: مبانی بنیانی معاش

عوارض: وجوهی که به تبع مبانی بنیانی، عارض می گردد

اخلاق: نهادینه شدن وجوه اخلاقی بعنوان رکن معاش

شرع: نهادینه شدن وجوه شرعی بعنوان رکن معاش 

 

 

 

 

 

م 

 

 

 

 

 

مبنا 

م 

مالکیت

تدوین نظام مالکیت مواهب و منابع کشوردرجه یکمالکیت درجه یک از ان خداستدرجه دومالکیت درجه دو متعلق به عموم ملت استدرجه سهمالکیت درجه سه مربوطه به تملک افراد بر اموال و سرمایه های شخصی است 

ع 

عیش

تدوین عیش بعنوان ثروت حقیقیسسلامتسلامت ، یکی از ارکان ثروت حقیقی استللذتمجموعه لذایذ حقمدارمملزوماتملزوماتی که تامین آنها حیاتی است 

ا 

انجامارکان بنیانی تحقق معاشمعیشتتحقق معاش حقیقی در قالب پذیرفتن معیشت از بین چهار نوع داد و ستد متداول ( معیشت، تجارت، احسان، بیع) محقق می شودعیشمعاش در سه بخش عمومی ، یقظه و شخصی انسجام می یابد ( عیش : ع ی ش: عمومی ،یقظه، شخصی)عیشاهداف معاش: ع ی ش: عدالت ، یسر، شرافت 

ش 

شمولتدوین نظام تخصیص عیش بین افراد جامعه

(زکوه :

تخصیص

وجدانی،

کامل،

زائد)ززینتیتخصیص بخشهای عیش که زینت زندگی هستندککفایتیتخصیص بخشهای عیش که لازمست بقدر کفایت اختصاص یابندووصالیتخصیص بخشهایی از عیش که مبتنی بر مهارت و شایستگی خاصی اختصاص می یابندهتخصیصتخصیص: اختلافی، مساوی

مخاطبان تخصیص: انسان ، حیوانات ، نباتات 

 

 

 

 

 

ع

 

 

 

عوارض 

ص 

صنعتتدوین نظام صنعت صحیحصصناعتنظام صنعت صحیح مبتنی بر یک سوم سال فعالیت انسان در بخش صنعت عمومیننشرنظام توزیع صحیحععودتنظام اعاده و باز تولید مواد و انرژیللذاتتدوین منظومه های لذایذ حقمدار اجتماعی در راستای تبدیل جامعه اسلامی به یکی از فرهنگی ترین و شادترین جوامع دنیا 

و 

وزن

(واقیمواالوزن بالقسط)تدوین نظام ارزشگذاری ملزوماتققوامقوام : حکمت و طرح بکار رفتهسساعتساعت: زمان بکار رفتهططبیعتطبیعت: طبیعت بکار رفته اعم از مواد و انرژی و منافع حیوانی و نباتی 

ه 

تمدنتدوین ساختار شهر نوین اسلامی مبتنی بر معاشممقابلهساختار مسکن بر اساس هدای قبله در قرآنددحوبرنامه کنترل جمعیت شهرننظامساختار شهر نوین اسلامی

سلم: سکونت، لذات، معیشت 

ا 

اخلاق

وجوه اخلاقی و هدایات ذکر شده در قرآن در خصوص بخش اخلاقی معاشدر جامعه ای که فقر وجود نخواهد داشت هدایات قرآنی مانند انفاق، صدقه، اکرام ایتام، ابن السبیل، مولفه بین قلوب ، غارمین ، مساکین، رقاب ، فقراء بمنظور نهادینه کردن اخلاق اسلامی و معاش محبت مدار تدوین می گردد 

 

 

 

ش 

 

 

 

شرع

 

 

 

وجوه شرعی و احکام ذکر شده در قرآن در خصوص معاش اسلامیربا: اخذ افزون و زیادی ناحق

ربا: ر ب ا : ردی ، بخسی ، ارضی

ربای ردی:در سطح خرد ، اخذ افزون ناحق علاوه بر اصل هر چیز و در سطح کلان، نظام مالی و ارزشگذاری ناصحیح و نوسانی

ربای بخسی :در سطح خرد، اخذ افزون و زیادی ناحق ناشی از کم فروشی یا نزول و در سطح کلان، نظام غلط تخصیص عیش در جامعه

ربای ارضی : در سطح خرد، محاسبه بهای کامل زمین در طبقات فوقانی ملک افزون بر هزینه ساخت واحد مسکونی در طبقات ساخته شده و در سطح کلان، ساختار غلط شهر و تخصیص ناعادلانه امکانات شهر

و موارد نهی شده در کتاب خدا مانند خمر، میسر، ذبح اسلامی

 

در بخش مبنایی معاش ، مبتنی بر حروف معاش ، چهار مولفه ذیل بیان شده است:

معاش : م ع ا ش : مالکیت ، عیش ، انجام ، شمول

در بخش مالکیت ، نظام مالکیت در تمدن اسلامی مبتنی بر معاش اسلامی ، مورد مدایقه قرار می گیرد.

با بهره گیری از هدایات قرآن کریم و تدبر در شیوه داد وستد معیشت ( مشارکت عمومی در جهت تامین عیش کامل و حقمدار همه آحاد جامعه) ، می توان مالیکت را در سه درجه تدوین نمود.

مالکیت درجه یک : متعلق به خداوند

مالکیت درجه دو : متعلق به عموم جامعه

مالکیت درجه سه : متعلق به اشخاص مالک اموال و سرمایه های شخصی

در بخش تدوین عیش ، ثروت حقیقی در قالب عیش ،معرفی و مبتنی هدایت اختصاری ریشه کلمه اسلام (سلم) که کلید طرح ریزی زندگی بشر می باشد در سه بخش ( س ل م : سلامت ، لذت ، ملزومات ) به شرح ذیل انتظام می یابد:

بر این اساس ثروت حقیقی ترکیبی تراز و جامع از لذایذ مادی و معنوی می باشد. یکی از رازهای کلمه اسلام نیز تبیین ثروت حقیقی است.

نظام لذه ( عیش)

اسلام : انتظام سواء لذایذ احسن معیشه ( لذتهای حقمدار)

عیش( ثروت حقیقی) : سلم : س ل م : سلامه ، لذه، ملزومات

 

 

 

 

عیش

(ع ی ش :

عداله

یسر

شرافه)سسلامهسلامتی عمومی، ورزش و تفریحات حقمدار ، زیبایی ، نظام درمان و شفاء  

 

 

 

ل 

 

 

 

لذهالهیحریمی(فردی)بینی(اجتماعی) ارتباط عاطفی با خدا ودعاعلم ( آگاهی و پژوهش)اقدام خیر و ارتباط حقمدار با انسانها و غیرانسانها هنرانفاق حکمه جمالی و نقلیرسانه و سینمای حکمت مدار و امکانات فناورانه ایمان و عمل به اسلاملذتهای حق مدارحواس پنجگانه

وجوه فرهنگی استفاده از زینتها وملزومات زندگی شادی و طنز

 

قرآن نوینپوشاک و سبک پوششسیاحه و گردشگری سبک زندگی و امکانات شهر نوین اسلامی

کار و معاشمنظومه لذایذ اجتماعی (منظومه روز عشق به خدا،قرآن نوین ،منظومه ضیف ( ضیافت ، یقظه ، فرح )،منظومه امکانات فناوری اطلاعات،منظومه نکاح،منظومه ورزش و تفریحات،منظومه مسکن) مملزوماتخوراک ، پوشاک ، مسکن، نکاح ، آموزش

در بخش انجام، ارکان اجتماعی تحقق معاش و شیوه اصلی و غالب داد و ستد در معاش اسلامی مدایقه و معین می گردد. زیرا لازم است در راستای تحقق هدف اقتصاد حقیقی اسلامی ، یکی از اقسام داد وستد اجتماعی بعنوان رکن اصلی پذیرفته شود .

اگر بخواهیم اقتصاد حقیقی اسلامی را تعریف و تحدید کنیم باید ارکان ذیل را در آن لحاظ نمائیم:

۱-    نظام مالکیت بر منابع و مواهب کشور را معین کند

۲-    ثروت حقیقی و اجزاء آن را تبیین کند

۳-    نظام تخصیص ثروت حقیقی بین افراد جامعه را مشخص نماید

۴-    شیوه و نوع داد ستد اصلی و لازم برای تحقق موارد فوق را انتخاب کند

با این رویکرد در بخش انجام باید شیوه غالب داد وستد جامعه اسلامی معین شود.

انواع داد و ستد اجتماعی

( اقسام روشهای رفع نیازهای زندگی بشر در جامعه مدنی) نوعتعریفهدفمعیشتمشارکت عمومی بمنظور تخصیص حقمدار و عادلانه عیش   ( بعنوان ثروت حقیقی) به همه آحاد جامعهبرکتتجارتبهره مندی مبتنی بر سهم بری بر اساس میزان مشارکتربحاحسانبخشش یا قرض از بضاعتهای جانی و مالی در راستای کسب رضای خدا و کمک به خلق اوخیربیعکسب سود مبتنی بر فروشنفع

با نگاهی منصفانه به اقسام فوق و مدایقه در هدف دانش اقتصاد اسلامی و حقمدار ( برکت بعنوان استقرار مدام خیر و نعمتها) بر ما آشکار می گردد که معیشت، شیوه ای است که تامین کننده اهداف مد نظر اسلام در بخش سبک زندگی خواهد بود

مبتنی بر مقدمات تشریح شده قبلی، روشن شد که بیع با اقسام دیگر داد وستد اجتماعی هم جنس نیست و بر خلاف معیشت و تجارت و احسان که بنیانی وحدت مدار دارند ، بیع ، وحدت گریز است و نظام تدوین عیش بعنوان ثروت حقیقی و تخصیص حقمدار آن در جامعه ، فاصله زیادی دارد. بنابراین شیوه های معیشت، تجارت و احسان ، اقسامی هستند که در نظام معاش اسلامی قابل استفاده خواهند بود.

بر این اساس، معاش اسلامی دارای سه بخش عمومی ، یقظه و شخصی خواهد بود.

عیش : ع ی ش : عمومی ، یقظه ، شخصی

در بخش عمومی، شیوه معیشت با مشارکت عمومی محقق می گردد و مبتنی بر نظام زمان بندی صحیح زندگی بشر و صنعت مقتدر ، حدود یک سوم سال صرف پرداختن به معیشت خواهد شد

نظام زمان بندی زندگی بشر در ریشه کلمه اسلام خلاصه شده است:

سلم : س ل م : سلامت ، لذت ، معاش

در بخش یقظه ، وجوه احسانی در جهت تحقق معاش اخلاق محور ، کارسازی می شود

در بخش شخصی ،با توجه به عدم تقابل اسلام با سرمایه داری و فعالیت اقتصادی شخصی، آحاد جامعه به فعالیتهای اقتصادی شخصی می پردازند . مشکلی که هم اکنون با بخش خصوصی و سرمایه داری وجود دارد مربوط به هدف انتفاع این بخش در وضع فعلی است زیرا هدف این بخش تهیه ملزومات زندگی محرومین و نیازمندان جامعه شده است در حالیکه آنها نیز مالک مواهب طبیعی کشور خود هستند.

در بخش شمول، نظام تخصیص عیش بعنوان ثروت حقیقی به افراد جامعه تدوین می گردد. معادل قرآنی این نظام ، زکوه است. شیوه دادن زکوه در زمان صدر اسلام ، متناسب با شرایط آن دوران و مصادیق ثروت در آن زمان بوده است وگرنه خداوند حکیم ،عاجز از بیان مصادیق شمول زکوه نبود. وقتی در قرآن موکدا تاکید می شود که “آتوا الزکوه ، زکوه را بدهید “ فعل “آتوا” رهنمون تخصیص است و بهمین سادگی مشخص است که زکوه ، نظام تخصیص عیش در جامعه اسلامی است.

کلمه زکوه یکی از کلمات علمی قرآنی است و علم و تاویل کلمات قرآن ، در خودشان نهفته است و باید در آنها رسوخ علمی کنیم .

بر این اساس انواع تخصیص مبتنی بر حروف اختصاری زکوه به شرح ذیل قابل مدایقه است:

زکوه : ه و ک ز : تخصیص وجدانی، کامل، زائد

تخصیص وجدانی عبارتست از اینکه افراد با در نظر گرفتن اقتضائات زندگی خود و رویکرد وجدانی به نیازهای جامعه ، نسبت به تخصیص منظم و مستمر بخشی از مقدورات خود به جامعه اقدام نماید

تخصیص کامل عبارتست از نظام تخصیص عیش بعنوان ثروت حقیقی بین تمام افراد جامعه

تخصیص زائد عبارتست از نظام تخصیص مواهب کشور که افزون بر نیازهای تخصیص عیش بصورت کامل ، قابل ارائه می باشد

کلمات قرآن ، کلماتی غنی و هدایاتگر هستند. این کلمات فقیر نیستند بلکه هادی و راهگشا ی زندگی بشر می باشند.

حروف کلمه زکوه ، حاوی نکاتی است که هدایتگر ما در شناخت و تدوین نظام تخصیص و توزیع عیش می باشد.

زکوه : ز ک و ه : تخصیص وجوه (ارکان) کمال زکی

زکوه : تخصیص وصالی ( استحصالی) ، کفایتی ، زینتی

نظام لذت و التذاذ حقمدار در قالب عیش و مبتنی بر ارکان سلامه ، لذت و ملزومات قابل مدایقه است.

بر این اساس، تخصیص کامل زکوه ، عبارتست از تخصیص وصالی ، کفایتی و زینتی مصادیق سلامت ، لذت و ملزومات معیشه اسلامی .

تخصیص وصالی ( استحصالی) رهنمون اختصاص مصادیقی است که افراد جامعه حسب استعداد ، علاقه ، نیاز جامعه و مقدورات و منابع موجود ، مهارت استفاده یا التذاذ از آنها را به دست می آورند.

تخصیص کفایتی، رهنمون اختصاص مصادیقی است که لازم است به میزان کفایت در اختیار افراد جامعه قرار بگیرد.

تخصیص زینتی ، رهنمون اختصاص مصادیقی است که بعنوان زینت معیشه استفاده می شوند.

تخصیص ، در قالب اقسام اختصاص ( تساوی و اختلاف) و نیز عوامل و ذینفعان ، محقق می گردد.

 

 

تخصیص

کامل

عیش

در

جامعهززینتیتخصیص وجوه زینتی عیش ( سلامه ، لذت، ملزومات)ککفایتیتخصیص وجوه کفایتی عیش ( سلامه ، لذت، ملزومات)و(ا)وصالی

(استحصالی)تخصیص وجوه وصالی عیش ( سلامه ، لذت، ملزومات)هتخصیصعوامل فردی و اجتماعی : استعداد، علاقه،نیاز جامعه، مقدورات و منابع

اقسام اختصاص:

تساوی ،اختلاف

ذینفعان: انسانها، حیوانات،نباتات

در بخش عوارض معاش اسلامی، عوارض علمی ناشی از وجوه مبنایی معاش ، مورد مدایقه قرار می گیرند که در کلمه صلوه ، خلاصه شده اند.

صلوه : ص ل و ه : صنعت ، لذات ، وزن ، تمدن

صنع : نظام صناعت و تولید

لذات : انتظام منظومه های لذایذ حقمدار اجتماعی

وزن : نظام ارزش و وزن حقیقی و متناسب بین ملزومات

تمدن : ساختار شهر نوین اسلامی

هدای صلوه

(نظام علمی معاش اسلامی) 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

صلوه 

ص 

صنع 

نظام صنع و تولیداقسام تولید:

تمام صنعتی، نیمه صنعتی، سنتی و هنریزمان بندی زندگی بشر:

سلامه، لذت،معاش : یک سوم سال پرداختن به معاش 

 

ل 

 

لذاتانتظام منظومه های لذایذ حقمدار اجتماعی

با   سامان دادن لذایذ حقمدار و حلال اجتماعی حول محور چند منظومه آزادی شاخص ، زمینه تحقق پویاترین و شادترین نظام اجتماعی دینی فراهم می آید 

 

و

(ا) 

 

وزن

( اوزان) 

میزان:

(نظام ارزشگذاری و تبادل ملزومات) 

قسطققوام(حکمه و طرح)سساعتططبیعتکیلنظام اجرایی میزان ( ساختار مالی اسلامی مبتنی بر نظام متمرکز تمام الکترونیک)مکیالواحد مبادله (پول) قرآنی بیع اسلامی 

 

 

ه 

 

 

تمدن 

ساختار شهر نوین اسلامی 

م

  

مقابلهتنظیم ساختار مسکن بر اساس هدای قبله در قرآند

 دحوبرنامه های کنترل جمعیت شهرن

 نظامساخت شهر

سلم: سکونت،لذات، معاش

مبتنی بر نظام صنع ، اقسام تولید بررسی و تدوین شده و به طور صحیح جهت تولید ملزومات معیشه جامعه ، از آنها استفاده می شود. می توان اقسام تولید را در سه نوع تمام صنعتی ، نیمه صنعتی و سنتی هنری خلاصه نمود. بدلیل اغراض منفی مستکبرین در جهت نهادینه کردن برده داری مدرن در دنیا ، تولید تمام صنعتی ، نقش حقیقی خود را ایفا نمی کند و افراد جامعه علیرغم حضور نظام تولیدی صنعتی و پشتوانه علمی توسعه یافته آن ، هنوز هم اسیر فعالیت کاری در تمام سال هستند در حالیکه ائمه هدی علیهم السلام قرنها پیش با کلام حکیمانه خود اشاره کرده اند که یک سوم از ساعات انسان باید در امر معاش صرف گردد که روی دیگر این کلام اشاره به این مهم دارد که با نظام صحیح صنعت و صنع ، افراد جامعه حداکثر یک سوم سال را صرف تولید ملزومات معیشه خود می کنند. طبق آمارها ،هم اکنون بیش از پنجاه درصد نیروی کار کشور در مشاغل غیر مولد فعالیت دارند.

ساعات و زمان بندی سه گانه زندگی بشر در ریشه کلمه اسلام ، یعنی سلم خلاصه شده است.

سلم : س ل م : سلامه ، لذت ، معاش ( دقت کنید عبادت یکی از برترین اقسام لذت در نظام لذائذ حقمدار و ثروت حقیقی محسوب می شود)

مبتنی بر نظام لذات، منظومه های آزادی و لذایذ حقمدار اجتماعی تنظیم می شوند .

یکی از وجوه اجتماعی مهم سبک زندگی نوین اسلامی ، تدوین نظام منظومه لذایذ اجتماعی می باشد.

منظومه های لذایذ اجتماعی عبارتند از سامان دادن احسن لذتهای حقمدار حول محور یکی از لذایذ اجتماعی بگونه ای که برنامه زندگی افراد جامعه با رویکرد لذتجویی از نعمات الهی، انسجام خاصی یابد و به عنوان فرهنگ اجتماعی تمدن اسلامی قابل ارائه و صدور باشد.

۱-    منظومه روز عشق به خدا

۲-    قرآن نوین

۳-    منظومه ضیف ( ضیافت ، یقظه ، فرح )

۴-    منظومه امکانات دیجیتالی و فناوری اطلاعات

۵-    منظومه نکاح

۶-    منظومه ورزش و تفریحات

۷-    منظومه مسکن

لذت، تنها آنچه که مخالفان اسلام در برابر دیدگان جهانیان ترسیم کرده اند نیست تا ما بر اساس آن با اصالت لذت، ستیز کنیم بلکه لذت، اصالت دارد چرا که بهشت الهی جایگاه التذاذ است.

مبتنی بر نظام وزن ، تدوین ارزش ملزومات و تناسب ارزشی بین آنها و نظام اجرایی آن بر اساس دانش مستور در کلمات قرآنی ( قسط، کیل و مکیال ) ، محقق می گردد.

.( الرحمن ).

وَأَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِیزَانَ( ۹ )

و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید

ثبات و تناسب از جمله صریح ترین اصول صحیح و حقمدار می باشد. با این وجود عجیب است که نوسان و تعیین قیمت بر اساس عرضه و تقاضا ،رکن پذیرفته شده اقتصاد فعلی، شده است.

دانش مستور در کلمه قسط ،ما را هدایت می کند که نظام ارزشگذاری ثابت و حقمدار ملزومات معیشه جامعه را بر اساس وجوه مشترک تمام ملزومات و نسبت بین آنها تدوین نمائیم.

حروف قسط رهنمون مولفه هایی هستند که در تمام ملزومات مشترک هستند.

 

هدای قسط

نظام ارزشگذاری ملزومات معیشه بر اساس هدایت مستور در حروف قسطقسطقوامساعتطبیعتحکمه و طرح بکار رفته در ملزوماتزمان استفاده شده در ملزومات اعم از انسانی و غیر انسانیطبیعت بکار گرفته شده در تولید ملزومات اعم از ماده ، نیرو و انرژی و منافع گیاهان و جانداران

با اعمال نظام ارزشگذاری ثابت و متناسب بین ملزومات جامعه ، تورم و ربا و اقتصاد ناعادلانه رخت برمی بندد و یسر وافری فضای معاش جامعه را در بر خواهد گرفت.

نظام اجرایی و مالی تحقق نظام وزن و قسط ، در قرآن در قالب نظام کیل قابل استنباط است که مبتنی بر پول قرآنی مکیال و بر اساس نظام مالی و پول تمام الکترونیک و متمرکز که نتیجه اعمال یسر با استعانت از دانش روز می باشد کارسازی می گردد.

کیل : ل ی ک : لوازم یسیر کسب

دلیل استنباط کیل بعنوان نظام مالی قرآنی ، قرار گرفتن آن در کنار میزان ، بعنوان نظام ارزشگذاری ملزومات است.

.( الأنعام ).

وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ ( ۱۵۲ )

و به مال یتیم جز به نحوی [هر چه نیکوتر] نزدیک مشوید تا به حد رشد خود برسد و پیمانه و ترازو را به عدالت تمام بپیمایید هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمی‏کنیم و چون [به داوری یا شهادت] سخن گویید دادگری کنید هر چند [در باره] خویشاوند [شما] باشد و به پیمان خدا وفا کنید اینهاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است باشد که پند گیرید

 

این بسیار مهم است که نظام مفاهیم بنیانی علوم ما بر اساس هدایات کتاب خدا تنظیم شوند و مبین اقتدار و استقلال علمی جوامع اسلامی باشند.

.( الأعراف ).

وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ قَدْ جَاءتْکُم بَیِّنَهٌ مِّن رَّبِّکُمْ فَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ( ۸۵ )

و به سوی [مردم] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم] گفت ای قوم من خدا را بپرستید که برای شما هیچ معبودی جز او نیست در حقیقت‏شما را از جانب پروردگارتان برهانی روشن آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام نهید و اموال مردم را کم مدهید و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید این [رهنمودها] اگر مؤمنید برای شما بهتر است

.( هود ).

وَإِلَى مَدْیَنَ أَخَاهُمْ شُعَیْبًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِنِّیَ أَرَاکُم بِخَیْرٍ وَإِنِّیَ أَخَافُ عَلَیْکُمْ عَذَابَ یَوْمٍ مُّحِیطٍ( ۸۴ )

و به سوی [اهل] مدین برادرشان شعیب را [فرستادیم] گفت ای قوم من خدا را بپرستید برای شما جز او معبودی نیست و پیمانه و ترازو را کم مکنید به راستی شما را در نعمت می‏بینم و[لی] از عذاب روزی فراگیر بر شما بیمناکم

مزایای سیستم مالی و پولی تمام الکترونیکی متمرکزعبارتند از:

۱-    عدم نوسان قیمت و جلوگیری از ربا

۲-  امکان نظارت از طریق نظام متمرکز الکترونیکی در مواردی همچون کنترل عدم خرید ملزوماتی که تاریخ مصرفشان منقضی شده است و همچنین کنترل قراردهای اقتصادی که نیاز به احراز شرایط لازمه خود را دارند بمنظور جلوگیری از جرائم اقتصادی و ایجاد ثبات و آرامش در فضای کسب و کار

۳-    کاهش هزینه های مربوط به تولید و نگهداری پول کاغذی و فلزی

۴-    امکان انجام مبادلات مالی عمومی با کمترین هزینه و کوتاهترین روش

۵-    امکان نظارت دقیق تمام مبادلات مالی و افزایش دقت شاخصهای اقتصادی

۶-    امکان اجرای یسیر مصادیق خیر و احسان در جامعه

۷- امکان نظارت در خصوص عدم اسراف در جهت تدوین نظام اعاده و بازیافت مواد

 

مبتنی بر نظام تمدن ، ساختار شهر نوین اسلامی ، انسجام می یابد .

کلمه اسلام ، کلید طرح ریزی زندگی بشر بر اساس آخرین و کاملترین دین الهی است. کلمه اسلام ، خود یک دانش بزرگ است .

ریشه کلمه اسلام ( سلم) رهنمون ارکان علمی موضوعات مهم زندگی اجتماعی بشری است.

.( البقره ).

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّهً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ( ۲۰۸ )

ای کسانی که ایمان آورده‏اید همگی به اطاعت [خدا] درآیید و گامهای شیطان را دنبال مکنید که او برای شما دشمنی آشکار است

یکی از این موضوعات ، ساختار شهر نوین اسلامی است. حروف سلم، رهنمون سه رکن شهر اسلامی مبتنی بر معاش می باشند.

اسلام: سلم: س ل م : سکونت، لذات، معیشت

توجه به ارکان مذکور مبتنی بر نظام علمی معاش اسلامی ، نیل به منظم ترین و یسیرترین ساختار شهر نوین اسلامی را سبب ساز می گردد.

صورت و ساحت کلی شهر نوین اسلامی در قالب سه رکن سکونت ، لذات و معیشت ، قابل خلاصه است.

ساختار شهر نوین اسلامی ، ارتباطی تنگاتنگ و پیوسته با نظام معاش اسلامی دارد.

در صورتیکه نظام تخصیص عیش بصورت صحیح تدوین گردد ساختار پایدار شهر نوین اسلامی قابل پیش بینی است و نسبتهای ثابت بین ملزومات آن برای ابعاد متفاوت که بر اساس اقتضائات جغرافیایی عارض می گردد قابل محاسبه خواهد بود که زمینه بناء و ایجاد یسیر شهر نوین اسلامی را بصورت یک مجموعه غنی و پایدار در همان بدو پایه ریزی شهر فراهم می آورد.

ترسیم صحیح ارکان شهر ( سکونت ، لذات ، معیشت) یسر اجتماعی را سبب ساز می گردد.

نظام خانه سازی و نظام برنامه ریزی و کنترل جمعیت ،شاخصه های مهم پایه ریزی شهر نوین اسلامی هستند که با یکدیگر ارتباط مستحکمی دارند و هدایت علمی آنها در قرآن و در ایه ذیل بیان شده است:

 

 

.( یونس ).

وَأَوْحَیْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِیهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِکُمَا بِمِصْرَ بُیُوتًا وَاجْعَلُواْ بُیُوتَکُمْ قِبْلَهً وَأَقِیمُواْ الصَّلاَهَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ( ۸۷ )

و به موسی و برادرش وحی کردیم که شما دو تن برای قوم خود در مصر خانه‏هایی ترتیب دهید و سراهایتان را رو به روی هم قرار دهید و نماز برپا دارید و مؤمنان را مژده ده

 

بر اساس آیه فوق ، خداوند به حضرت موسی و برادرش هارون وحی می کند که خانه هایی بسازند و آنها را بصورت قبله قرار دهند.

نکات ظریفی در ساختن خانه ها بصورت قبله وجود دارد.

افراد جامعه ، بطور طبیعی دارای پیوستگی های قومی می باشند و بهترین شکل تجمع آنها در ساختار شهر ،کنار هم بودن آنهاست تا از یکدیگر حمایت کنند.

ساختار خانه سازی قبله ، در حقیقت زندگی کنار هم نسلهای یک قوم

همچنین رشد جمعیت یک شهر در حقیقت در میان نسلهای یک قوم اتفاق می افتد

همچنین برنامه های کنترلی رشد جمعیت در تسلسل نسلهای یک قوم متجلی می شود .

بر این اساس ، با تعیین تعداد مجاز فرزند آوری و با در نظر گرفتن سن ازدواج و سن مرگ و میر ، می توان نسبتهای ثابتی را تنظیم نمود که بر اساس آن

اگر بر اساس یک برنامه جمعیتی ساده ، تعداد فرزندآوری مجاز ، سن ازدواج و نیز سن مرگ و میر را لحاظ کنید مشاهده خواهید کرد که در نهایت، نسلهای یک خانواده به تعداد مشخص و ثابتی افزایش خواهد یافت و در یک چرخه گردشی تکرار خواهد شد که حداکثر آن در نطقه بلوغ جمعیتی شهر نمایان می گردد. با درنظر گرفتن این مهم و مسئله لزوم زندگی حمایتی نسلهای یک خانواده ، به هدای قبله در قرآن میرسیم که قرنها پیش در قالب یک کلمه ساده ( قبله) ما را متوجه این نکته کرده است.

مبتنی بر برنامه ریزی جمعیتی و فرزند اوری، تعداد نسلهای یک خانواده که در قید حیات هستند ثابت خواهند بود که می توانند در قالب خانه هایی روبروی هم زندگی کنند و با صنعت ساخت و ساز صحیح ، نسلها تنها در داخل نظام خانه سازی قبله گردش می کنند و نیازی به رشد بی رویه شهرها نیست.