معرفی و شرح مختصر مستند رازهای پنهان پول + دانلود

مستند رازهای پنهان پول به فروپاشی سیستم مالی آمریکا به واسطه‌ی سقوط ارزش دلار و نحوه‌ی کلاه‌برداری آمریکا از سایر کشورها از طریق خلق بی‌رویه‌ی پول می‌پردازد.

 

hidden-secrets-of-money-285px-170pxعنوان مستند: رازهای پنهان پول / Hidden Secrets Of Money

کارگردان: دَن رابوک / Dan Rubock

نویسنده: مایک مالونی، دَن رابوک / Mike Maloney, Dan Rubock

تهیه‌کنندگان: مایک مالونی، دَن رابوک / Mike Maloney, Dan Rubock

سال تولید: ۲۰۱۲

کشور سازنده: آمریکا

زمان مستند: ۵ قسمت سی‌دقیقه‌ای

لینک توضیحات مستند در وب‌سایت تولید‌کننده:

http://hiddensecretsofmoney.com

درباره مستند:

وجه رایج آمریکا یا همان «دلار» امروزه پشتوانه‌ی پولی بسیاری از کشورهای دنیاست و عمده‌ی کشورهای برخوردار از ثروت‌ واقعی نظیر عربستان، امارات، قطر، کویت و… ذخایر ارزی خود را به دلار انجام می‌دهند. امّا آیا دلار ذخیره‌ی مناسبی برای ثروت‌های واقعی کشورهاست؟

مایک مالونی در این مستند ۵ قسمتی، با بهره‌گیری از زبانی ساده و روان، دست به روشنگری درباره‌ی این موضوع می‌زند و در هر قسمت گوشه‌ای از رازهای پنهان دلار را آشکار می‌کند. او اثبات می‌کند که ما در حال ورود به بزرگ‌ترین بحران مالی‌ هستیم که جهان تا به امروز به خود دیده است و بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری را کسب آگاهی از تاریخچه‌ی پول، نظام‌های مالی و نحوه‌ی کلاه‌برداری از مردم توسط بانک‌ها و بازار‌های بورس می‌داند.

محورهای کلی که توسط او در این مستند مورد مداقه و بررسی قرار می‌گیرد را می‌توان بدین‌گونه بیان کرد:

  • بررسی تاریخ شکل‌گیری امپراطوری‌ها، تکرارپذیر بودن آن‌ها تا به امروز و ارتباط بین فراز و فرود امپراطوری‌ها با پول رایج هر دوره
  • بررسی تفاوت بین پول و کارنسی (وجه رایج)
  • بررسی علل پرهیز دولت‌های آمریکایی از رفتن به سمت ثروت‌های واقعی نظیر طلا و نقره
  • معرفی فدرال رزرو به‌عنوان یک نهاد خصوصی (برخلاف تصور افراد جامعه)
  • چگونگی به محاق رفتن کلیه کارنسی‌های موجود در تاریخ تا به امروز
  • چگونگی فراگیر شدن دلار آمریکا در جهان به‌عنوان زمینه‌ای برای صدور بدهی به سایر کشورها
  • بررسی نحوه‌ی پذیرش دلار توسط ۴۴ کشور به‌عنوان پول واحد، در معاهده‌ی برتون وودز و آغاز ابرقدرتی آمریکا به‌ واسطه‌ی سیطره‌ی پولی
  • معرفی تسهیل کمّی به‌عنوان ابزاری برای خلق و چاپ بی‌رویه‌ی دلار
  • بررسی فراز و فرود دلار پس از معاهده‌ی برتون وودز تا به امروز
  • بررسی نحوه‌ی خلق پول توسط بانک‌ها و فدرال رزرو آمریکا در چهارچوب سیستمی شیطانی
  • معرفی سقف بدهی به‌عنوان یک فریبکاری بزرگ
  • چگونگی دزدیده شدن ثروت واقعی افراد جامعه که -در واقع وقت و آزادی آن‌هاست- توسط سیستم مالی موجود در آمریکا
  • هشدار نسبت به شروع هرج‌ومرج به طبع فروپاشی دلار و سیستم مالی آمریکا
  • بررسی میزان افزایش ذخایر طلای برخی از کشورها نظیر چین و ایران
  • حذف دلار از مبادلات بین کشورها به عنوان ارز واسط، و رو آوردن به پیمان‌های پولی دو یا چند جانبه

زیرنویس ۴ قسمت اول این مستند در وب‌سایت کدآمایی به فارسی برگردان شده است و به هم‌راه ویدئوی مستند از طریق لینک‌های زیر قابل دریافت است.

قسمت اول؛ پول در مقابل کارنسی/ Currency vs Moneyلینک دریافت، دریافت زیرنویس.

قسمت دوم؛ هفت مرحله‌ی شکل‌گیری یک امپراتوری/ Seven Stages Of Empire: لینک دریافت، دریافت زیرنویس.

قسمت سوم؛ مرگ دلار/ Death Of The Dollar: لینک دریافت، دریافت زیرنویس.

قسمت چهارم؛ بزرگ‌ترین کلاه‌برداری در تاریخ بشریت/ The Biggest Scam In The History Of Mankind: لینک دریافت، دریافت زیرنویس.

منبع: کدآمایی

پول پدیده‌ای ناشناخته

این پویانمادانش به کارکردهای پول می پردازد و بررسی می‌کند اگر پول به عنوان معیار اندازه‌گیری ارزش، دارای ارزش متغیر باشد چه مشکلاتی در جامعه به وجود می‌آید.

 

Karkardhaye pool-1024x576

عنوان پویانمادانش: پول پدیده‌ای ناشناخته

سال تولید: ۱۳۹۳

کشور سازنده: ایران

زمان: ۵ دقیقه

پخش‌شده از شبکه افق

شرح پویانمادانش:

این پویا‌نمادانش Knowledge Motion کارکردهای پول را معرفی می‌کند و سه کارکرد اصلی آن یعنی را به عنوان ابزار مبادله، ذخیره ثروت و معیار سنجش شرح می‌دهد.

در ادامه با ارائه‌ی مثال‌هایی سعی در روشن کردن این مطلب دارد که اگر پول، که خود به عنوان معیاری برای ارزش‌گذاری است، دچار نوسان ارزش شود چه مشکلاتی می‌تواند به بار آورد.

این پویانمادانش درنهایت این نتیجه را می‌گیرد که مردم در مواجه با پولی که دائما ارزش آن تغییر می‌کند به سراغ پدیده‌هایی با ارزش ذاتی همچون طلا و نقره می‌روند و از آنجایی که آن‌ها همواره ارزش خود را حفظ می‌کنند، مردم نیز محل ذخیره‌ی ارزش را از اسکناس‌ها به طلا و نقره تغییر خواهند داد. با گسترش این اتفاق در مبادلات روزمره، اعتبار پول رایج امروزی به عنوان ابزار مبادله از بین خواهد رفت و مردم از پول‌هایی با ارزش ذاتی در معاملات خود بهره خواهند برد.

برای دریافت ویدیو اینجا کلیک کنید.

منبع: کدآمایی

خطاب به اساتید و دانشجویان اقتصاد: بیدار شوید قبل از آنکه خیلی دیر شود

مستند ۴۰ دقیقه ای “ما اقتصاد دانیم” به کارگردانی محمد حسین بزرگی شهرویور ۹۳ با رویکردی انتقادی نسبت به نظام آموزشی اقتصاد، کلید خورده و آذر ۹۳ به تولید نهایی رسیده است.

به گزارش پایگاه مدرسه اقتصاد به نقل از وب سایت ما اقتصاد دانیم تولید مستند بلند “ما اقتصاددانیم لطفا حرفی از واقعیت نزنید” به پایان رسیده است و این مستند برای شرکت در پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار به دبیرخانه این جشنواره ارسال شده است.

مستند “ما اقتصاددانیم لطفا حرفی از واقعیت نزنید” پای صحبت دانشجویان اقتصاد نشسته است و در پی آن است که نظرات شان را در مورد نظام آموزشی اقتصاد در دانشگاه های کشور منعکس کند.

 ”ما اقتصاد دانیم” داستان تمام دانشجویان اقتصاد دانشگاه کشور است که از نظام آموزشی  اقتصاد به ستوه آمده اند و خواستار تغییرات اساسی در نحوه تدریس دروس اقتصاد هستند.

ریاضی زدگی، انتزاعی شدن و بالاخره عدم تطابق علم اقتصاد با واقعیت بخشی از انتقاد هایی ایست که این مستند از زبان دانشجویان و همچنین اساتید به بدنه علمی اقتصاد کشور وارد می کند.

“ما اقتصاد دانیم” تلنگری ایست بر فضای رخوت آلود دانشکده های اقتصاد. “ما اقتصاد دانیم” نیشتر ایست بر اساتید اقتصاد که به آنچه تحت عنوان آموزه های اقتصاد متعارف نامیده می شود دل خوش کرده اند.”ما اقتصاد دانیم” قابل توجه تمام کسانی ایست که خود را اقتصادخوان و یا اقتصاد دان می دانند و به دنبال بهتر کردند فضای اقتصادی کشور هستند.

مستند ۴۰ دقیقه ای “ما اقتصاد دانیم” به کارگردانی محمد حسین بزرگی شهرویور ۹۳ با رویکردی انتقادی نسبت به نظام آموزشی اقتصاد، کلید خورده و آذر ۹۳ به تولید نهایی رسیده است.

این مستند به زودی در یکی از دانشکده های اقتصاد رونمایی خواهد شد.

می توانیم خبر های تکمیلی از وبلاگ این مستند پیگیری نمایید

ما اقتصاد دانیم

منبع: مدرسه اقتصاد

معرفی و شرح مختصر فیلم مارجینکال

تماس بانک وام دهنده با وام گیرنده برای طلب وثیقه با ارزش بیشتر هنگامی که ارزش وثیقه ی قبلی کم شده است به اصطلاح مارجینکال نامیده میشود.

margin-call-285px-170pxنام فیلم: مارجینکال – Margin call

کارگردان: جِی. سی چاندور – J.C. Chandor

نویسنده: جِی. سی چاندور – J.C. Chandor

تاریخ ساخت: ۲۱ June 2010

تاریخ اکران: ۲۱ October 2011

بازیگران:

کوین اِسپیسی – Kevin Spacey

استنلی توچی – Stanley Tucci

پال بِتنی – Paul Bettany

جرمی آیرونز – Jeremy Irons

دمی مور – Demi Moore

زمان: ۱۰۵ دقیقه

ژانر: درام – هیجانی

معرفی کارگردان:

جِی. سی چاندور اولین فیلم سینمایی خود «دسپاکیتو» را در سال ۲۰۰۴ ساخت و «تماس حاشیه‌ای» نیز دومین ساخته سینمایی او به شمار می‌رود.

معرفی فیلم:

مارجین‌کال Margin Call اصطلاحی مالی در نظام سرمایهگرایی محسوب می‌شود که معنی دقیق آن «اخطار افزایش سپرده» است. وقتی‌که شرکت‌های کارگزاری بورس، اوراق بهادار را در ازای وثیقه فروخته باشند زمانی‌که وثیقه‌ی مذکور دچار افت ارزش شود، آن بانکِ وام‌دهنده با خریدار تماس گرفته و وثیقه با ارزشتری را طلب کند.

این فیلم اتفاقاتی را در بحران مالی سال ۲۰۰۸ طرح می‌کند که در یک شرکت کارگزاری بزرگ رخ می‌دهد و روایتی از بحران مالی این شرکت در بورس وال‌استریت می‌باشد و سعی دارد که  بحران مالی و حوادث پس از آن را با بهرهگیری از حقایق و عناصر داستانی درام به تصویر بکشد. این فیلم یکی از مهترین فیلم‌ها برای شناخت نظام سرمایهگرایی است و به خوبی رفتار شرکتها را در قبال بحران نشان می‌‍‌دهد که چگونه برای حفظ سرمایه‌ی خود دست به هرگونه اقدامی اعم از تعدیل نیرو و فروش سهام به مردم میزنند.

منبع: کد آمایی

شرخران مدرن

فیلم کمتردیده شده «مردان شرخر» روایتی از یک شرکت پزشکی است که با بهره‌های سنگین به بیماران خود اعضای بدن می‌فروشد. فروش اعضای بدن با بهره های سنگین در واقع استعاره‌ای از چگونگی وام دهی بانک‌هاست.

نام فیلم : مردان شرخر، ریپو مِن – Repo men

کارگردان: میگوئل ساپوچنیک – Miguel Sapochnik

نویسنده: Eric Garcia ، Garrett Lerner

تاریخ ساخت: October 2007 ۱۵

تاریخ اکران: ۱۹ March 2010

بازیگران:

فارست ویتاکر- Forest Whitaker

آلیس براگا Alice Braga –

لیو شرایبر Liev Schreiber-

زمان: ۱۱۱ دقیقه

ژانر: اکشن – جنایی

معرفی کارگردان:

«مردان ریپو» اولین فیلم و تنها اثر میگوئل ساپوچنیک است. این کارگردان سابقه‌ی کارگردانی بعضی از قسمت‌های سریال معروف همچون دکتر هاوس[۱] را دارد.

معرفی فیلم:

ریپو[۲] در لغت به معنی تملک دوباره بر هرگونه شیء به خاطر عدم پرداخت کامل هزینه‌ِی آن است. ریپو کردن یا به زبان ساده شرخری یکی از مهم‌ترین قوانین سیستم‌های بانکی برای بازپس‌گیری اموال خود است. قانونی که این اجازه را به سیستم‌های بانکی می‌دهد تا به هر وسیله بتوانند به هدف خود یعنی برگشت سرمایه از وام‌گیرنده برسند.

فیلم کمتر دیده شده‌ی مردان شرخر[۳] در ژانر جنایی ساخته شده است و روایتی از یک شرکت پزشکی است که با بهره‌های سنگین به بیماران خود اعضای بدن مصنوعی می‌فروشد و در صورتی که نتوانند هزینه‌های درمان خود را پرداخت کنند شرخران جنایات‌کار شرکت، آن‌ها را می‌کشند و عضو بدن فروخته شده مثل کلیه و قلب را بازپس می‌گیرند.

فروش اعضای بدن با بهره‌های سنگین در واقع استعاره‌ای از چگونگی وام‌دهی بانک‌هاست. مردان شرخر فیلمی است که با تصویر کشیدن شرخران مدرن نشان می‌دهد که درون‌مایه و اساس حق ریپو کردن بانک‌ها به چه شکل است. این فیلم با رویکرد کاملاً انتقادی نسبت به نظام‌های بانکی تلاش می‌کند به بیننده‌ی خود بفهماند که چگونه افراد در نظام ربوی بانکی هم نسبت به چیزی مالکیت دارند و هم ندارند!

[۱] House M.D

[۲] Repo

[۳] Repo men

منبع: کد آمایی

بحران اقتصادی را اقتصاددانان احمق به وجود آوردند!

بحران اقتصادی را اقتصاد دانان احمق بوجود آورده‌اند. پروفسور نایل فرگوسن
نایل فرگوسن در این ویدیوی کوتاه با نقد جدی دو مکتب اقتصادی مدرن و راهکار‌هایی پیشنهادی آنها برای ایجاد ثبات در اقتصاد، در نهایت به این نتیجه می‌رسد عامل اصلی بحران اقتصادی امروز، اقتصاد‌دان‌های احمق هستند.

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا، که اوبامای دموکرات دوباره قدرت را در دست گرفت، نیل فرگوسن[۱] استاد تاریخ و اقتصاد دانشگاه هاروارد با توجه به گرایش‌اش به حزب جمهوری‌خواه سعی کرد در یک ویدیوی تبلیغاتی، سیاست‌های اقتصادی دولت اوباما را که بعد از بحران مالی‌-اقتصادی ۲۰۰۷ وضع شدند به نقد بکشد. در این حین توضیح خوبی در مورد راه‌کارهای مختلفی که دو مکتب اصلی اکانامی، یعنی مکتب نئوکلاسیک فریدمنی و مکتب نئوکینزی ارائه می‌دهند مطرح می‌کند و دلیل ناکارآمدی آن‌ها را شرح می‌دهد.

او معتقد است که با اوج گیری بحران سال ۲۰۰۸، اقتصاددان‌هایی که از پیش‌بینی این بحران بزرگ عاجز بودند، شروع به پیچیدن نسخه‌های مختلفی برای درمان آن کردند. نسخه‌های تجویزی آن‌ها عمدتاً بر اساس دو دیدگاه رایج در اقتصاد بود. طرافداران مکتب فریدمن سعی کردند فدرال رزرو را به سمت تزریق نقدینگی و چاپ پول سوق بدهند و کینزین‌ها سعی داشتند دولت را متقاعد کنند تا کاهش تقاضای بخش خصوصی را با دادن وام‌های بزرگی که در پروژه‌های عمومی هزینه می‌شوند، جبران کند.

باراک اوباما برای مقابله با این بحران به توصیه‌های طرفداران هر دو مکتب عمل کرد. فدرال رزرو پایه پولی[۲] را تقریبا تا سه برابر افزایش داد و خزانه‌داری کسری بودجه را معادل ده درصد تولید ناخالص داخلی نگه داشت. البته این قبیل کارها که حکم مُسَکِن را برای اقتصاد رو به زوال ایالات متحده داشت، توانستند از وقوع یک بحران سریع جلوگیری کنند امّا از ایجاد یک وضعیت پایدار در اقتصاد آمریکا عاجز بودند و جلوی رشد آن را گرفتند.

«اقتصاددان‌های احمق، عاملین بحران اقتصادی!» (دریافت ویدیو)

فرگوسن استدلال می‌کند همان‌گونه که ژنرال‌ها در حال رهبری جنگ قبلی هستند، اقتصاددانان هم در حال ارائه‌ی راه‌کار برای بحران‌های قبلی هستند. امروز کشورها به لحاظ مالی و اقتصادی یک‌پارچه و به هم پیوسته شده‌اند و تزریق نقدینگی در کشور آمریکا تنها در محدوده‌ی مرزهای این کشور باقی نمی‌ماند بلکه اثر خود را در کل جهان می‌گذارد. از دید او به جای عمل کردن به راه‌کارهای کینز که برای علاج بحران بزرگ در سال ۱۹۳۰ تجویز شده‌اند، باید نظام پیچیده و ناکارآمد مالیاتی آمریکا برای افزایش انگیزه‌ی بخش خصوصی اصلاح شود؛ و به جای این‌که دولت برای از بین بردن رکود به عرصه‌ی معیشت وارد شود، مردم اقتصاد را از رکود بیرون بکشند.

او در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عامل اصلی بحران اقتصادی امروز، اقتصاد‌دان‌های احمق هستند.

پانوشت:


[۲]  پایه‌ی پولی Monetary base شامل کل نقدینگی در گردش در آن کشور به علاوه‌ی  بخشی از ذخایر بانک‌های تجاری است که نزد بانک مرکزی نگه‌داری می‌شود.بانک‌های مرکزی با افزایش پایه‌ی پولی می‌توانند به سرعت و در مقدار گسترده، حجم پول در گردش را افزایش دهند.

منبع: کد آمایی

Money as Debit پول به مثابه قرض

بخش هایی از مستند Money as Debit پول به مثابه قرض

پول شکل جدید و امروزی بهره‌برداری است. تفاوت اصلی این مدل از بهره‌برداری با شکل تاریخی خود در نبودن ارتباط مستقیم بین ارباب و برده است. مقدار قرض های حکومت، شرکت‌ها و مردم عادی به اعدادی نجومی رسیده است. این همه پول و قرض از کجا آمده است؟ اساسا پول به معنای قرض است و اگر قرضی نباشد پولی هم وجود نخواهد داشت. این مستند که ساخته پاول گریگنان است به صورتی زیبا و ساده سیستم منحرف و معیوب پول و قرض را توضیح می‌دهد.

چرا بانک‌ها این همه پول دارند و بقیه قرض؟

قانون اول: هر وقت هر بانکی یک وام به کسی داد یعنی، یک اعتبار جدید، یک پول جدید، و یک سپرده جدید تولید (خلق) شده است. البته در یک فرآیند بسیار ساده تا حدی که ذهن انسان آن را پس می‌زند.

یک سوال ساده: پول از کجا می‌آید؟ از محل چاپ اسکناس؟ توسط دولت تولید می‌شود؟ بله اما فقط تا حدی. جواب اصلی این است که اساسا خود پول فلزی و کاغذی محدود است و فقط بانک‌ها به صورت روزانه آن را تولید می‌کنند. اما چگونه؟

در حقیقت بانک‌ها پولی که وام می‌دهند را نه از طریق سپرده‌های مشتریان بلکه مستقیما از تعهد شخص وام گیرنده به او قرض می‌دهند. امضای وام گیرنده تعهدی است برای بازگشت پول که اگر آن را برنگرداند، خانه یا اتومبیلش ضبط می‌شود. بعد بانک به همان امضای مشتری یا به بیان ساده‌تر خانه و اتومبیلش که یک تعهد است اعتماد کرده و در حساب یک‌سری عدد تولید می‌کند. مطمئنا این حرف باورکردنی نیست. اما با متن همراه باشید.

بانک چگونه به متولد شد؟

زمانی مردم معامله پایاپای می‌کردند یعنی هرچیزی می‌توانست پول باشد. از یک تکه سنگ زینتی گرفته تا پر یک پرنده. اما طلا و نقره از همه راحت‌تر و مطمئن‌تر بود. کسی که سکه‌ها را زرگری می‌کرد به جایی مطمئن برای نگهداری آن‌ها نیاز داشت. مردم هم به در خانه او می‌رفتند و از او می‌‌خواستند تا طلاهایشان را نگاه دارد تا جایی که زرگر دیگر جایی برای اجاره دادن به همسایه هایش نداشت.

از سویی صاحبان طلاها به ندرت به دنبال اصل طلای فیزیکی خود می‌آمدند و هرگز هم همه با هم نمی‌آمدند. زیرا زرگر برای هر مقدار معینی طلا یک رسید کاغذی درست کرده بود و به صاحبان طلا می‌داد تا با آن در بازارهایی که این کاغذ را می‌شناختند و قبول داشتند خرید کنند؛ که البته حملش هم ساده‌تر بود.

از سوی دیگر، زرگر که آدم سودجویی بود، طلاهای امانتی را به مردم وام می‌داد و صد البته در ازای بهره. دنیا، صنعت، بازرگانی و … رشد کردند و هر روز تعداد درخواست‌کنندگان وام بیشتر شد. این کثرت درخواست یک ایده بهتر به زرگر داد: او می‌دانست که تعداد بسیار کمی از صاحبان طلا، طلای خود را برداشت کرده‌اند و او به راحتی می‌‌تواند در ازای طلاهای موجودش، رسید را به صورت وام بهره‌دار به دست مردم بدهد و کسی هم متوجه نشود. در این بین این زرگر که دیگر بانک‌دار شده بود بسیار سود می‌کرد چرا که فقط و فقط رسید چاپ می‌کرد و در ازایش بهره می‌گرفت.

اما کم‌کم مردم پی بردند که احتمالا او دارد به پشتوانه طلاهای آنان پول چاپ می‌کند که اینگونه ثروتمند شده بنابراین به سراغش رفتند و گفتند که اگر شفاف‌سازی نکند، طلاهایشان را خارج می‌کنند. زرگر بانک‌دار این قصه‌ هم طلاهایشان را به آن‌ها نشان داد و خیالشان را راحت کرد. اما صاحبان طلا بانک‌دار را مجبور کردند که درصدی از بهره‌ها را به آن‌ها بدهد و آن‌ها را سهام‌دار بانک یا همان گاوصندوق خود کند. در همین‌ جا بود که بانک متولد شد.

بانک‌دار به نرخ سود پایینی را به مردم می‌داد و بعد آن را با نرخ سود بیشتری به مردم وام می‌داد. درآمدش هم هزینه‌های اداره بانک را تامین می‌کرد: یک منطق ساده.

اما بانک‌های مدرن چگونه متولد شدند؟

امروزه بانک‌ها با آن روش کار نمی‌کنند. زرگر-بانکدار ما از سود کمی که پس از تقسیم سود اصلی با سهام‌داران برایش می‌ماند راضی نبود و با توجه به زیاد شدن تعداد اروپائیان ودرخواست‌های وام‌های بیشتر از سوی مردم و کم بودن رسیدهایش، ایده جدیدتری به ذهنش رسید.

او می‌دانست که غیر از خودش کسی میزان دقیق موجودی طلا را نمی‌داند. لذا رسیدها–پول‌هایی را چاپ کرد که اصلا برایش هیچ طلایی در خزانه خود نداشت. این نقشه به خوبی جواب داد و اینگونه بانک‌ها با کمک بهره وام‌های بی‌پشتوانه‌ای که می‌دادند ثروتمندترین سرمایه‌داران و صاحبان زیباترین ساختمان‌ها در جهان شدند.

اینکه بانک‌دارها از هیچ پول خلق می‌کنند برای هیچ کس باورپذیر نبوده و نیست؛ هرچند کسانی که باور نمی‌کنند تنها به خود آسیب می‌زنند. به هر حال، بانک‌دارها متوقف نشدند. تا اینکه باز هم عده‌ای شک کردند و از بانک‌ها به جای اسکناس و رسید و سکه، طلا و نقره خواستند. همین هجوم منطقی مردم و ثروتمندان به بانک‌ها باعث ورشکست شدن بسیاری از بانک‌های خصوصی در جهان شد.

در اینجا بانک‌ها مجبور شدند که فقط در یک حد خاصی وام بدهند اما این حد خاص، خودش بسیار بالاتر از موجود طلایشان بود. همچنین در قوانین کشورها مقرر شد که به هنگام هجوم مردم برای دریافت طلا، بانک مرکزی با تزریق طلا به آن‌ها کمکشان کند. و به این ترتیب تنها اگر یک هجوم سراسری در یک کشور به همه بانک‌های آن کشور صورت بگیرد، آن وقت حباب بانک‌ها می‌ترکد و همه آن‌ها ورشکست می‌شوند و سیستم اداری و اقتصادی کشور از هم خواهد پاشید.

با توجه به فیلم بالا حتی نسبت ذخیره می‌تواند بالاتر از نه به یک باشد، حتی تا بیست به یک و یا سی به یک. عموما فقط ۵ درصد کل پول درجریان اقتصاد کشور در دست مردم است و بقیه توسط کسانی تولید شده که از بانک وام گرفته‌اند. رئیس بانک میدلند انگلستان می‌گوید: مردم دوست ندارند باور کنند و باور هم نمی‌کنند که سرنوشت خودشان و دولتشان و حکومتشان در دستان خالی بانک‌هایی است که به آنان وام می‌دهد.

همکاری شدید بانک‌ها و دولت

ابتدا دولت قوانینی می‌گذارد که مردم مجبور به استفاده از پول رایج مملکت می‌شوند و بعد مردم را به سوی بانک‌ها فرامی‌خواند. در گام سوم، دادگاه‌ها بدهی‌های بانک‌ها را از مردم وصول می‌کنند. در نهایت دولت به مردم اطمینان می‌دهد که پولی که بانک‌ها تولید می‌کنند درست و سالم است درحالی که هیچ چیزی راجع به اینکه این پول‌ها از کجا می‌آید به ایشان نمی‌گوید.

در دنیای واقعی ما نمی‌توانیم چیزی را که نداریم به مردم قرض بدهیم اما بانک‌ها می‌توانند پولی که ندارند را به من و شما قرض بدهند زیرا دولت پشت اوراق و اعتبارهای بانک‌ها را امضا کرده است. درواقع بانک‌ها به شخص وام گیرنده وعده و قول می‌دهند که پول او را تامین کنند هرچند که واقعا آن را ندارند. و از آنجایی که بدهی به صورت بالقوه نامحدود است پس میزان وام دادن بانک‌ها هم نامحدود است.

بدهی ابدی

هرچه پول بیشتر باشد بی‌ارزشتر می‌شود مگر اینکه حجم تولید به همان میزان بیشتر شود. و هر چه تولید بیشتر مصرف هم بیشتر و هر چه تولید بیشتر، رشد اقتصادی هم بالاتر. کنت بولدینگ اقتصاددان می‌گوید: کسی که معتقد باشد رشد اقتصادی یک کشور می‌تواند تا ابد ادامه یابد یا دیوانه است یا اقتصاددان. پولی که هر دولتی از بانکش قرض می‌گیرد به همراه حجم عظیمی از بهره‌ای که در طول سالیان ایجاد شده را باید با مالیات گرفتن از مردم عادی جبران کند و این باعث بدهی ابدی دولت به بانک‌های خصوصی می‌شود.

ربا

در صده‌های گذشته گرفتن ربا در تمام ادیان مسیحیت و اسلام و یهودیت و بودایی حرام بود اما اکنون مجوزهایی به آن داده‌اند و اما هیچ کس فکرش را نمی‌کرد که روزی بانک‌ها از پول، پول دربیاورند. حالا ببینیم چطور ربا می‌تواند یک اقتصاد سالم پایدار را نابود کند.

تغییر سیستم

اگر یک سیستمی دارای یک اشکال ذاتی باشد هرگز نمی‌توان آن را تعمیر کرد. بلکه خود سیستم می‌بایست تعویض شود. عده‌ای فکر می‌کنند که طلا بهترین چاره است و عده‌ای هم نقره را به دلیل فراوانی بیشتر بهتر می‌دانند. اما عده‌ای هم هستند که می‌گویند اساس حرص و طمع انسان است که سیستم اقتصاد کشورها را معیوب می‌کند.

تنها رازهای کوچک را باید نگاه داشت، رازهای بزرگ آنقدر بزرگ هستند که هیچ کس آن‌ها را باور نخواهد کرد. نوع گردش مالی کشورهای جهان اکنون جزو رازهای بزرگ است.

منبع: مستضعفین تی وی

چرا اقتصاد جهان رو به نابودی است؟ + فیلم

یک جاعل اسکناس، پول تقلبی چاپ می‌کند و قدرت خرید خود را بالا می‌برد و اگر گیر بیفتد به خاطر دزدی به زندان می‌رود. اما وقتی بانک هم وعده واریز یک پول جدید به حساب ما را می‌دهد قدرت خرید ما را بالا برده است. اما کار او دزدی نیست. چرا؟

گروه جنگ نرم مشرق- پول شکل جدید و امروزی بهره‌برداری است. تفاوت اصلی این مدل از بهره‌برداری با شکل تاریخی خود در نبودن ارتباط مستقیم بین ارباب و برده است. مقدار قرض‌های حکومت، شرکت‌ها و مردم عادی به اعدادی نجومی رسیده است. این همه پول و قرض از کجا آمده است؟ اساسا پول به معنای قرض است و اگر قرضی نباشد پولی هم وجود نخواهد داشت. این مستند که ساخته پاول گریگنان است به صورتی زیبا و ساده سیستم منحرف و معیوب پول و قرض را توضیح می‌دهد. پس از انتشار خلاصه قسمت نخست، به قسمت دوم آن می‌پردازیم.

لرد آکتون، مورخ انگلیسی قرن نوزدهم، می‌گوید: موضوعی که قرن‌هاست با آن دست به گریبانیم و دیر یا زود باید آن را انجام دهیم، حرکت مردم علیه بانک‌ها است.

لجام‌گسیختگی وعده‌ها

یک تفاوت مهم: وقتی پولی را در بانک می‌گذاریم، به بانک وام داده‌ایم؛ و رقم آن مهم است نه اسکناس‌های آن. وقتی پول را به بانک قرض دادیم بانک هم سود آن را به ما می‌دهد و از آن به بعد با آن پول هر کاری که بخواهد می‌کند چون پول خودش است. پس دانستیم که سپرده در حقیقت دادن وام به بانک است.

یک جاعل اسکناس، پول تقلبی چاپ می‌کند و قدرت خرید خود را بالا می‌برد و اگر گیر بیفتد به خاطر دزدی به زندان می‌رود. اما وقتی بانک هم وعده واریز یک پول جدید به حساب ما را می‌دهد قدرت خرید ما را بالا برده است. اما کار او دزدی نیست. چرا؟

کالبدشکافی یک وام

وام گیرنده برای اینکه بدون داشتن پول بتواند چیزی بخرد باید وام بگیرد. بانک به او وام می‌دهد و او باید اصل و سود را با هم برگرداند و اگر بازنگرداند بانک کالایی که او با وام خریده است را باز می‌ستاند. اما:

بانک بدون آنکه نیاز به موجودی داشته باشد یک چک تضمینی به مشتری وام می‌دهد و مشتری همان چک را به فروشنده اتومبیل می‌دهد و اتومبیل را می‌خرد. فروشنده اتومبیل هم آن چک را در بانک دیگری سپرده‌گذاری می‌کند. یعنی بانک وام‌دهنده به بانکی که فروشنده اتومبیل مشتری آن است به میزان همان چک تضمینی بدهکار است. در عوض، بانک دوم نیز در فرآیندهای موازی دیگری به همان میزان به بانک اول بدهکار است. پس هیچ کدام به هم بدهکار نیستند. جالب اینجاست که در اینجا هیچ پول و سرمایه‌ واقعی‌ای جابجا نشده در حالی که بانک اول، درصورت پرداخت نشدن اقساط وام توسط وام‌گیرنده، آن اتومبیلی که برایش هیچ پولی پرداخت نکرده است را ضبط می‌کند.

بنابراین می‌توان گفت که از حاصل تبادل وعده‌هایی که توسط بانک و وام‌گیرنده به وجود می‌آید، جامعه دچار تورم می‌شود و اعتیاد به بانک‌ها برای تزریق فزاینده پول منجر به اقساط بهره‌ای که پرداخت آن غیرممکن است می‌شود. در نتیجه بدهی‌ها افزایش پیدا کرده و جامعه رو به نابودی می‌رود. جامعه جهانی اکنون اعتیاد به پول اعتباری بیشتر و بیشتر دارد.

اما چه شد که کار اقتصاد دنیا به اینجا کشید و همه قمارهای اقتصادی تبدیل به قانون شد؟ باید سری به انگلستان قرن هفدهم بزنیم.

فردریک باستیات، اقتصاددان و سیاست‌مدار: وقتی چپاول تبدیل می‌شود به شیوه مرسوم مردمی که با هم زندگی می‌کنند، در طی زمان برای خود سیستمی قانونی خلق می‌کنند که آن را مجاز شمرده و یک توجیه اخلاقی که آن را می‌ستاید.

در انگلیس صده هفدهم، دادگاه فقط معملاتی را درست می‌دانست و از آن حمایت می‌کرد که دو طرف آن کالاهای قابل لمس و واقعی بودند نه اعداد اعتباری یا کلمات بر روی سند. اما تاجرانی که کالاهایشان را به کشور دیگری برای فروش می‌فرستادند نمی‌توانستند جای آن پول دریافت کنند چون ممکن بود دزدیده شود. از این رو این مشکل را به وسیله سند تبادل کالای بین‌المللی حل کردند. بعد از چندی هم دیدند که برای تجارت با افراد غریبه باید اسناد تبادلی در وجه حامل به وجود بیاید.

بعد از به وجود آمدن امکان خرید و فروش اسناد تبادل میان تجار در انگلستان قرن هفدهم، این امکان هم فرآهم آمد که بتوان شخصی را فریب داد و حتی مجبور کرد که وعده پرداختی الزام‌آور را امضا کند. اگر یک جنس دزدی را از بازار بخریم، دادگاه آن را به مالک اصلی آن برمی‌گرداند و پول ما از دست رفته است. اما اگر یک سند وام را از بانک به قیمت بخریم، دادگاه کسی که پای آن را امضا کرده به رسمیت می‌شناسد حتی اگر آن سند وام به صورت کلاهبرداری به وجود آمده باشد.

پنج عملکرد کلاهبردارانه

نخستین کلاهبرداری مربوط است به گیرنده وام با وعده دادن دارایی‌ای که هنوز مالک آن نیست و بانک هم شریک جرم است. دومین مورد، قصور بانک از فاش کردن طبیعت واقعی قرارداد است. سوم، توافقنامه بانک باید بی‌اعتبار باشد چون قراردادهای غیرممکن قانونا بی‌اعتبارند و بانک قراردادی غیرممکن ایجاد کرده است. چهارمین نقص، نقض حقوق طبیعی به وسیله قانون قراردادها است زیرا کسی نمی‌تواند چیزی را که اساسا مالک آن نیست به دیگری بفروشد. پنجمین و بزرگترین کلاهبرداری این است که بیشتر افرادی که مانند کارگران اصل سرمایه و ثروت جهان را تولید می‌کنند در خطر از دست دادن کل دارایی‌شان قرار می‌گیرند.

تیم مادن، مورخ اقتصادی و حامی مصرف‌گرایی می‌گوید: بانکداری شامل کلاهبرداری نمی‌شود بلکه بانکداری خود کلاهبرداری است.

راه حل

در نهایت، آنچه که اقتصاد جهان را به نابود خواهد کشاند، بدهی عظیمی است که به دلیل طمع و حرص زیاد روی دست بشر باقی مانده است.

چرا اقتصاد جهان رو به نابودی است؟ + فیلم // در حال ویرایش 2

ساعت بدهی‌های آمریکا در تاریخ ۲۹ مهر ماه ۱۳۹۳

منبع: مشرق

پول یعنی بدهی!

پول شکل جدید و امروزی بهره‌برداری است. تفاوت اصلی این مدل از بهره‌برداری با شکل تاریخی خود در نبودن ارتباط مستقیم بین ارباب و برده است. مقدار قرض های حکومت، شرکت‌ها و مردم عادی به اعدادی نجومی رسیده است. این همه پول و قرض از کجا آمده است؟ اساسا پول به معنای قرض است و اگر قرضی نباشد پولی هم وجود نخواهد داشت. این مستند که ساخته پاول گریگنان است به صورتی زیبا و ساده سیستم منحرف و معیوب پول و قرض را توضیح می‌دهد.

چرا بانک‌ها این همه پول دارند و بقیه قرض؟

قانون اول: هر وقت هر بانکی یک وام به کسی داد یعنی، یک اعتبار جدید، یک پول جدید، و یک سپرده جدید تولید (خلق) شده است. البته در یک فرآیند بسیار ساده تا حدی که ذهن انسان آن را پس می‌زند.

یک سوال ساده: پول از کجا می‌آید؟ از محل چاپ اسکناس؟ توسط دولت تولید می‌شود؟ بله اما فقط تا حدی. جواب اصلی این است که اساسا خود پول فلزی و کاغذی محدود است و فقط بانک‌ها به صورت روزانه آن را تولید می‌کنند. اما چگونه؟

در حقیقت بانک‌ها پولی که وام می‌دهند را نه از طریق سپرده‌های مشتریان بلکه مستقیما از تعهد شخص وام گیرنده به او قرض می‌دهند. امضای وام گیرنده تعهدی است برای بازگشت پول که اگر آن را برنگرداند، خانه یا اتومبیلش ضبط می‌شود. بعد بانک به همان امضای مشتری یا به بیان ساده‌تر خانه و اتومبیلش که یک تعهد است اعتماد کرده و در حساب یک‌سری عدد تولید می‌کند. مطمئنا این حرف باورکردنی نیست. اما با متن همراه باشید.

بانک چگونه به متولد شد؟

زمانی مردم معامله پایاپای می‌کردند یعنی هرچیزی می‌توانست پول باشد. از یک تکه سنگ زینتی گرفته تا پر یک پرنده. اما طلا و نقره از همه راحت‌تر و مطمئن‌تر بود. کسی که سکه‌ها را زرگری می‌کرد به جایی مطمئن برای نگهداری آن‌ها نیاز داشت. مردم هم به در خانه او می‌رفتند و از او می‌‌خواستند تا طلاهایشان را نگاه دارد تا جایی که زرگر دیگر جایی برای اجاره دادن به همسایه هایش نداشت.

از سویی صاحبان طلاها به ندرت به دنبال اصل طلای فیزیکی خود می‌آمدند و هرگز هم همه با هم نمی‌آمدند. زیرا زرگر برای هر مقدار معینی طلا یک رسید کاغذی درست کرده بود و به صاحبان طلا می‌داد تا با آن در بازارهایی که این کاغذ را می‌شناختند و قبول داشتند خرید کنند؛ که البته حملش هم ساده‌تر بود.

از سوی دیگر، زرگر که آدم سودجویی بود، طلاهای امانتی را به مردم وام می‌داد و صد البته در ازای بهره. دنیا، صنعت، بازرگانی و … رشد کردند و هر روز تعداد درخواست‌کنندگان وام بیشتر شد. این کثرت درخواست یک ایده بهتر به زرگر داد: او می‌دانست که تعداد بسیار کمی از صاحبان طلا، طلای خود را برداشت کرده‌اند و او به راحتی می‌‌تواند در ازای طلاهای موجودش، رسید را به صورت وام بهره‌دار به دست مردم بدهد و کسی هم متوجه نشود. در این بین این زرگر که دیگر بانک‌دار شده بود بسیار سود می‌کرد چرا که فقط و فقط رسید چاپ می‌کرد و در ازایش بهره می‌گرفت.

اما کم‌کم مردم پی بردند که احتمالا او دارد به پشتوانه طلاهای آنان پول چاپ می‌کند که اینگونه ثروتمند شده بنابراین به سراغش رفتند و گفتند که اگر شفاف‌سازی نکند، طلاهایشان را خارج می‌کنند. زرگر بانک‌دار این قصه‌ هم طلاهایشان را به آن‌ها نشان داد و خیالشان را راحت کرد. اما صاحبان طلا بانک‌دار را مجبور کردند که درصدی از بهره‌ها را به آن‌ها بدهد و آن‌ها را سهام‌دار بانک یا همان گاوصندوق خود کند. در همین‌ جا بود که بانک متولد شد.

بانک‌دار به نرخ سود پایینی را به مردم می‌داد و بعد آن را با نرخ سود بیشتری به مردم وام می‌داد. درآمدش هم هزینه‌های اداره بانک را تامین می‌کرد: یک منطق ساده.

اما بانک‌های مدرن چگونه متولد شدند؟

امروزه بانک‌ها با آن روش کار نمی‌کنند. زرگر-بانکدار ما از سود کمی که پس از تقسیم سود اصلی با سهام‌داران برایش می‌ماند راضی نبود و با توجه به زیاد شدن تعداد اروپائیان ودرخواست‌های وام‌های بیشتر از سوی مردم و کم بودن رسیدهایش، ایده جدیدتری به ذهنش رسید.

او می‌دانست که غیر از خودش کسی میزان دقیق موجودی طلا را نمی‌داند. لذا رسیدها–پول‌هایی را چاپ کرد که اصلا برایش هیچ طلایی در خزانه خود نداشت. این نقشه به خوبی جواب داد و اینگونه بانک‌ها با کمک بهره وام‌های بی‌پشتوانه‌ای که می‌دادند ثروتمندترین سرمایه‌داران و صاحبان زیباترین ساختمان‌ها در جهان شدند.

اینکه بانک‌دارها از هیچ پول خلق می‌کنند برای هیچ کس باورپذیر نبوده و نیست؛ هرچند کسانی که باور نمی‌کنند تنها به خود آسیب می‌زنند. به هر حال، بانک‌دارها متوقف نشدند. تا اینکه باز هم عده‌ای شک کردند و از بانک‌ها به جای اسکناس و رسید و سکه، طلا و نقره خواستند. همین هجوم منطقی مردم و ثروتمندان به بانک‌ها باعث ورشکست شدن بسیاری از بانک‌های خصوصی در جهان شد.

در اینجا بانک‌ها مجبور شدند که فقط در یک حد خاصی وام بدهند اما این حد خاص، خودش بسیار بالاتر از موجود طلایشان بود. همچنین در قوانین کشورها مقرر شد که به هنگام هجوم مردم برای دریافت طلا، بانک مرکزی با تزریق طلا به آن‌ها کمکشان کند. و به این ترتیب تنها اگر یک هجوم سراسری در یک کشور به همه بانک‌های آن کشور صورت بگیرد، آن وقت حباب بانک‌ها می‌ترکد و همه آن‌ها ورشکست می‌شوند و سیستم اداری و اقتصادی کشور از هم خواهد پاشید.

با توجه به فیلم بالا حتی نسبت ذخیره می‌تواند بالاتر از نه به یک باشد، حتی تا بیست به یک و یا سی به یک. عموما فقط ۵ درصد کل پول درجریان اقتصاد کشور در دست مردم است و بقیه توسط کسانی تولید شده که از بانک وام گرفته‌اند. رئیس بانک میدلند انگلستان می‌گوید: مردم دوست ندارند باور کنند و باور هم نمی‌کنند که سرنوشت خودشان و دولتشان و حکومتشان در دستان خالی بانک‌هایی است که به آنان وام می‌دهد.

همکاری شدید بانک‌ها و دولت

ابتدا دولت قوانینی می‌گذارد که مردم مجبور به استفاده از پول رایج مملکت می‌شوند و بعد مردم را به سوی بانک‌ها فرامی‌خواند. در گام سوم، دادگاه‌ها بدهی‌های بانک‌ها را از مردم وصول می‌کنند. در نهایت دولت به مردم اطمینان می‌دهد که پولی که بانک‌ها تولید می‌کنند درست و سالم است درحالی که هیچ چیزی راجع به اینکه این پول‌ها از کجا می‌آید به ایشان نمی‌گوید.

در دنیای واقعی ما نمی‌توانیم چیزی را که نداریم به مردم قرض بدهیم اما بانک‌ها می‌توانند پولی که ندارند را به من و شما قرض بدهند زیرا دولت پشت اوراق و اعتبارهای بانک‌ها را امضا کرده است. درواقع بانک‌ها به شخص وام گیرنده وعده و قول می‌دهند که پول او را تامین کنند هرچند که واقعا آن را ندارند. و از آنجایی که بدهی به صورت بالقوه نامحدود است پس میزان وام دادن بانک‌ها هم نامحدود است.

بدهی ابدی

هرچه پول بیشتر باشد بی‌ارزشتر می‌شود مگر اینکه حجم تولید به همان میزان بیشتر شود. و هر چه تولید بیشتر مصرف هم بیشتر و هر چه تولید بیشتر، رشد اقتصادی هم بالاتر. کنت بولدینگ اقتصاددان می‌گوید: کسی که معتقد باشد رشد اقتصادی یک کشور می‌تواند تا ابد ادامه یابد یا دیوانه است یا اقتصاددان. پولی که هر دولتی از بانکش قرض می‌گیرد به همراه حجم عظیمی از بهره‌ای که در طول سالیان ایجاد شده را باید با مالیات گرفتن از مردم عادی جبران کند و این باعث بدهی ابدی دولت به بانک‌های خصوصی می‌شود.

ربا

در صده‌های گذشته گرفتن ربا در تمام ادیان مسیحیت و اسلام و یهودیت و بودایی حرام بود اما اکنون مجوزهایی به آن داده‌اند و اما هیچ کس فکرش را نمی‌کرد که روزی بانک‌ها از پول، پول دربیاورند. حالا ببینیم چطور ربا می‌تواند یک اقتصاد سالم پایدار را نابود کند.

تغییر سیستم

اگر یک سیستمی دارای یک اشکال ذاتی باشد هرگز نمی‌توان آن را تعمیر کرد. بلکه خود سیستم می‌بایست تعویض شود. عده‌ای فکر می‌کنند که طلا بهترین چاره است و عده‌ای هم نقره را به دلیل فراوانی بیشتر بهتر می‌دانند. اما عده‌ای هم هستند که می‌گویند اساس حرص و طمع انسان است که سیستم اقتصاد کشورها را معیوب می‌کند.

تنها رازهای کوچک را باید نگاه داشت، رازهای بزرگ آنقدر بزرگ هستند که هیچ کس آن‌ها را باور نخواهد کرد. نوع گردش مالی کشورهای جهان اکنون جزو رازهای بزرگ است

منبع: صوت المستضعفین

پول شکل جدید و امروزی بهره‌برداری است. تفاوت اصلی این مدل از بهره‌برداری با شکل تاریخی خود در نبودن ارتباط مستقیم بین ارباب و برده است. مقدار قرض های حکومت، شرکت‌ها و مردم عادی به اعدادی نجومی رسیده است. این همه پول و قرض از کجا آمده است؟ اساسا پول به معنای قرض است و اگر قرضی نباشد پولی هم وجود نخواهد داشت. این مستند که ساخته پاول گریگنان است به صورتی زیبا و ساده سیستم منحرف و معیوب پول و قرض را توضیح می‌دهد.

چرا بانک‌ها این همه پول دارند و بقیه قرض؟ قانون اول: هر وقت هر بانکی یک وام به کسی داد یعنی، یک اعتبار جدید، یک پول جدید، و یک سپرده جدید تولید (خلق) شده است. البته در یک فرآیند بسیار ساده تا حدی که ذهن انسان آن را پس می‌زند. یک سوال ساده: پول از کجا می‌آید؟ از محل چاپ اسکناس؟ توسط دولت تولید می‌شود؟ بله اما فقط تا حدی. جواب اصلی این است که اساسا خود پول فلزی و کاغذی محدود است و فقط بانک‌ها به صورت روزانه آن را تولید می‌کنند. اما چگونه؟ در حقیقت بانک‌ها پولی که وام می‌دهند را نه از طریق سپرده‌های مشتریان بلکه مستقیما از تعهد شخص وام گیرنده به او قرض می‌دهند. امضای وام گیرنده تعهدی است برای بازگشت پول که اگر آن را برنگرداند، خانه یا اتومبیلش ضبط می‌شود. بعد بانک به همان امضای مشتری یا به بیان ساده‌تر خانه و اتومبیلش که یک تعهد است اعتماد کرده و در حساب یک‌سری عدد تولید می‌کند. مطمئنا این حرف باورکردنی نیست. اما با متن همراه باشید. بانک چگونه به متولد شد؟ زمانی مردم معامله پایاپای می‌کردند یعنی هرچیزی می‌توانست پول باشد. از یک تکه سنگ زینتی گرفته تا پر یک پرنده. اما طلا و نقره از همه راحت‌تر و مطمئن‌تر بود. کسی که سکه‌ها را زرگری می‌کرد به جایی مطمئن برای نگهداری آن‌ها نیاز داشت. مردم هم به در خانه او می‌رفتند و از او می‌‌خواستند تا طلاهایشان را نگاه دارد تا جایی که زرگر دیگر جایی برای اجاره دادن به همسایه هایش نداشت. از سویی صاحبان طلاها به ندرت به دنبال اصل طلای فیزیکی خود می‌آمدند و هرگز هم همه با هم نمی‌آمدند. زیرا زرگر برای هر مقدار معینی طلا یک رسید کاغذی درست کرده بود و به صاحبان طلا می‌داد تا با آن در بازارهایی که این کاغذ را می‌شناختند و قبول داشتند خرید کنند؛ که البته حملش هم ساده‌تر بود. از سوی دیگر، زرگر که آدم سودجویی بود، طلاهای امانتی را به مردم وام می‌داد و صد البته در ازای بهره. دنیا، صنعت، بازرگانی و … رشد کردند و هر روز تعداد درخواست‌کنندگان وام بیشتر شد. این کثرت درخواست یک ایده بهتر به زرگر داد: او می‌دانست که تعداد بسیار کمی از صاحبان طلا، طلای خود را برداشت کرده‌اند و او به راحتی می‌‌تواند در ازای طلاهای موجودش، رسید را به صورت وام بهره‌دار به دست مردم بدهد و کسی هم متوجه نشود. در این بین این زرگر که دیگر بانک‌دار شده بود بسیار سود می‌کرد چرا که فقط و فقط رسید چاپ می‌کرد و در ازایش بهره می‌گرفت. اما کم‌کم مردم پی بردند که احتمالا او دارد به پشتوانه طلاهای آنان پول چاپ می‌کند که اینگونه ثروتمند شده بنابراین به سراغش رفتند و گفتند که اگر شفاف‌سازی نکند، طلاهایشان را خارج می‌کنند. زرگر بانک‌دار این قصه‌ هم طلاهایشان را به آن‌ها نشان داد و خیالشان را راحت کرد. اما صاحبان طلا بانک‌دار را مجبور کردند که درصدی از بهره‌ها را به آن‌ها بدهد و آن‌ها را سهام‌دار بانک یا همان گاوصندوق خود کند. در همین‌ جا بود که بانک متولد شد. بانک‌دار به نرخ سود پایینی را به مردم می‌داد و بعد آن را با نرخ سود بیشتری به مردم وام می‌داد. درآمدش هم هزینه‌های اداره بانک را تامین می‌کرد: یک منطق ساده. اما بانک‌های مدرن چگونه متولد شدند؟ امروزه بانک‌ها با آن روش کار نمی‌کنند. زرگر-بانکدار ما از سود کمی که پس از تقسیم سود اصلی با سهام‌داران برایش می‌ماند راضی نبود و با توجه به زیاد شدن تعداد اروپائیان ودرخواست‌های وام‌های بیشتر از سوی مردم و کم بودن رسیدهایش، ایده جدیدتری به ذهنش رسید. او می‌دانست که غیر از خودش کسی میزان دقیق موجودی طلا را نمی‌داند. لذا رسیدها–پول‌هایی را چاپ کرد که اصلا برایش هیچ طلایی در خزانه خود نداشت. این نقشه به خوبی جواب داد و اینگونه بانک‌ها با کمک بهره وام‌های بی‌پشتوانه‌ای که می‌دادند ثروتمندترین سرمایه‌داران و صاحبان زیباترین ساختمان‌ها در جهان شدند. اینکه بانک‌دارها از هیچ پول خلق می‌کنند برای هیچ کس باورپذیر نبوده و نیست؛ هرچند کسانی که باور نمی‌کنند تنها به خود آسیب می‌زنند. به هر حال، بانک‌دارها متوقف نشدند. تا اینکه باز هم عده‌ای شک کردند و از بانک‌ها به جای اسکناس و رسید و سکه، طلا و نقره خواستند. همین هجوم منطقی مردم و ثروتمندان به بانک‌ها باعث ورشکست شدن بسیاری از بانک‌های خصوصی در جهان شد. در اینجا بانک‌ها مجبور شدند که فقط در یک حد خاصی وام بدهند اما این حد خاص، خودش بسیار بالاتر از موجود طلایشان بود. همچنین در قوانین کشورها مقرر شد که به هنگام هجوم مردم برای دریافت طلا، بانک مرکزی با تزریق طلا به آن‌ها کمکشان کند. و به این ترتیب تنها اگر یک هجوم سراسری در یک کشور به همه بانک‌های آن کشور صورت بگیرد، آن وقت حباب بانک‌ها می‌ترکد و همه آن‌ها ورشکست می‌شوند و سیستم اداری و اقتصادی کشور از هم خواهد پاشید. با توجه به فیلم بالا حتی نسبت ذخیره می‌تواند بالاتر از نه به یک باشد، حتی تا بیست به یک و یا سی به یک. عموما فقط ۵ درصد کل پول درجریان اقتصاد کشور در دست مردم است و بقیه توسط کسانی تولید شده که از بانک وام گرفته‌اند. رئیس بانک میدلند انگلستان می‌گوید: مردم دوست ندارند باور کنند و باور هم نمی‌کنند که سرنوشت خودشان و دولتشان و حکومتشان در دستان خالی بانک‌هایی است که به آنان وام می‌دهد. همکاری شدید بانک‌ها و دولت ابتدا دولت قوانینی می‌گذارد که مردم مجبور به استفاده از پول رایج مملکت می‌شوند و بعد مردم را به سوی بانک‌ها فرامی‌خواند. در گام سوم، دادگاه‌ها بدهی‌های بانک‌ها را از مردم وصول می‌کنند. در نهایت دولت به مردم اطمینان می‌دهد که پولی که بانک‌ها تولید می‌کنند درست و سالم است درحالی که هیچ چیزی راجع به اینکه این پول‌ها از کجا می‌آید به ایشان نمی‌گوید. در دنیای واقعی ما نمی‌توانیم چیزی را که نداریم به مردم قرض بدهیم اما بانک‌ها می‌توانند پولی که ندارند را به من و شما قرض بدهند زیرا دولت پشت اوراق و اعتبارهای بانک‌ها را امضا کرده است. درواقع بانک‌ها به شخص وام گیرنده وعده و قول می‌دهند که پول او را تامین کنند هرچند که واقعا آن را ندارند. و از آنجایی که بدهی به صورت بالقوه نامحدود است پس میزان وام دادن بانک‌ها هم نامحدود است. بدهی ابدی هرچه پول بیشتر باشد بی‌ارزشتر می‌شود مگر اینکه حجم تولید به همان میزان بیشتر شود. و هر چه تولید بیشتر مصرف هم بیشتر و هر چه تولید بیشتر، رشد اقتصادی هم بالاتر. کنت بولدینگ اقتصاددان می‌گوید: کسی که معتقد باشد رشد اقتصادی یک کشور می‌تواند تا ابد ادامه یابد یا دیوانه است یا اقتصاددان. پولی که هر دولتی از بانکش قرض می‌گیرد به همراه حجم عظیمی از بهره‌ای که در طول سالیان ایجاد شده را باید با مالیات گرفتن از مردم عادی جبران کند و این باعث بدهی ابدی دولت به بانک‌های خصوصی می‌شود. ربا در صده‌های گذشته گرفتن ربا در تمام ادیان مسیحیت و اسلام و یهودیت و بودایی حرام بود اما اکنون مجوزهایی به آن داده‌اند و اما هیچ کس فکرش را نمی‌کرد که روزی بانک‌ها از پول، پول دربیاورند. حالا ببینیم چطور ربا می‌تواند یک اقتصاد سالم پایدار را نابود کند. تغییر سیستم اگر یک سیستمی دارای یک اشکال ذاتی باشد هرگز نمی‌توان آن را تعمیر کرد. بلکه خود سیستم می‌بایست تعویض شود. عده‌ای فکر می‌کنند که طلا بهترین چاره است و عده‌ای هم نقره را به دلیل فراوانی بیشتر بهتر می‌دانند. اما عده‌ای هم هستند که می‌گویند اساس حرص و طمع انسان است که سیستم اقتصاد کشورها را معیوب می‌کند. تنها رازهای کوچک را باید نگاه داشت، رازهای بزرگ آنقدر بزرگ هستند که هیچ کس آن‌ها را باور نخواهد کرد. نوع گردش مالی کشورهای جهان اکنون جزو رازهای بزرگ است.

به گزارش خبرگزاری فارس از گرگان، جلوی عابربانک تقریبا شلوغ است. چند دقیقه‎ای صبر می‎کند تا نوبتش شود. کارت را وارد دستگاه خودپرداز می‎کند و وقتی گزینه دریافت وجه را فشار می‎دهد، عبارت «موجودی کافی نیست» ظاهر می‎شود.

مطمئن است که حقوقش را واریز کرده‎اند، چند بار امتحان می‎کند ولی جوابی نمی‎گیرد به ناچار وارد بانک می‎شود و موضوع را با کارمند بانک مطرح می‎‌کند؛ کارمند بانک بعد از بررسی شماره حساب می‎گوید: «حساب شما به علت ضمانت آقای … مسدود شده است. ایشان ۱۵ قسط معوقه دارند!»

این ماجرا و ماجراهایی از این دست قصه پرغصه و دنباله‎دار ضمانت معلمان و کارمندانی است که چوب صداقت و بی‎آلایشی خود یا بلندپروازی و بی‎خیالی عده‎ای را می‎خورند که به جز خود و آرزوهای دور و دراز خود، ذره‎ای به دیگران نمی‎اندیشند.

در این آشفته‌بازار وام‎های ریز و درشت بانکی چه بسیار هستند، کارمندانی که به علت ضمانت از سر دلسوزی، مجبور به فروش مایملک خود شدند و یا ماه‎ها بلکه سال‎ها، اقساط عده‎ای را پرداخت کردند که با وجود تمکن مالی هیچگاه سعی نکردند خود را به زحمت بیاندازند و اقساط معوق خود را پرداخت کنند.

– See more at: http://farsnews.com/newstext.php?nn=13930826001704#sthash.my00yPTd.dpuf

چرا بدهی‌های آمریکا خارج از کنترل است؟ + فیلم

اگر چه نادیده گرفتن نقش محوری خانواده‌های با نفوذی مانند راتچایلد‌ها، واربرگ‌ها، شیف‌ها، مورگان‌ها و راکفلرها امری پوچ است، در بررسی‌های تاریخ بانک‌داری مرکزی و بانک‌داری اندوخته جزئی، به خاطر داشته باشید که تا بحال بانک‌های مرکزی و بانک‌های بزرگ تجاری سه قرن قدمت دارند و ریشه ای عمیق در زندگی اقتصادی بسیاری از کشورها دارند.

ادامه خواندن

مستند گاو خشمگین

«گاو خشمگین» نقویان، مستندی است با لحنی شجاع و افشاگر برای برملا کردن نیروی پلیدی که پشت صحنۀ وال استریت-این قلب تپندۀ اقتصاد امریکا- را مدیریت کرده و هر گاه در طول یکصدسال اخیر، نفس های این گاوخشمگین به شماره افتاده، با جنگ افروزی تنها راه حلش برای برون رفت از بن بست های اقتصادی را به سیاست مداران امریکایی دیکته کرده است: جنگ برای صلح!!!

درحالی که چهارمین دورۀ«جشنوارۀ مردمی فیلم عمار»، دومین روزش را در سینما فلسطین تهران با نظمی مثال زدنی پشت سر گذاشت، از دیروز(یکشنبه) فیلم مستند «گاو خشمگین» ساختۀ مهدی نقویان بر روی پردۀ سالن اصلی سینما فلسطین رفت.

به گزارش بولتن نیوز، «گاو خشمگین» مستندی است که با استفاده از تصاویر آرشیوی و نیز ارجاعات تاریخ سینمایی، به بررسی ارتباط وال استریت و جنگ های امریکا در یک قرن اخیر می پردازد.

«گاو خشمگین» که نامش را نیز وام دار یکی از مهم ترین آثار داستانی تاریخ سینما به همین نام است، با صحنه های به یاد ماندی بازی رابرت دنیرو در نقش جیک لاموتا، مشت زن معروف و خستگی ناپذیر امریکایی در این درام ورزشیِ ساختۀ مارتین اسکورسیزی، به عنوان تیتراژ آغاز شده و در همان ابتدا خود را به عنوان فیلمی ساختارمند و متفاوت معرفی می کند.

مستند عمّاری «گاو خشمگین» که ابتدا با اشاره به جنبش تسخیر وال استریت در سال ۲۰۱۲ موضوع اصلی خود را برای مخاطب معرفی کرده به دنبال یافتن ریشۀ این حرکت عظیم اعتراضی تاریخ امریکا را به کمک تاریخ سینما دهه دهه و سال به سال عقب آمده و در هر توقف گاهی با ارجاع به فیلمی دیگر از تاریخ سینما، پایش را در آن دوران تاریخی محکم کرده و با بررسی وضعیت سیاست امریکا در هر دوره، نسبت آن را به اقتصاد جهان، اقتصاد امریکا و نقش وال استریت به عنوان قلب تپندۀ این اقتصاد بازخوانی می کند.

«گاو خشمگین» که از همان ابتدای کار، بهترین راه خروج از بحران های اقتصادی برای وال استریت را ورود امریکا به جنگ و اساساً شعله ور ساختن آتش جنگ در جهان توسط این غول استعماری معرفی کرده، سعی می کند با آوردن نمونه های تاریخی این مسئله را به اثبات برساند.

در این راه این مستند آرشیوی علاوه بر ارجاع مستقیم هنری به «گاو خشمگین» اسکورسیزی، با ارجاع به فیلم های داستانی و سینمایی «محفظۀ رنج» ساختۀ کاترین بیگلو دربارۀ جنگ عراق، «وال استریت» فیلم سیاسی معروف الیور استون، «اینک آخرالزمان» شاهکار بی بدیل فرانسیس فورد کاپولا دربارۀ جنگ ویتنام، «خوشه های خشم» اثر اقتباسی مهم جان فورد که بر اساس رمان معروف جان اشتاین بک دربارۀ بحران اقتصادی دهۀ ۱۹۳۰ و آثاری از این دست ضمن ابراز پایبندی بر ساختاری که از ابتدا تعریف نموده، بخش های مختلف فیلمش را نیز با استفاده از نام این آثار نام گذاری می کند.

و اما درون مایۀ «گاو خشمگین» نقویان که سراسر مفاهیم ضداستعماری و ضدامریکایی است، با روایت راوی فیلم که با لحنی طنز و شنگول ماجراهای بعضاً دردناک فیلم را مثل قصه ای کودکانه تعریف می کند، با ساختاری این اثر عجین شده و نقویان توانسته با استفاده از موسیقی های جاز و برخی ترانه های قدیمی بلوز امریکایی، لحن سرخوش راوی اش را تکمیل کرده و به نوعی تناقض هنری در اثرش دست یابد. فلیمی با فرم و ساختاری شاد و سرگرم کننده اما دربارۀ دردها و مشلات بشری.

شاید مهمترین رسالت این مستند سیاسی را بتوان افشای نقش خاندان راک فلر، در مناسبات اقتصادی و سیاسی امریکا و وال استریت دانست. فیلم پس از بررسی هر دورۀ تاریخی با یاری تصاویر آرشیوی و آثار تاریخ سینمایی، به ناگهان بر روی تصویری تکراری از دیوید راک فلر پیر و ثروتمند متوقف شده و او را به عنوان نقش منفی فیلم برجسته می کند.

در یکی از بخش های ابتدایی فیلم که با عنوان «محفظۀ رنج» مشخص شده، فیلم با یادآوری درست ده سال قبل از تسخیر وال استریت، به انفجار برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی توسط القاعده پرداخته و نشان می دهد چگونه انهدام این دو برج، منجر به شعله ور شدن آتش جنگ های دوقلوی عراق و افغانستان گردید.

جنگ هایی که ابتدا در ۷اکتبر۲۰۰۷ تحت عنوان عملیات بلند مدت آزادی برای ازبین بردن القاعده، طالبان و گروه های تروریستی افراطی در افغانستان آغاز شد و سپس در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ با حمله به عراق و تحت عنوان عملیات آزادسازی عراق از تروریسم ادامه یافت و با آن که منجر به سقوط صدام حسین در عراق و طالبان در افغانستان گردید و هنوز نیز با حضور نیروهای خارجی موسوم به صلح در این دو منطقه ادامه دارد.

فیلم در بخش «اینک آخرالزمان» نیز با اشاره به دلیل کاذب حمله به ۲ ناو امریکایی که منجر به آغاز جنگ ویتنام شد، به این نتیجه می رسد که دلایل امریکا برای ورود به جنگ هایی که در قرن اخیر همیشه درگیرشان بوده، همیشه دروغین و کاذب است و سپس به این نتیجه می رسد آن چه در حقیقت در به راه افتادن این جنگ ها نقش داشته و دارد، بحران های اقتصادی امریکا، حرص سرمایه دارانی همچون راک فلر برای مال اندوزی بیشتر و در نهایت مناسبات خیابان وال استریت نیویورک است.

در حقیقت این فیلم نشان می دهد که تسخیر خیابان وال استریت نیویورک در سال ۲۰۱۲ توسط خود امریکایی ها و جوانان بعضاً چپ امریکایی، ریشه در تاریخ یک صد سالۀ سیاسی امریکا و جنگ افروزی های مداوم این دولت دارد و با آن که گاهی بیش از حد در دام ساده انگاری سیاسی و نگاه بیش از سطحی و سیاه به مسائل می افتد، اما لااقل به لحاظ فرمی و ساختاری در نیل به هدفش موفق عمل می کند.

و درنهایت «گاو خشمگین» فیلمی است دربارۀ مجسمۀ ۳۰۰۰ کیلویی گاوی خشمگین در نیویورک که سمبل وال استریت است. گاوی که تنها با مبارزه و مبارزۀ بیشتر زنده است و اگر نجنگد دیگر گاو خشمگین نیست و این یعنی نابودی!

«گاو خشمگین» نقویان، مستندی است با لحنی شجاع و افشاگر برای برملا کردن نیروی پلیدی که پشت صحنۀ وال استریت، این قلب تپندۀ اقتصاد امریکا را مدیریت کرده و هر گاه در طول یکصدسال اخیر، نفس های این گاوخشمگین به شماره افتاده، با جنگ افروزی تنها راه حلش برای برون رفت از بن بست های اقتصادی را به سیاست مداران امریکایی دیکته کرده است: جنگ برای صلح!

منبع: