وجود ربا مشکل مهم سیستم بانکی است

یکی از مراجع تقلید با اشاره به اینکه بنگاه داری بانک‌ها مشکلاتی را برای کشور به ویژه در بخش تولید به دنبال داشته است، گفت: از مشکلات موجود در سیستم بانکی وجود رباست.

 

به گزارش نهضت مردمی ممانعت از جنگ با خدا به نقل از خبرگزاری فارس از قم، آیت‌الله سید محمدعلی علوی گرگانی پیش از ظهر امروز در دیدار حجت‌الاسلام‌والمسلمین غلامعلی معصومی نیا مسؤول کمیته پولی مالی حوزه علمیه قم و اعضای این کمیته با اشاره به اینکه در خصوص مسائل فقهی باید کارشناسان دینی اظهار نظر کنند تصریح کرد: در خصوص طرح جدید بانکداری اسلامی که در مجلس در حال بررسی و تصویب است باید به نظر مقام معظم رهبری و دیگر کارشناسان خبره در عرصه فقه و اقتصاد توجه شود تا شاهد بروز مشکلات علمی و دینی در آن نباشیم.

وی با اشاره به اینکه بنگاه داری بانک‌ها مشکلاتی را برای کشور به ویژه در بخش تولید به دنبال داشته است، خاطرنشان کرد: از مشکلات موجود در سیستم بانکی وجود رباست.

این مرجع تقلید یادآور شد: وقتی که مراجع نسبت به وجود ربا ایراد می گیرند گفته می شود که شورای فقهی اجازه لازم را صادر کرده است، آیا فقیهی هست که بگوید ربا بدون اشکال است؟

وی خاطرنشان کرد: اینکه کلمه ربا حذف شده ولی کارهایی صورت گیرد که همان ربا باشد نوعی شیطنت است و باید مراقبت لازم صورت گیرد که جلوی مسائلی که به نام اسلام انجام می شود، گرفته شود.

آیت الله علوی گرگانی با اشاره به اینکه ربا اعلام جنگ با خداست، یادآور شد: اگر کسی که به صورت عمدی از پرداخت وام خودداری می کند باید برای او جرایمی در نظر گرفته شود ولی اینکه جریمه دیرکرد برای هر وام گیرنده ای لحاظ شود و اسم آن را تعزیر حکومتی بگذارند دردی دوا نشده و حکم ربا پابرجاست.

دکتر صمصامی: بعد از ۳۰ سال اجرای قانون بانک‌داری بدون ربا به اینجا رسیده‌ایم

آخرین اخبار مرتبط با ربا را از «کانال جنبش ممانعت از جنگ با خدا» دنبال کنید

 

به گزارش نهضت ممانعت از جنگ باخدا؛ به نقل از خبرگزاری فارس؛ حسین صمصامی در جلسه مناظره با سیدعباس موسویان در خصوص بانکداری بدون ربا، اظهار داشت: فرصتی است در یک فضای نظری بحث کنیم و این بحث‌ها خوب است اما یک زمان در خصوص وضعیت موجود صحبت می‌کنیم که باید این وضعیت را اصلاح کنیم و این سه مرحله‌ای که آقای موسویان می‌گویند یعنی ربازدایی، بانکداری اسلامی و بانک اسلامی در کتاب شهید صدر هم مطرح است. 

وی افزود: شهید صدر در کتاب خود بانک تجاری را مدنظر قرار می‌دهد و معتقد است این بانک تجاری ربا می‌گیرد. کاری که شهید صدر کرد بحث ربازدایی بود چرا که قرض را به سپرده تبدیل کرد و با توجه به اینکه در بانکداری بدون ربا بانک وکیل سپرده‌گذار است و باید منابع را در قالب عقود مضاربه و مشارکت وارد کند و از محل تسهیلات اعطایی حق‌الوکاله‌ای معادل نرخ نظام ربوی بگیرد بانک از حالت ربوی بودن خارج می‌شود.

*بعد از ۳۰ سال اجرای قانون بانک‌داری بدون ربا به اینجا رسیده‌ایم

این اقتصاددان با بیان اینکه در چارچوب نظری شهید صدر قانون بانکداری بدون ربا نوشته شد که البته عقود مبادله‌ای هم به آن اضافه شد اما این بانک همان بانکی است که قبلاً ربوی و تجاری بوده و همین بانک‌ها باید قانون را اجرا کند در حالی که ۳۰ سال این قانون را اجرا و تجربه کرده‌ایم و به وضعیتی که هم اکنون هستیم، رسیده‌ایم. 

صمصامی تصریح کرد: اگر منظور آقای موسویان این است که بانک اسلامی بانکی است که چارچوب‌های آن متفاوت از بانکداری ربوی باشد بنده هم با نظر ایشان و با آن بانک موافق هستم اما مسأله اینجاست که ما خشت اول را کج گذاشته‌ایم و بانکی که به این شکل کار می‌کند را ما ربازدایی کرده‌ایم غافل از اینکه این بانک ربازدایی نمی‌شود.

وی با بیان اینکه چون بانک‌ها نمی‌توانند قانون را اجرا کنند راهکارهایی برای اجرای قانون تنظیم شد، گفت: تدوین این راهکارها منجر به این شد که نتیجه بانکداری ما همان آثاری را در پی داشته باشد که در بانکداری ربوی دارد. ما گفتیم سود علی‌الحساب بگیرید، چرا گفتیم سود علی‌الحساب؟ چون در بانکداری سود باید مشخص باشد و این نتیجه آن است که ما قانون بانکداری بدون ربا را برای بانکی وضع کردیم که سازوکار و ساختارهای آن مانع از اجرای قانون و عدم تعیین سود می‌شود.

*بانک با ساختار فعلی نمی‌تواند وارد مشارکت واقعی شود

این اقتصاددان گفت: در تخصیص منابع برای همه عقود سود ثابت تعریف شد چون بانک به گونه‌ای تعریف شده است که وارد فعالیت‌های ربوی شود به طوری که در عقود مشارکتی این قاعده در نظر گرفته شده که اگر سود مازاد به دست آمد بانک سود را به گیرنده تسهیلات حبه می‌کند و یا اگر تسهیلات گیرنده زیان کرد زیان آن را جبران کند. در چنین چارچوبی نرخ سود مشخص برای تسهیلات مشارکتی تعیین شد. چرا بانک این کار را می‌کند؟ چون بانک با ساختار فعلی نمی‌تواند وارد مشارکت واقعی شود.

صمصامی در خصوص فروش اقساطی و عقد مرابحه، گفت: قرارداد فروش اقساطی به گونه‌ای طراحی شده که مشتری به نیابت از بانک وارد می‌شود و به خرید کالا اقدام می‌کند چرا؟ چون بانک نمی‌تواند وارد تک تک این فعالیت‌ها شود و کالا خریداری کرده و به مشتری بفروشد. این نهاد بانک به گونه‌ای طراحی شده که از تسهیلات سود کسب کنند. همانطور که بانک مرکزی اعلام کرده در یک سال ۵۴۳ هزار میلیارد تومان تسهیلات توسط سیستم بانکی پرداخت شده که ۵۰ درصد آن در چارچوب عقد مشارکت بوده است اما آیا واقعاً همه این ۵۰ درصد مشارکتی بوده است که اگر این گونه بود اقتصاد باید متحول می‌شد.

* سالانه ۲۲۰ هزار میلیارد تومان سود سپرده پرداخت می‌شود

وی اضافه کرد: سالانه حدود ۲۲۰ هزار میلیارد تومان سود سپرده پرداخت می‌شود اما آیا از اقتصاد ایران در شرایط فعلی ۲۲۰ هزار میلیارد تومان ارزش افزوده به دست می‌آید؟ بنابراین اگر آنچه آقای موسویان می‌گوید از بانک اسلامی، بانکی متفاوت از ساختار فعلی باشد، خوب است اما اگر منظور همین بانک است با ساختار فعلی، بنده با آن مخالف هستم. 

این اقتصاددان پس از پاسخ‌های سیدعباس موسویان، گفت: من این اصل فقهی که اصل سرمایه در مشارکت قابل تضمین است را قبول دارم و اساساً به حوزه مباحث فقهی معاملات نقدی وارد نمی‌کنم و من این را هم قبول دارم که فروش اقساطی یا مشارکت مدنی درست است اما بحث من آسیب‌شناسی نظام بانکی است و اینکه چرا به اینجا رسیده‌ایم.

صمصامی افزود: اگر یک قراردادهایی داریم به اسم مشارکت، مضاربه و مبادله و می‌خواهیم آنها را در بانک‌ها اجرا کرده و به وسیله آن ربازدایی کنیم راهش این بانک نیست. البته بر سر اسامی مسأله نداریم آنچه که مدنظر بنده است و بر آن نقد دارم بانکی است که هم اکنون در اقتصاد ما حاکم است و خلق پول می‌کند و این همان بانکی است که شهید صدر مطرح کرده و می‌گوید ربوی است و باید این گونه از آن ربازدایی کنیم.

وی با بیان اینکه بنده معتقد نیستم سود ثابت رباست، گفت: اگر بانک عقود مبادله‌ای بدهد، نرخ سود ثابت هم بدهد اشکالی ندارد اما من می‌گویم چرا ۳۰ سال بانکداری بدون ربا را اجرا کردیم و نتیجه این است. چرا پس از ۳۰ سال این قرارداد را بانک مرکزی پس می‌گیرد. این نکاتی را که آقای موسویان می‌گوید بنده قبول دارم اما انتقاد من به بحث اجراست.

* ساختار فعلی بانکی ظرفیت پیاده‌سازی اصول اسلامی را ندارد

این اقتصاددان ادامه داد: بانکی که این عقود را بتواند اجرا کند وجود ندارد، این بانک با این طراحی ظرفیت پیاده‌سازی اصول مکتب اسلام را ندارد. بنده هم قبول دارم که مشارکت در بانک جایی ندارد و معتقدم همان ماجرایی که برای مشارکت رخ داد در مرابحه هم اتفاق می‌افتد. کارت اعتباری عقد مرابحه کاملاً درست است اما بانک‌ها هم ظرفیت اجرای آن را ندارند چون شواهد نشان می‌دهد که این پول‌ها برخی موارد منجر به خرید کالا نمی‌شود.

صمصامی با بیان اینکه از آقای موسویان درخواست می‌کنم که مانع از تدوین دوباره قرارداد مشارکت مدنی در بانک مرکزی شود، گفت: بنده وقتی به این نتیجه رسیدم که مدیران ‌آنها جلسات متعددی گذاشتند و سیستم‌های مالی آنها و سامانه‌های اطلاعاتی راه‌اندازی شد. در آن وقت فهمیدم که بانکداری بدون ربا در این چارچوب و سیستم قابل اجرا نیست.

وی ادامه داد: وضعیت فعلی سیستم بانکی و بحث ربازدایی در این بانک‌ها مثل این است که خوک را ذبح اسلامی کنیم. اگر بانک به طور واقعی عقد مرابحه و مشارکت را اجرا می‌کرد آیا این گونه می‌توانست خلق پول کند؟ قطعاً نمی‌توانست به نظر بنده بانک‌ها اسم عقود را می‌گویند و کار خودشان را می‌کنند.

این اقتصاددان با بیان اینکه در هیچ جای دنیا بانکداری بدون ربا به درستی اجرا نشده است، گفت: در جلسه‌ای که آقای توتونچیان حضور داشتند من این موضوع را مطرح کردم و ایشان گفت من در مالزی مسئول بررسی سیستم‌های بانکی آنها شدم و در جلسه‌ای نتیجه گزارش را از من درخواست کردند که گفتم بانکداری شما از بانکداری ما هم بدتر یعنی غیراسلامی‌تر است.

* رشد بالای نقدینگی و سود سپرده خطر جدی برای کشور است

صمصامی تصریح کرد: بحث اصلی من این است و گرنه مواردی که آقای موسویان هم مطرح کردند بنده قبول دارم اما مشکل در نهادسازی است و اگر بتوانیم اصلاحات اساسی در نظام بانکی اجرا کنیم و بانک از خاصیت بانکی تجاری که خلق پول می‌کند خارج شود، می‌توانیم عقود اسلامی را در بانک‌ها اجرایی کنیم.

وی با اشاره به رشد بالای نقدینگی و سودهای سپرده بسیار زیاد، گفت: این رشد نقدینگی و سود سپرده یک تهدید جدی برای جمهوری اسلامی است و حتماً باید چاره‌ای برای آن اندیشید.

*دو دلیل برای نفی خلق پول بانک‌ها

این اقتصاددان در واکنش به اظهارات موسویان در خصوص پذیرش خلق پول توسط بانک‌ها به دو شرط و غیرشرعی نبودن خلق پول از نظر شرع، گفت: شهید صدر در کتاب اول خود با توضیح فرایند خلق پول آن را غیرشرعی ندانسته اما در کتاب دیگری نوشته است خلق پول منافع سرشاری برای بانک‌ها دارد و این از نظر اسلام و بانکداری اسلامی اشکال شرعی دارد.

وی تصریح کرد: بنده به دو دلیل مخالف با خلق پول هستم دلیل اول این است که برای بانک‌ها و ذینفعان آن ایجاد بی‌تعهدی می‌کند و دوم منافع غیرواقعی و سرشاری عاید ذینفعان بانک می‌کند و این با اقتصاد اسلامی و مقوله عدالت در تضاد است.

منبع: خبرگزاری فارس

انتهای پیام/

سالم تر از بانکها صندوق های خانگی اند/ ربا عامل گسست روابط انسانی

 

به گزارش نهضت مردمی ممانعت از جنگ با خدا به نقل خبرگزاری رسا

حجت الاسلام کشوری در گفت‌و گویی با شماره ۱۷۰ خردنامه (بهمن۱۳۹۵)  مطالبی را درباره الگوی پیشرفت اسلامی بیان کرده که بخشهایی از آن در ذیل می‌آید.

 الگوی اسلامی پیشرفت به دلیل جایگاه محوری هدایت در اداره‌ جامعه، در مورد چگونگی فربه کردن امر هدایت بحث می‌کند. الگوی پیشرفت اسلامی نسبت بین هدایت و همه‌ی بخش‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد؛ به طور مثال نسبت بین اقتصاد و هدایت، یعنی اثر هدایت بر اقتصاد و متقابلا تاثیر اقتصاد بر هدایت را تحلیل می‌کند. در یکی از سال‌های اخیر، طبق گزارش بانک مرکزی ۱۰۰ هزار میلیارد تومان از محل حساب‌های قرض‌الحسنه تجمیع شده است. این مبلغ، دو برابر بودجه‌ای است که برای ساخت مسکن مهر صرف شده است. برای ساخت مسکن مهر حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان هزینه شد. اما کسانی که به دنبال سود مادی هستند، حتما حساب‌های قرض‌الحسنه را انتخاب نمی‌کنند. اصلا انتخاب حساب‌های قرض‌الحسنه به خاطر نگاه دینی و سطح هدایت فرد است. یعنی فرد به این نتیجه رسیده به جای آنکه سود مادی ببرد، سود اخروی ببرد. درست است که ماهیت قرض‌الحسنه دعوت به آخرت است، اما از محل همین حساب‌ها ۱۰۰ هزار میلیارد تومان تجمیع سرمایه شده که صرف حل مشکلات مردم شده است. بنابراین هدایت بر اقتصاد اثر داشته و باعث شده که پول ارزان‌قیمت تجمیع شود و هر جا که این پول هزینه شود، سود سپرده‌گذار به مجموع هزینه‌های ‌سرمایه‌گذاری اضافه نمی‌شود؛ زیرا پول ارزان‌قیمت محسوب می‌شود.

مثال دیگر در این زمینه معجزه‌ صندوق‌های قرض‌الحسنه‌ی خانگی است که در همه‌ی کشور به صورت غیرمتمرکز وجود دارد و از مبالغ کمی چون ۵۰۰ هزار تومان تا مبالغی در حدود پنج میلیون تومان و بیشتر تجمیع می‌شود. بسیاری از مشکلات خُرد مالی مردم از محل همین حساب‌ها تامین می‌شود. حال اگر قرار بود این خدمات را بانک‌ها ارائه دهند و قواعدی که بر ضوابط بانکی حاکم است در این موارد هم حاکم باشد، آن‌وقت می‌توان گفت که حتی یک‌هزارم این خدمات هم ارائه نمی‌شد. حال چرا این صندوق‌ها دچار شکست نمی‌شوند و کار خود را ادامه می‌دهند؟ زیرا در بستر خانوادگی و همسایگی و فامیلی شکل گرفته و اداره می‌شوند. خانواده که یک نهاد دینی است برای یک حرکت اقتصادی گسترده بسترسازی کرده است و به جای آیین‌نامه‌ها، روابط خانوادگی و همسایگی آن را اداره می‌کند.

از طرفی پرسش دیگری که در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت مد نظر قرار می‌گیرد این است که اثر متقابل اقتصاد بر هدایت چیست؟ الان که شبهه‌ ربوی‌بودن بعضی از حساب‌های بانکی مطرح است، این گسترش ربا چه می‌کند؟

اولین اثر ربا، گسترش بی‌رحمی در جامعه است. ربا باعث می‌شود که جامعه از «رفق» جدا شود و رأفت از بین برود. اثر ربا، گسست روابط انسانی است. پس اگر اقتصاد هم غلط شد، بر هدایت جامعه اثر می‌گذارد. در جامعه‌ای که روابط انسانی گسسته شود، نمی‌توان به سمت طرح مسائل پیشرفته‌تر دینی حرکت کرد و همه‌ی این‌ها روی روابط انسانی سوار است. دین، رفق‌بنیان است. ربا رفق را از بین می‌برد. از بین رفتن رفق حاصلخیزی برای پذیرش گزاره‌های دینی را از بین می‌برد.

 بنابراین وقتی درباره‌ی الگوی پیشرفت اسلامی صحبت می‌کنیم، اثر هدایت بر امور مختلف، مثل اقتصاد، قانون و… و اثر این امور را بر هدایت، بررسی می‌کنیم. الگوی اسلامی پیشرفت، جایگاه هدایت در اراده‌ی جامعه و چگونگی ایجاد آن را بحث می‌کند؛ این‌که اصلا هدایت، چه اثری در اداره جامعه دارد./۹۹۹/د۱۰۱/س

پایان پیام/

آخرین اخبار مرتبط با ربا را از «کانال جنبش ممانعت از جنگ با خدا» دنبال کنید

 

دلیل عدم اجرای اقتصاد مقاوتی وجود اقتصاد ربوی است

آخرین اخبار مرتبط با ربا را از «کانال جنبش ممانعت از جنگ با خدا» دنبال کنید

به گزارش نهضت مردمی ممانعت از جنگ با خدا به نقل شبکه اطلاع رسانی راه دانا  و به نقل از کورنگ

جلسه حلقه تربیتی مربیان صالحین شهرستان کبودراهنگ با حضور سرمربی صالحین شهرستان حجت الاسلام یوسف روحانی برگزار شد که در این جلسه امام جمعه شهرستان کبودراهنگ به عنوان سرمربی حلقات صالحین این شهرستان به اتفاق مربیان و اعضا جلسه به تشریح موانع و راه کارهای دست یابی به اقتصاد مقاومتی در جامعه اسلامی پرداختند.

حجت الاسلام یوسف روحانی به عنوان سرمربی این حلقه با اشاره به موانع مهم اقتصاد مقاومتی در جامعه گفت:در جامعه ای که بانک ها ربوی بودن خود را توجیه می کنند به هیچ وجه انتظار تحقق اقتصاد مقاومتی نیست چراکه نقطه مقابل جامعه پویای اقتصادی ،جامعه ربوی است و در این جامعه اقتصاد مقاومتی به هیچ وجه قابل اجرا نیست.

وی با اشاره به آیات قرآنی و دلیل تحریم ربا در جامعه توسط خداوند افزود:قرآن کریم ربا را مصداق ظلم می داند،و ربا باعث می شود روابط اقتصادی دچار تیرگی و ابهام و اختلال شناختی در روابط اقتصادی پدید آید.

روحانی با اشاره بر اینکه با وجود تاکید علما و روحانیون متاسفانه عده ای از مردم و بانک ها گرفتار این پدیده شوم شده اند اضافه داشت: با وجود اینکه بارها علما و روحانیون به این امر اعتراض کرده اند اما متاسفانه برخی بانک ها با قرارداهای مختلف همچون مضاربه،مراحبه و …سعی در توجیه این عمل شوم دارند و عده کثیری از جامعه نیز گرفتار این پدیده شوم الهی در زندگی شده اند.

امام جمعه کبودراهنگ در خصوص نهادینه کردن فرهنگ قرض الحسنه در جامعه اسلامی به جای ربا بیان کرد:قرض الحسنه یکی از جلوه های زیبای دستگیری و یاری هم نوعان است و بدون شک از دیدگاه تمام ادیان مورد تایید می باشد. و قرآن کریم نیز توجه ویژه ای به این مسئله دارد و همیاری مادی در جامعه اسلامی باعث رفع بسیاری از مشکلات می شود و باعث کاهش بسیاری از خطاهای مختلف در سطح جامعه می شود و مردم را به سمت اقتصادی پویا و اسلامی می کشاند.

درپایان جلسه حاضرین سوالاتی را از امام جمعه شهرستان در خصوص ربا و اقتصاد مقاومتی پرسیدند که به سوالات آن ها پاسخ داده شد.

انتهای پیام/

http://www.dana.ir/news/1152041

امام خمینی: بهره حرام است، باید نظام دیگری درست بشود

 

آخرین اخبار مرتبط با ربا را از «کانال جنبش ممانعت از جنگ با خدا» دنبال کنید

 

 

سؤال: با وجود بعضی قوانین اسلام مثل بهره و… وضع بانک ها چه ملی و چه خارجی چه می شود؟ در جمهوری اسلامی بانک چطور می تواند کار کند؟

جواب: بهره حرام است، باید نظام دیگری درست بشود.

 

مصاحبه با روزنامه «فاینشنال تایمز» درباره سیاست های آینده انقلاب

‏‏زمان: ۱۸ دی ۱۳۵۷ / ۹ صفر ۱۳۹۹‏

‏‏مکان: پاریس، نوفل لوشاتو‏

‏‏موضوع: عدم شناخت غرب از حکومت اسلامی ـ سیاستهای آیندۀ انقلاب‏

‏‏مصاحبه کننده: خبرنگار انگلیسی روزنامۀ فاینشنال تایمز‏

منبع: صحیفه امام جلد ۵ صفحه ۱۳۳

پرتابل امام خمینی

انتهای پیام/

آیت‌الله حائری شیرازی: مسائل بانکداری و ربا با اسلام مطابقت ندارد

آخرین اخبار مرتبط با ربا را از «کانال جنبش ممانعت از جنگ با خدا» دنبال کنید

به گزارش جنبش ممانعت از جنگ با خدا به نقل از خبرگزاری فارس از قم، آیت‌الله محی‌الدین حائری شیرازی صبح امروز در دیدار شهردار و مدیران شهری قم، با تاکید بر جایگاه قم به عنوان یک شهری دینی و مذهبی اظهار کرد: یکی از مشکلاتی که امروز در شهر قم مطرح است بحث تبدیل رودخانه به مسیر تردد و پارکینگ است که ممکن است تبعات جبران‌ناپذیری برای شهر داشته باشد.

وی با تاکید بر اینکه باید در عمل اسلام را به جهانیان نشان دهیم خاطرنشان کرد: بسیاری از اعمالی که در کشور ما وجود دارد از جمله نظم در تردد خودروها، موتورسیکلت‌ها، مسائل بانک‌داری و ربا با مباحث علمی اسلامی مطابقت ندارد و این را دیگران می‌فهمند ولی ما در زبان همیشه از دین دم می‌زنیم و کسی نمی‌فهمد.

استاد حوزه علمیه قم در ادامه سخنان خود با انتقاد از وضعیت ساخت و ساز در شهر قم گفت: ساختمان سازی در کشور ما فدای تجارت شده است و نازیبا بودن این ساختمان‌ها به اسم اسلام تمام می‌شود که اسلام زیبایی شناسی ندارد.

وی خواستار رعایت زیبایی در پروژه‌های عمرانی شد و افزود: فنون علمی و قواعد مرتبط را حتما در فعالیت‌های شهری رعایت کنید تا در شهری اسلامی براساس اصول علمی حرکت شود.

آیت‌الله حائری شیرازی با اشاره به آموزه‌های اسلامی گفت: اسلام می‌گوید اگر آب خرج می‌شود مابه ازای آن باید تولید شود؛ تمام فعل و انفعالات عالم هستی براساس نظم و سیستم مشخص است و هرچیزی برای یک جا مشخص شده است؛ نمی‌توان گفت که خدا دستور می‌دهد تا در جایی باران ببارد بلکه خداوند براساس شناخت جامع سیستمی تعیین کرده که این فعل و انفعالات در آن صورت می‌گیرد.

وی با تاکید بر جزئیات چرخه هستی گفت: هرجا درخت باشد باران هم بیشتر است، انسان از درختان تغذیه می‌کند و درختان هم از انسان تغذیه می‌کنند.

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: انسان هر اندازه در هستی اکسیژن مصرف می‌کند باید به همان اندازه درخت هم بکارد تا با مشکل مواجه نشود.

منبع: خبرگزاری فارس

انتهای پیام/

آیت‌الله حائری‌شیرازی: فعالیت بانکها ربوی است / دلار پول زور است

به گزارش پایگاه جنبش ممانعت از جنگ با خدا به نقل از تسنیم؛ حضرت آیت الله حائری شیرازی در این گفتگوی تفصیلی، چکیده‌ای از مبانی پول و بانک را به زبان ساده طرح کردند. وزن علمی ایشان در مقوله پول و بانک چنان است که نظرات ایشان توسط نشریه معتبر «اکونومیست» مورد توجه قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، حضرت آیت الله محی‌الدین حائری شیرازی، زاده‌ی ۱۳۱۵، امام جمعه سابق شیراز و عضو مجلس خبرگان رهبری و از علمای طراز اول کشور به شمار می‌رود. خصوصیاتی دارد که شاید کمتر بتوان در کسی سراغ گرفت. از جمله

    به گفته خود ایشان جد اعلای ایشان به مقدس اردبیلی منتسب است. خانواده مادربزرگ پدری ایشان نیز از طایفه بزرگ نمازیهای شیراز هستند. وی همچنین از طرف مادری به نادرشاه و همچنین صفی‌الدین اردبیلی منتسب است.
    وی از شاگردان خاص عارف وارسته مرحوم اسماعیل دولابی به شمار می‌رود. خود در این‌باره می‌گوید: «آقای دولابی برای من برنامه‌های زیادی گذاشت و وقت زیادی صرف من کرد؛ من را همراه خودش به دامان طبیعت می‌برد و با من صحبت می‌کرد … جلسات مرحوم دولابی برای بنده خیلی تأثیرگذار بود.»
    آیت الله حائری به زبانهای انگلیسی و عربی مسلط است. بنا به گفته خود ایشان «عربی و انگلیسی را قبل از اینکه در مدرسه چیزی یاد بگیرم می‌فهمیدم و می‌خواندم. یک حالت خودجوش در این دو درس داشتم.»
    معروف است که هیچگاه کتاب نگه نمی‌دارد و به کتاب و فیش و نت‌برداری متکی نیست. در این‌باره معتقد است «من حتی یک جلد کتاب هم ندارم … آنها که از کتابها نت برمی‌دارند، مطلب توی ذهنشان نمی‌ماند. آنها به یادداشتهایشان اعتماد می‌کنند و چیزی به ذهنشان نمی‌سپارند. تصورشان این است که هر وقت بخواهند فیشها و یادداشتها هست، با این شیوه مطلب در ذهن ذخیره نمی‌شود.»
    خانواده و اخوی بزرگتر ایشان از مبارزان دوران ستمشاهی و همرزم شهید سید علی اندرزگو هستند. آیت الله حائری در این خصوص گفت «مسئله اسلحه در میان بود و ساواک می‌خواست از او اعتراف بگیرد. به همین دلیل خیلی او را شکنجه کردند، طوری‌که یک چشمش از کار افتاد.» خود ایشان نیز تبعید و شکنجه فراوان را در این رژیم تحمل کرده است.
    چند ماه پیش از این مجله معتبر «اکونومیست» با ایشان مصاحبه‌ای در خصوص پول و بانک انجام داد. همچنین به دعوت دکتر شیبانی و دکتر مظاهری (رؤسای وقت بانک مرکزی) سالها مدرس پول و بانک برای مدیران عامل بانکها در محل بانک مرکزی بوده است. جالب است که شخصی با این وزن علمی کمتر مورد توجه رسانه‌ها و محافل اقتصادی داخلی قرار گرفته است.
    وی در کتاب (پول رایج جهانی و احیای پول اسلام)، به ذکر ۱۰ مورد از تناقضات و مشکلات اساسی پول فعلی که مبتنی بر «اعتبار» است اشاره کرده و در کتاب دیگر (در اسلام پول نباید کار بکند) جایگزینی را برای پول رایج پیشنهاد می‌کند.
    آیت الله حائری علاوه بر فقه و علوم دینی، بر زبانهای عربی و انگلیسی نیز مسلط است و بر علوم روز مانند پول و بانک، ریاضیات، و همچنین کشاورزی اشراف دارد.

بخش اول از گفتگوی تفصیلی با ایشان در قالب پرونده «باجِ باجه» خبرگزاری تسنیم تقدیم خوانندگان می‌شود. علاقه‌مندان می‌توانند شماره‌های قبلی این پرونده را {اینجا} ببینند.

* *‌ *‌ *‌ *‌ * *

تسنیم: باعث خوشبختی و سعادت ماست که خدمت شما رسیدیم. از سال گذشته خطی را در خبرگزاری تسنیم درمورد پول و بانک دنبال می‌کنیم؛ البته نه به‌معنای رایج. سؤالاتی داریم که معمولاً آنها را از متخصصان کلاسیک نمی‌توانیم بپرسیم؛ گو اینکه سؤالاتی داریم که شاید فقط از شما بتوانیم بپرسیم. آراء شما را در زمینه پول و بانک پیگیری می‌کردیم؛ دیدیم شما در این بحث پیشتاز هستید؛ و جریان و ادبیات رسانه‌ای می‌تواند جدای از گفتمان نخبگانی و تخصصی، در گفتمان‌سازی در میان عموم جامعه و مطرح کردن نظرات شما کمک زیادی کند و مردم هم بهره ببرند؛ این هدف کلی ماست.

بحثهای اصلی و چالشی ما که پرونده ما را از نظریات بانکداری کلاسیک متفاوت می‌کند، یکی «مخالفت ما با جدا شدن ارزش از پول است»؛ یعنی الآن پول ارزش ذاتی ندارد و این باعث شده در دنیا اتفاقات بدی بیفتد؛ حجم پول به سرعت در سی سال گذشته حدود پنج برابر تولید رشد کرده ــ تازه اگر این آمار درست باشد و بیشتر نشده باشد؛ ضمن اینکه آنجا که سیطره بانکها بیشتر است، این رقم حتماً بیشتر هم هست؛ این یک وجه است؛ البته طبیعی است که عموم بانکداران و اقتصاددانهای کلاسیک اصلاً این نظر ما را قبول ندارند؛ اگر با یک فرد بانکی کلاسیک صحبت کنیم، اصلاً ما را قبول ندارد و شاید در این زمینه با ما صحبت هم نکند؛ چون این موارد نزد آنها یک اصل پذیرفته شده است. متأسفانه برای کنترل این مشکل بزرگ هم مدل اجرایی و عملیاتی نداریم یا حداقل ما به آن نرسیدیم. می‌خواهیم جویا شویم که اگر شما مدلی دارید برای مردم آن را معرفی کنید.

مورد بعدی اینکه می‌خواهیم ببینیم سیستم بانکی فعلی یا اصل بانک ــ اگر فرض کنیم شبه‌پول تولید نکند ــ آیا مفاسدی دارد؟ شما چنین بانکی را از دیدگاه اسلامی و فنی قبول دارید؟ یعنی اگر شبه‌پول تولید نکند شما قبولش دارید یا خیر؟ مثلاً با دکتر حسن عباسی صحبت می‌کردیم، ایشان می‌گفتند که حتی اگر شبه‌پول هم تولید نکند ــ به دلیل ماهیت امپریالیستی بانک ــ قبول ندارم. ضمن اینکه ایشان اینطور اعلام می‌کند که شبه‌پول هم نوعی رباست. باز برای این هم نظر صریح از علما نداریم؛ گرچه بسیاری از علما و من‌جمله مثلاً آیت‌الله جوادی آملی فرمودند که «روح ربا» در کار بانکها هست؛ حتی درمورد حلال بودن حقوق کارمندان بانکها ابراز نظر کردند، ولی باز صراحتاً نفرمودند که سیستم ربوی است؛ یا تفکیک شده و مشخص نگفتند. شاید هم مصالحی وجود دارد و نشود با صراحت گفت.

از اینها گذشته یک مورد خاصی هم هست که در آیه ۲۷۵ سوره بقره داریم که کسی که ربا می‌خورد «الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ» یعنی کسانى که ربا مى‌خورند، برپا نمى‌دارند مگر مانند برپاداشتن کسى که شیطان بر اثر تماس او را آشفته کرده و خرد را از او ربوده است.» این را هر کاری کردیم متوجه نشدیم یعنی چه. این را هم لطفاً برای ما باز کنید.

اول جواب سؤال آخرتان را می‌دهم؛ می‌فرماید «الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ کَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ؛ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا» می‌گوید کسانی که ربا می‌خورند «گیج» هستند؛ سرشان «دور» برداشته؛ می‌فرماید دلیلش این است که می‌گویند معامله هم مثل رباست؛ درحالی که خدا معامله را حلال کرده و ربا را حرام؛ می‌گوید تو حواست پرت است؛ اگر حواست پرت نبود این حرف را به من نمی‌زدی؛ تو چرا نمی‌فهمی بیع مانند ربا نیست؟

تسنیم: ممکن است این را کمی توضیح بفرمایید؟

در بیع، سود و زیان با هم وجود دارد؛ در ربا سود هست اما زیان نیست. می‌گوید اگر حواست پرت نباشد نمی‌گویی این دو مانند هم هستند. آیا بانک حاضر است به کسی قرض بدهد و در ضرر او شریک شود؟ اگر حاضر نیست این روش بانکها رباست.

    کسانی که ربا می‌خورند «گیج» هستند؛ سرشان «دور» برداشته؛ می‌فرماید دلیلش این است که می‌گویند معامله هم مثل رباست؛ درحالی که خدا معامله را حلال کرده و ربا را حرام؛ می‌گوید تو حواست پرت است؛ اگر حواست پرت نبود این حرف را به من نمی‌زدی؛ تو چرا نمی‌فهمی بیع مانند ربا نیست؟

تسنیم: چرا می‌فرمایید روش بانکها رباست؟

ببینید؛ این قراردادها دو حالت کلی دارد: یا پول را برای کار داده‌ایم، که مثلاً «مضاربه» است؛ یا اینکه ماهیتش کاملاً «قرض» است.

مضاربه یا عقود دیگر در فعالیتهای اقتصادی آن است که طرفین سود یا زیان می‌برند؛ یکی به اندازه سهم «صاحب مال» و یکی هم به اندازه سهم «عامل».

اگر هم این قرارداد برای کار نیست و این پول را به او قرض داده آن‌وقت عامل مالک پول است و سرتاسر سود مال عامل است؛ چون پول مِلک عامل است، پس سودش هم برای اوست؛ اگر هم ضرر کرد سرتاسرش به خودش مربوط است؛ به سرمایه‌گذار مربوط نیست؛ این هم می‌شود قرض.

تسهیلات باید به یکی از این دو روش باشد؛ یا طرف با این قرض مالک شده که اگر سودی برد مالک آن سود می‌شود و اگر هم ضرری کرد، متوجه خودش است؛ یا اینکه نه، من به او پول قرض می‌دهم برای فعالیت اقتصادی؛ در این حالت سرمایه‌گذار، مالک است؛ عامل روی مال من کار می‌کند؛ و چون اصل مال من است، اگر سود یا زیانی آمد مال من است.

حتی اگر عامل تفریط و بی‌دقتی نکرده باشد، جریمه هم ندارد؛ اما اگر کوتاهی کرد و من توانستم ثابت کنم، قاضی آنچه را که به من ضرر زده و کوتاهی کرده و به‌خاطر آن به من ضرر رسیده، مشخص می‌کند و از او می‌گیرد.

    آیا بانک حاضر است به کسی قرض بدهد و در ضرر او شریک شود؟ اگر حاضر نیست این روش بانکها رباست.

تسنیم: که اصطلاحاً می‌گویند «ورشکستگی به تقصیر» …

بله؛ و نسبت به کاری هم که عامل انجام داد طبق قرارداد حق‌الزحمه یا پورسانت مشخص را به او تعلق می‌گیرد و نفعش را می‌برد. آن اولی که طرف، مالک مال می‌شود، «قرض» است؛ این دومی که طرف امانتدار است، می‌شود «مضاربه».

حالا بانکها می‌آیند با مردم چه قراردادی می‌بندند؟ مثلاً می‌گویند من این پول را به تو می‌دهم؛ اما خوب؛ شخص دیگری این پول را به من داده و من به او بابت تورم سالانه یک مقداری اضافه می‌دهم. من نمی‌توانم بدون اینکه از تو سودی بگیرم به او سود بدهم؛ این پولهای دست من امانت مردم است؛ من باید بابت اینکه اینها دست من است حداقل به اندازه تورم چیزی بدهم که تنزل نکند. طبق قانون مراوده است؛ «سرمایه» ضرب در «نرخ» ضرب در «مدت»؛ بسته به این است که مدت چقدر باشد و نرخ چقدر باشد.

تسنیم: یعنی بهانه این است که ارزش زمانی پول را لحاظ می‌کنند؟

بانک به گیرنده تسهیلات می‌گوید کاهش ارزش این تسهیلات ــ به‌دلیل تورم ــ به عهده گیرنده تسهیلات است. خوب؛ اول اینکه من از بانک سؤال می‌کنم؛ شما اسکناس چاپ می‌کنید و کاغذ را به پول تبدیل می‌کنید؛ به‌این وسیله دارایی‌تان را اضافه می‌کنید؛ کاغذتان را به «مال» تبدیل می‌کنید و به همان اندازه پولهای مردم را به «کاغذ» نزدیک می‌کنید؛ اینجا آیا ضامن مال مردم هستید؟

    مردم بگویند این پولت را قبول نداریم؟ چه کار کنند؟ هرچه بخواهند بخرند باید با همین پول بخرند؛ هر کاری بخواهند بکنند باید با این پول بکنند. اگر این پول را در خانه خودشان به‌صورت طلا بگذارند امنیت ندارد؛ آن‌طوری که بانک می‌تواند اندوخته کند، برایش حراست بگذارد، کنترل بگذارد، مردم که نمی‌توانند؛ پس ناچارند پولشان را از خانه خارج کنند و دست بانک بدهند. پس این قراردادی که مردم با بانکها می‌بندند از روی رغبت نیست؛ بلکه از روی اجبار و ناچاری است؛ این فرایند که از سر اجبار و ناچاری است، حلال است؟

تسنیم: ممکن است این موضوع را کمی باز کنید؟

مثل این شربت. مردم لیوان لیوان شربتهایشان را ریختند در پارچ. من نصف پارچ را آب می‌ریزم و دوباره شربتهای مردم را در لیوانهایی که به من دادند، به آنها برمی‌گردانم. یک لیوان دادند، یک لیوان پسِشان می‌دهم. اما یک لیوان شربت دادند، یک لیوان، نصف آب و نصف شربت پس می‌گیرند؛ تورم یعنی این.

خوب؛ من در آن آب می‌ریزم؛ پس باید خسارتش را هم بدهم؛ هرکس در شربت آب ریخته، همو هم باید بابت تنزل این ارزش، ضامن باشد؛ هرکسی ضامن کار خودش است؛ ولی بانک می‌گوید من ضامن نیستم؛ من این شربت تو را می‌گیرم، اما در آخر سال طبق شرایط اقتصادی جامعه به تو همین یک لیوان را می‌دهم؛ ممکن است یک درصد، ممکن است ده درصد، ممکن است بیست درصدش آب باشد و این بستگی به شرایط اقتصادی دارد.

مردم بگویند این پولت را قبول نداریم؟ چه کار کنند؟ هرچه بخواهند بخرند باید با همین پول بخرند؛ هر کاری بخواهند بکنند باید با این پول بکنند. اگر این پول را در خانه خودشان به‌صورت طلا بگذارند امنیت ندارد؛ آن‌طوری که بانک می‌تواند اندوخته کند، برایش حراست بگذارد، کنترل بگذارد، مردم که نمی‌توانند؛ پس ناچارند پولشان را از خانه خارج کنند و دست بانک بدهند. پس این قراردادی که مردم با بانکها می‌بندند از روی رغبت نیست؛ بلکه از روی اجبار و ناچاری است؛ این فرایند که از سر اجبار و ناچاری است، حلال است؟

حالا یک طور دیگر ببینیم؛ که بانک پول بدون پشتوانه منتشر نکند؛ قدرت خرید این پول ثابت باشد؛ یعنی من روی این پول نوشته باشم یک صدم سکه، یک هزارم سکه، یک سکه، ده سکه یا هزار سکه؛ سکه، «مال» است؛ این مال ممکن است در طول زمان وقتی با «مال»های دیگر مقایسه می‌شود، گاهی کم و گاهی زیاد شود؛ تفاوت نوسانی دارد؛ نوسان پاندولی؛ یعنی ارزشش برود اما مدتی بعد برگردد.

تسنیم:‌ یعنی می‌فرمایید ارزش «مال» در درازمدت ثابت است و ارزش اسکناس رایج فعلی ثابت نیست؟

دینار اسلام را ملاحظه کنید. دیه یک انسان در اسلام معادل هزار گوسفند یا هزار دینار است. دینار و گوسفند معادل هم‌اند. دینار طلاست؛ مقدارش هم یک «مثقال شرعی» معادل سه چهارم مثقال عرفی است. مثقال عرفی بیست و چهار نخود، و مثقال شرعی هجده نخود است؛ هر سکه دو مثقال است؛ پس دینار شرعی، می‌شود معادل سه هشتم یک سکه.

سکه را پایین نگه داشتند؛ یعنی با وجود میزان تورمی که در همه اموال بوده، آیا طلا هم به همان اندازه بالا آمده؟ خیر. ابتدای این دولت در سال نود و دو، سکه یک میلیون و سیصد بوده، ولی الآن یک میلیون و صد است؛ با وجود این تورم باید لااقل یک میلیون و نیم باشد؛ اما یک میلیون و صد وسی است؛ یعنی یک قیمت مصنوعی را به آن تحمیل کردند.

    این پولها کجا می‌رود؟ این پولها می‌رود در ساختمان بانکها؛ می‌رود در املاک بانکها. بانکها گرانترین و بهترین ساختمانها را دارند؛ اغلب حقوقهای نجومی را بانکی‌ها می‌برند. اینها از کجا می‌برند؟

الآن با همه آنچه بر سر سکه آمده سه هشتم یک میلیون و صد و سی می‌شود چهارصد و بیست هزار تومان. قیمت بازاری گوسفند زنده در میدان کیلویی یازده هزار تومان است؛ گوسفند چهل کیلویی می‌شود چهارصد هزار تومان که گوسفند خوبی است؛ چون بیست کیلو گوشت دارد؛ الآن یک کیلو گوسفند زنده بین یازده تا دوازده هزار تومان است. ببینید؛ در فاصله ۱۳۹۵ سال از ابتدای هجرت، سکه ارزش برابری خود را با گوسفند حفظ کرده است.

حالا این پول رایج را ببینید؛ امام راحل در بیست و هفت سالگی ازدواج کردند و مهریه خانمشان دو هزار تومان بوده است؛ حدود هشتاد سال پیش گوسفند دو و نیم تا سه تومان بود. یعنی دو هزار تومان آن زمان حدود هشتصد گوسفند می‌شده؛ ولی الآن دو هزار تومان، هفتاد و پنج گرم گوشت می‌شود. هشتصد گوسفند تبدیل شده به هفتاد و پنج گرم!

ببینید؛ پول مورد نظر اسلام در هزار سال با این همه فشاری که به آن می‌آورند و مصنوعی پایین نگه‌اش می‌دارند که پولهایشان را در طلا و سکه دپو نکنند، اما تفاوتش تفاوت نامحسوسی است؛ به اندازه گوسفند درشت‌تر و گوسفند ریزتر؛ اما ارزش پول رایج از هشتصد گوسفند به هفتاد و پنج گرم گوشت تنزل کرده است؛ علت این شرایط چیست؟ چرا این تورم به‌وجود می‌آید؟ این پولها کجا می‌رود؟ این پولها می‌رود در ساختمان بانکها؛ می‌رود در املاک بانکها. بانکها گرانترین و بهترین ساختمانها را دارند؛ اغلب حقوقهای نجومی را بانکی‌ها می‌برند. اینها از کجا می‌برند؟ این همان شربت مردم است که آب می‌شود و تبدیل می‌شود به حقوق نجومی. چرا باید با مردم این‌طور رفتار کنند؟

این از بانکها؛ اما مثلاً در مسئله مالیات؛ دولت به پیمانکار یک کاری سپرده؛ بعد که او کارش را انجام داد به محض اینکه ذی‌حسابی کار را تأیید کرد و معلوم شد که پیمانکار کار را تحویل داده، اداره دارایی سهم مالیاتش را برمی‌دارد. پیمانکار به دارایی می‌گوید کارفرما هنوز پول ندارد و نتوانسته پول من را بدهد؛ دارایی می‌گوید «به من مربوط نیست! ما این چیزها سرمان نمی‌شود!» این چه رفتاری است؟

نگاه کنید زمان منوچهر قبل از اسلام و دوره کفر است؛ آن زمان این رفتار را نداشتند؛ با مسئولان زیردستش صحبت می‌کند و می‌گوید اگر اختلافی بین مردم و کارمندتان اتفاق افتاد، طرف کارمندتان را نگیرید؛ طرف مردم را بگیرید؛ چون پایه حکومت بر دوش مردم است؛ این حرف، حرف منوچهر است. به آیندگان وصیت می‌کند در هر جا اختلاف بین مردم واعضا دولت شد، جانب مردم را بگیرید تا حق آنها ضایع نشود؛ چون پایه حکومت بر دوش آنهاست.

امام به‌خاطر این تمجید کردند و گفتند اینها افراد درست وموحدی بودند و به همین دلیل هم امامهای ما از اولاد همینها هستند . حسین بن علی که امام بود همسری گرفت از اولاد این افراد بود. اگر اینها اهل پاکدامنی و درستی نبودند، فرزندان اینها امام نمی‌شدند. ما درباره امام می‌گوییم «أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَهِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَهِ»؛ یعنی «شهادت مى دهم که تو نورى بودى در صُلبهاى شامخ، و رحمهاى پاکیزه» اینها نسل‌اندرنسل پاکی داشتند و رعایت می‌کردند.

    مردم می‌دانند که قدرت خرید اسکناس رایج در آینده کم خواهد شد؛ ولی چاره‌ای ندارند و به اجبار با آن معامله می‌کنند؛ این «پولِ زور» است. دلار، پولِ زور است؛ مردم ناچار هستند با دلار معامله کنند. می‌دانند که امریکا از این شرایط سود می‌برد، ولی چاره‌ای ندارند؛ مثلاً وقتی قرار است معامله بین‌المللی باشد باید یک پول بین‌المللی هم باشد. حالا وقتی یک قدرت بین‌المللی، پول خودش را هم بین‌المللی کرد، کلی سود می‌برد؛ الآن حتی کسی نمی‌پرسد بابت پشتوانه این پول چه فراهم کردی.

تسنیم: حالا این اسکناس ــ گرچه قدرتش کم شده ــ اما هم به‌وسیله مردم و هم توسط نهادها و دستگاههای مالی پذیرفته شده است.

پولی که قدرتش ثابت باشد مانند یک پاندول است؛ در گذر زمان ارزشش بازمی‌گردد و ثابت است؛ اما مردم می‌دانند که قدرت خرید اسکناس رایج در آینده کم خواهد شد؛ ولی چاره‌ای ندارند و به اجبار با آن معامله می‌کنند؛ این «پولِ زور» است. دلار، پولِ زور است؛ مردم ناچار هستند با دلار معامله کنند. می‌دانند که امریکا از این شرایط سود می‌برد، ولی چاره‌ای ندارند؛ مثلاً وقتی قرار است معامله بین‌المللی باشد باید یک پول بین‌المللی هم باشد. حالا وقتی یک قدرت بین‌المللی، پول خودش را هم بین‌المللی کرد، کلی سود می‌برد؛ الآن حتی کسی نمی‌پرسد بابت پشتوانه این پول چه فراهم کردی.

منبع: خبرگزاری تسنیم

انتهای پیام/

حسین صمصامی: «بانک زاده رباست»، بنابراین تسلیم اسلامی‌کردن نشده

صاحبنظران حوزه بانک بر این موضوع اتفاق نظر دارند که تجربه سه دهه بانکداری ایران، بر مبنای قانون بانکداری بدون ربا تجربه موفقی نبوده است. به همین دلیل تلاشهای متعددی از زوایای مختلف صورت گرفته تا این مشکل مرتفع شود؛ گرچه هنوز دیدگاههای صاحبنظران نیز در این خصوص همگرا نیست. از جمله تلاشهای صورت گرفته، فعالیتهای پر حجم دو ساله نمایندگان متعهد مجلس شورای اسلامی برای اصلاح نظام بانکی است. در این میان برخی اندیشمندان بانکداری اسلامی ــ از جمله حسین صمصامی ــ به این طرح نقد جدی دارند و آن را مشکل‌گشا نمی‌دانند. به عقیده وی اشکالات مبنایی قانون بانکداری بدون ربا در این طرح نیز پابرجا می‌ماند و بلکه در جاهایی تشدید خواهد شد.

بخشهای قبلی پرونده باجِ باجه را در صفحه این پرونده {اینجا} ببینید.

* * * * * * *

تسنیم: پس به اجمال پاسخ شما به کسانی که معتقدند «قانون ما درست است ولی فعالیتهای ما در عمل درست و مطابق قانون انجام نمی شود» این است که اصولاً چون این نوع از بانک ــ چه داخل و چه خارج از کشور ــ ماهیتش ماهیت ربوی است، این نوع قراردادها (فعالیتهای واقعی) را اصولاً نمی‌شود به این سیستم بار کرد؛ درست است؟

دقیقاً؛ بانکهای کشور ما، غیر از چند بانک تخصصی نظیر صنعت و معدن و توسعه صادرات، در دسته بانکهای تجاری می‌گنجند؛ بانکهای ما کدام بانکها هستند؟ همانهایی که قبل از انقلاب ۳۶ بانک بودند و بعد از انقلاب شدند ۹ بانک؛ و بعد باز اضافه شدند و به سی و چند بانک رسیدند؛ اینها ماهیتشان بانکهای تجاری است؛ انواع دیگر بانک را تقریباً در کشور نداریم و باید سر جای خودش بحث کنیم؛ شهید صدر هم همین بانک را قید زد و بدون ربا کرد؛ این نکته‌ای است که مغفول مانده و باید دقت کرد.

تسنیم: کسی از نظریه‌پردازان بانکداری اسلامی به این نکته توجه کرده است؟

من در برخی از اندیشمندان مسلمان غیرایرانی کم و بیش این دقت را دیده‌ام؛ بعضی از آنها به این نکته توجه کرده‌اند و به عمق مسئله پی برده‌اند؛ ولی در ایران ندیده‌ام؛ و متأسفانه در این طرح مجلس هم به این موضوع توجه نشده است؛ باید توجه کنیم که چرا بانکداری بدون ربا در دنیا اجرا نمی‌شود؟

تسنیم: معتقدند مشکل اجراست. به همین خاطر هم تمهیداتی مانند شورای شریعت و موارد اینچنین را درنظر گرفته‌اند.

آیا صرفاً مشکل در اجراء است؟ نیست؛ بلکه اشکال در طراحی نهادهایی است که قرار است عقود اسلامی را اجرا کنند. در مالزی که عملکردها باید نسبتاً قانونمند باشد؛ مثل ایران نیست؛ خوب؛ چرا در مالزی اجرا نمی‌شود؟ در پاکستان، بحرین، عربستان و جاهای دیگر هم خواسته‌اند با همین روش بانکداری اسلامی راه بیندازند اما خود مدیران برخی از بانکهای اسلامی مهم هم همین را می‌گویند که ما در بانکداری بدون ربا به اندازه نامش پیش نرفته‌ایم.

بانکداری بدون ربا در هیچ کشوری موفق نبوده است. موضوع اجرا یا نظارت نیست؛ نباید مسئله را اینقدر تقلیل بدهیم؛ دلیل واقعی این شرایط این است که ماهیت بانک ربوی است و نمی‌توان عقود اسلامی را بر آن بار کرد؛ بنابراین این طراحی اشتباه است. البته برخی اساتید به‌شدت با ما زاویه دارند و می‌گویند این بانک اصلاً ربوی نیست؛ اشکالاتی دارد، ولی ربوی نیست.

بانکداری بدون ربا در هیچ کشوری موفق نبوده است. موضوع اجرا یا نظارت نیست؛ نباید مسئله را اینقدر تقلیل بدهیم؛ دلیل واقعی این شرایط این است که ماهیت بانک ربوی است و نمی‌توان عقود اسلامی را بر آن بار کرد؛ بنابراین این طراحی اشتباه است.

تسنیم: ممکن است چند تن از اندیشمندان مسلمان را مثال بزنید که می‌گویند ما نتوانسته‌ایم بانکداری اسلامی را انجام بدهیم؟

موارد متعددی را می‌توان برشمرد. در یک مورد رفیق یونس المصری در مقاله‌ای می‌گوید: بانکهای اسلامی در ابتدا بر اساس یک نظریه واضح و متکامل شکل نگرفته‌اند؛ بلکه به‌صورت آزمون و خطا ایجاد شده‌اند؛ تجربه هم به‌تدریج آنها را به‌سوی بانکداری متعارف کشانده است؛ شگفت نیست که بانک، تسلیم اسلامی کردن نشده؛ چون بانک زاده رباست؛ اگر کسی این حقیقت را نادیده بگیرد در گذر زمان آن را درخواهد یافت.

یا صالح کمال یکی از بنیانگذاران بانک البَرکه ــ یکی از بانکهای بزرگ اسلامی است ــ در سخنرانی خود در سال ۱۹۹۹ در بانک توسعه اسلامی می‌گوید: من صادقانه و بدون تظاهر به شما می‌گویم ما در بانکداری اسلامی فراتر از یک برچسب نرفته‌ایم؛ ما در نقطه‌ای هستیم که ماهیت اصلی بانکداری متعارف را پذیرفته‌ایم؛ درنتیجه شکست خورده‌ایم و مشخصات مؤسسات ما فراتر از یک مؤسسه مالی ساده نیست. این حالت از طریق مدلهای سرمایه‌گذاری بانک اسلامی صورت می‌گیرد که اساساً بسیاری از ویژگیهای یک بانک ربوی را در خود دارند.

آقای احمد – اندیشمند مسلمان هندی‌تبار – می‌گوید: واقعیت غم‌انگیز این است که با وجود اعتراف همه بر حرمت و ممنوعیت بهره حتی یک کشور اسلامی وجود ندارد که نهادهای اسلامی خود را بدون بهره اجرا کند. آقای احمد ادامه می‌دهد: واقعیت این است که کسی نمی‌داند این مسئله را چگونه انجام دهد … ما ادعا می‌کنیم که نرخ بهره را از بین برده‌ایم؛ در وضعیت فعلی اقتصاد اسلامی معلوم نیست چه کسی را می‌خواهیم فریب بدهیم.

یا چانگ و لیو (اقتصاددانان مالزیایی) نوشته‌اند: مطالعات نشان می‌دهد که بانکداری بدون ربا تا حد زیادی از پارادایم PLS منحرف شده و منحصر در الگوگیری از بانکداری مرسوم در رقابت با آن شده و در عمل چندان تفاوتی با بانکداری متعارف ندارد و نرخ سرمایه‌گذاری در بانکهای اسلامی به میزان زیادی با نرخ سپرده‌های مرسوم مرتبط است.

شگفت نیست که بانک، تسلیم اسلامی کردن نشده؛ چون بانک زاده رباست؛ اگر کسی این حقیقت را نادیده بگیرد در گذر زمان آن را درخواهد یافت.

تسنیم: رهبر معظم انقلاب یک جمله مهم در این مورد دارند؛ همین شهریور امسال فرمودند: اگر مسئولان و مردم بتوانند اقتصاد مقاومتی را به معنای واقعی محقق و کشور را از جادوی مالی و پولی دشمن خلاص کنند و ارزش و آقایی دلار را در زندگی اقتصادی بشکنند، کشورهای دیگر را نیز نجات داده‌اند و برای آنها الگو خواهند شد.

بله؛ البته؛ در پاکستان، مصر، عربستان و دیگران خیلی روی این مبانی بانکداری اسلامی کار کرده‌اند؛ ما یک کتاب «مأخذشناسی اقتصاد اسلامی» تدوین کرده‌ایم. در این کتاب عناوین بالغ بر ۱۲ هزار مورد مقاله و کتاب به زبانهای فارسی و عربی و انگلیسی در زمینه اقتصاد اسلامی گردآوری شده است. در خصوص مالیه و بانکداری اسلامی بیش از ۵۲۰۰ مأخذ، شناسایی شده است. این کتاب اکنون زیر چاپ رفته و به‌زودی منتشر می‌شود؛ یعنی موارد زیادی بررسی شده که من تعدادی از آنها را خدمت شما اشاره کردم. این موارد بررسی شده است؛ حتی خلاصه هم کرده‌ایم؛ البته همه با ما هم نظر نیستند.

تسنیم: در میان اینها چقدر موافق دارید؟

آنهایی که تجربه اجرایی دارند با ما هم نظرند، برخی هم کندتر و برخی هم تندترند.

واقعیت غم‌انگیز این است که با وجود اعتراف همه بر حرمت و ممنوعیت بهره حتی یک کشور اسلامی وجود ندارد که نهادهای اسلامی خود را بدون بهره اجرا کند.

تسنیم: با این توضیحات جمع‌‌بندی شما از بانکداری بدون ربا در دنیا چیست.

این است که اصلاً در دنیا اجرا نشده، موفق نشده و به اصطلاح تجربه موفقی نیست. این هم خیلی خطرناک است که اسم اسلام می‌گذاریم و می‌گوییم موفق نیست! توجه نمی‌کنیم در اسلام اصلاً بانکی وجود ندارد؛ این نسخه تجربه ماست که شکست خورده است؛ طراحی غلط داشتیم که شکست خورده است؛ طراحی اسلام نیست؛ طراحی ماست.

تسنیم: حالا به نظر شما طراحی درست می‌توانیم داشته باشیم که درست عمل کند؟

بله؛ البته که می‌توانیم؛ ولی نه مثل این طرح مجلس؛ حالا برویم سراغ طرح مجلس. قبل از بررسی این طرح ذکر یک نکته لازم است؛ اینکه کسانی که این طرح را تدوین کرده‌اند قطعاً افراد دلسوزی هستند؛ افرادی هستند که دغدغه‌شان حذف ربا بوده است؛ از این زحمتی که کشیدند باید قدردانی کرد. اما در نقد این طرح باید بگویم نکته مهم این است که در این طرح هم مثل قانون بانکداری بدون ربا این نکته مغفول مانده که بانک برای فعالیتها و تکلیفهای قانونی که در این قانون آمده، ساخته نشده است؛ یعنی به همان دلیلی که قانون بانکداری بدون ربا را نوشتیم و اجرا نشد، این طرح هم دچار مشکل می‌شود. این طرح روی کاغذ ربا را حذف می‌کند؛ کما اینکه قانون بانکداری بدون ربا هم روی کاغذ ربا را حذف می‌کرد؛ بحث این است که در عمل چه اتفاقی می‌افتد. آیا بانکی که طراحی شده می‌تواند در عمل، ربا را حذف کند؟

تسنیم: موافقید به تفاوتهای این طرح جدید با قانون قبلی بپردازیم؟

اتفاقاً می‌خواهم روی همین موضوع متمرکز شوم؛ ما در این گفتگو روی بخش «طرح بانکداری بدون ربا» که درحقیقت «اصلاحیه قانون بانکداری بدون ربای فعلی» است متمرکز می‌شوم. چون این طرح به سایر قوانین پولی و  بانکی مثل برخی از فصول و قسمتهای  قانون پولی و بانکی، قانون منطقی کردن نرخ سود بانکی و غیره نیز پرداخته است.

در این طرح سپرده‌ها به «قرض‌الحسنه»، «جاری» و «سرمایه‌گذاری» تقسیم می‌شوند. در «سپرده‌های جاری» رابطه مشتری با بانک را به‌صورت «قرض» تعریف کرده؛ در «سپرده قرض‌الحسنه» این رابطه از قرض ــ در قانون قبلی ــ به «وکالت» در قانون جدید تغییر کرده است؛ در قانون قبلی قرض‌الحسنه ماهیت قرض داشت.

تسنیم: چرا اینجا قرض‌الحسنه را «وکالت» تعریف کرده است؟ چه تفاوتی بین «ماهیت قرضی» قبلی و «ماهیت وکالتی» فعلی برای سپرده‌های قرض‌الحسنه وجود دارد؟

چون معتقد است قبلاً که ماهیتش به‌صورت قرض بوده، بانکها هرطور صلاح می‌دانستند استفاده می‌کردند؛ اما اگر وکالت باشد بانک نمی‌تواند رأساً تصمیم بگیرد و منابع باید صرف امور خاصی شود.

این هم خیلی خطرناک است که اسم اسلام می‌گذاریم و می‌گوییم موفق نیست! توجه نمی‌کنیم در اسلام اصلاً بانکی وجود ندارد؛ این نسخه تجربه ماست که شکست خورده است؛ طراحی غلط داشتیم که شکست خورده است؛ طراحی اسلام نیست؛ طراحی ماست.

تسنیم: مگر این حکم شرعی نیست که قرض‌الحسنه ماهیت قرض دارد؟

بله؛ به لحاظ شرعی و مطابق قانون قبلی، وقتی قرض‌الحسنه می‌دهید سپرده از تملک مشتری خارج می‌شود و تحت تملک بانک در می‌آید؛ اما اینجا به هر صورت اینطور تعریف کرده است؛ البته قید زده و گفته «وکالت برای اعطای قرض الحسنه».

تسنیم: خوب؛ البته این دیگر قرض‌الحسنه نیست؛ درواقع باید اسم دیگری رویش بگذاریم. اسمی که این را برساند که وکالت برای اعطای قرض‌الحسنه است و بانک مالک این سپرده نیست و اختیار ندارد که با اراده و تشخیص خودش این سپرده‌ها را به مصرف برساند.

بله؛ یعنی وقتی مشتری پول را در حساب قرض‌الحسنه می‌گذارد بانک را وکیل می‌کند که این پول را از طرف او تنها به مصرف قرض‌الحسنه برساند.

در این طرح در مورد سپرده سرمایه‌گذاری هم رابطه بانک و مشتری «وکالت برای انجام امور بانکی» است؛ اینجا هم وکالت دارد. که دو نوع دارد؛ به «سپرده سرمایه‌گذاری پس‌انداز» و «سپرده سرمایه‌گذاری مدت‌دار» تقسیم می‌شود.

در مورد سپرده‌های سرمایه‌گذاری بانک باید در بازه‌های حداقل سه ماهه نرخ سود را به‌صورت علی‌الحساب تعیین کنند و اصل سپرده‌های سرمایه‌گذاری مدت‌دار هم توسط بانک تضمین می‌شود. یعنی جالب است که «سود علی‌الحساب» که در قانون قبلی قید نشده بود در این طرح، قانونی شده است. یعنی دقیقاً همان مواردی که باعث شده در مقام عمل اصل بانکداری بدون ربا زیر سؤال برود و اجرا نشود اینجا قانونی کردیم.

البته یک نکته اینجا هست که باید توضیح داد؛ می‌گوید این سپرده‌های سرمایه‌گذاری که مردم می‌آوردند و وارد می‌کنند، تنها باید در زمینه عقود مبادله‌ای مصرف شود (عقود مبادله‌ای مثل خرید اقساطی و لیزینگ که در قالب عقود مرابحه، جعاله، اجاره به شرط تملیک، استصناع، خرید دین و مانند آن انجام می‌شود) خوب؛ در عقود مبادله‌ای ــ شرعاً و قانوناً ــ تعیین نرخ ثابت سود اشکالی ندارد؛ پس نتیجه گرفته برآورد و تعیین سود علی‌الحساب برای سپرده‌های مردم ــ که در این عقود مصرف می‌شود ــ هم اشکالی ندارد.

تسنیم: اگر واقعاً این عملیات انجام شود ایرادی دارد؟ یعنی ابتدای سال یک سود علی‌الحسابی تعیین شود و بانکها هم منابع حاصل از این سپرده‌ها را تنها در عقود مبادله‌ای استفاده کنند و در نهایت هم حسابرسی شود و سود بانک و مشتری مشخص شود، اشکالی دارد؟

اگر واقعاً این عملیات انجام بشود اشکالی ندارد؛ حکم شرعی هم همین است که اشکالی ندارد. اما خواهیم دید که نمی‌شود؛ اجرایی نیست.

تسنیم: چرا اجرایی نیست؟

پیش از این (در بخش قبلی) توضیح دادم. به همان دلیل که قبلاً بانکها این عملیات را انجام نمی‌دادند و وکالت می‌دادند که مشتری همه کارها را انجام دهد و بانکها عملیات پرداختش را بر عهده داشتند؛ به همان دلیل اینجا هم بانک نمی‌تواند؛ بانک این کاره نبوده و تخصصش را نداشته که در قانون قبلی به مشکل می‌خوردیم. خوب؛ با این شکل جدید هم همین اشکال پا برجاست.

تسنیم: موضوع دیگر بحث عقود مشارکتی است. اگر قرار باشد سپرده‌ها یا در قرض‌الحسنه یا در مبادله‌ای مصرف شود، تکلیف قراردادهای مشارکتی چیست؟ به عبارت دیگر منابع برای عقود مشارکتی از چه طریقی تجهیز می‌شود؟

این قانون می‌گوید ما از منبع سپرده‌های مردم در قالب عقود مشارکتی وام نمی‌دهیم و بانکها از محل سپرده‌های مردم وارد عقود مشارکتی نمی‌شوند. بلکه مشارکت را از طریق روشی با عنوان «انتشار گواهی سپرده سرمایه‌گذاری خاص» انجام می‌دهد.

این تفکیک تقریباً همان روشی است که ما در کتاب «به سوی حذف ربا از نظارم بانکی» آورده‌ایم؛ با یک تفاوت مهم که این قانون باز هم می‌گوید همه این عملیاتها را «نهاد بانک» انجام بدهد؛ و بانک باز هم این‌کاره نیست؛ مثل شرایط قبل؛ مثلاً بانک قادر به انجام فعالیتهای مبادله‌ای – مثل لیزینگ نیست؛ ساختار و تخصص لیزینگ با ساز و کارهای بانک متفاوت است؛ همچنین باز بانک قادر به انجام فعالیتهای مشارکتی نیست؛ یعنی دانش و تخصص لازم را ندارد و اگر بخواهد وارد این امور شود هزینه‌های کلانی بر آن تحمیل خواهد شد. مثلاً شرکت‌داری و مشارکت در پروژه کند؛ قبلاً هم بنابر دلایل ذکر شده قیدهایی می‌زد که خود مشتری برود این کارها را انجام بدهد و یک سود ثابتی بدهد.

حالا در قانون جدید هم همین اشکال وجود دارد؛ باید توجه کنیم که ماهیت بانک طوری است که از این سه فعالیت فقط می‌تواند قرض‌الحسنه انجام بدهد.

یعنی جالب است که «سود علی‌الحساب» که در قانون قبلی قید نشده بود در این طرح، قانونی شده است. یعنی دقیقاً همان مواردی که باعث شده در مقام عمل اصل بانکداری بدون ربا زیر سؤال برود و اجرا نشود اینجا قانونی کردیم.

تسنیم: آیا راه حل ایجابی هم دارید؟

بله؛ ما در آن کتاب مفصل بحث کرده‌ایم؛ تنها راه حل این است که این فعالیتهای تخصصی به نهادهای تخصصی واگذار شود؛ به این صورت که فعالیتهای قرض‌الحسنه و برخی عملیات پولی را بانکها به عهده بگیرند و در چارچوب خاصی مصرف کنند؛ فعالیتهای مشارکتی را به عهده شرکتهای سرمایه‌گذاری یا شرکتهای تأمین سرمایه بگذاریم؛ و مبادله‌ای هم به عهده شرکتهای متخصص مثل لیزینگ گذاشته شود؛ مسیر و مراحل اجرایی این طرح نیز در بازه زمانی پنج سال هم کاملاً ترسیم کرده‌ایم که این هم یک فرایند دقیق و حساس است. در این سیر، کوچکترین اخلالی در فعالیتهای جاری نباید اتفاق بیفتد.

تسنیم: برگردیم به عقود مشارکتی. ممکن است فرایند این عقود در قانون جدید را کمی بیشتر توضیح بدهید؟

در این قانون مثلاً شما به بانک مراجعه و اعلام می‌کنید که مثلاً می‌خواهید یک کارخانه مواد شیمیایی بنا کنید؛ بانک طرح را بررسی می‌کند و برای طرح شما یک «گواهی سپرده سرمایه‌گذاری خاص» منتشر می‌کند. اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوب است؛ یعنی این پولی که مربوط به پروژه شماست برود در آن پروژه خاص استفاده شود؛ این که می‌گویم این دوستان دغدغه داشتند در اینجاها منعکس است؛ منتها چه کسی می‌خواهد این کار را انجام بدهد؟ بانک. آیا بانک می‌تواند این کار را انجام بدهد؟ آیا بانک می‌تواند در این همه فعالیتهای متنوع اقتصادی به‌صورت تخصصی وارد شود؟ توجه کنید که مردم طرف حسابشان بانک است. یعنی بانک باید توان فنی مشارکت یا نظارت و بررسی بر این پروژه‌ها را داشته باشد که ندارد.

این گفتگو ادامه دارد …

 

منبع: تسنیم

انتهای پیام/

وعده‌ی ما ۲۲ بهمن غرفه‌های جنبش ممانعت از جنگ با خدا

هوالحکیم

شیعه یعنی پیرو. شیعه ی علی تارهای زندگی اش را به پود محبت علی بن ابیطالب گره زده است. شیعه مادام که حب علی را در قلب خویش جریان می دهد در برابر هیچ تزویری نابینا نمی شود.

امروز تزویر روی سیاهش را نشان داده و پرده های حق را یکی پس از دیگری چاک می دهد. حق را آشکارا ابطال و باطل را عامدانه تحقیق می کند.

جوان مومن انقلابی کسی است که شیعه ی علیست. در نبرد های انفسی خویش علیه خویش پیروز می شود و به پیروی از مولای خود راه حق را طی و دشمن باطل را پی می کند. شیعه اگر روزی تحقیر مشتی مزور و زورمند می شد و خرس خاله های تفرقه افکن بین او و یارانش را جدایی می انداختند، دیگر از همان سوراخ گزیده نخواهد شد.

جوان مومن انقلابی عقلش را پیش قراول نفس قرار می دهد و قلبش را آماده تحولات نفسگیر درونش می کند. عزمش را برای جهاد کبیر محکم کرده و جانش را سپر آماج تیر های تزویر و ترکش های خیانت می کند و با تکیه بر نام مولای خویش به سوی عالی و اعلا می گراید.

اگر روزی مولایمان علی سر در چاه تنهایی خویش می کرد و قطرات اشک هایش همنشین آب های چاه می شدند و غم دل مولا را زمزمه می کردند، امروز جوان مومن انقلابی دیگر نخواهد گذاشت سید و سرورش اشک بریزد و از تزویر و جهل کوفی منشان نالان شود.

امروز دشمن آفت زده است و از قضا سرکنگبین شان صفرا فزوده و خانه عنکبوتی شان در حال فرو ریختن است. امروز مسئله ی ربا جنگ با عقیده ی علوی ماست. جنگی تمام عیار که هر روز هل من مبارز می طلبد و گویا کسی را یارای مبارزه با آن نیست. حربه ای که دشمن گوساله پرست مارا بدان مشغول کرده و در حال از بین بردن تار و پود عشق ما به مولایمان علیست. حربه ای که تزویر آن را می پذیرد و صاحبان زر و زور نیز با آن قرین شده اند.
دشمن می خواهد از درون ما عده ای را برای جنگ با خدا و پیامبر و اماممان به صف کند. مردمی که مسخ ربا شده اند و شمشیر بر ایمان و عقیده ی دیگران نیز کشیده اند. اینها همان کسانی هستند که در نهروان بر علی شوریدند و قرآن را به خون فرقش خضاب کردند.

بانک ها امروز مراکز اصلی ربا هستند. اگر شیعه می خواهد حکومت عدل علوی را برپا کند باید با این فرزند نحس لیبرالیسم (بانک) بجنگد و ربا را به محاق ببرد که خداوند وعده آن را داده است.

جوان مومن انقلابی آماده ی مبارزه ای تمام عیار در جنگی تمام عیار است و کمر همت برای درهم شکستن گردن ام الفساد بسته است. “الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین…”

وعده ی ما ۲۲ بهمن غرفه های جنبش ممانعت از جنگ با خدا

به قلم سید علیرضا مرادی

آیت الله قرهی: والله بانکداری اسلامی امروزه دروغ است و چنین چیزی در اسلام نداریم

آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در تازه‌ترین جلسه اخلاق خود به موضوع «خطورات و مراقبه» پرداخت که در بخش پایانی صحبت های خود تاکیید کردند: والله اگر در مسائل ربا، مسائل نظام‌ بانکی – که بانکداری اسلامی امروزه دروغ است و چنین چیزی نداریم – و … آنچه اسلام می‌گوید، انجام شود، سوددهی زیاد می‌شود. والله اگر کلاه سر هم نگذاریم، اسلام پیروز است.

مشروح آن در ادامه می‌آید: 

راه استیلا یافتن بر شهوات

راه رسیدن به مقام بندگی پروردگار عالم، این است که انسان، توفیق دوری از خطورات نفسانی و شیطانی را برای خودش حاصل کند.

اگر این قاعده درست شد و حال او، حالی شد که خطورات نفسانی و شیطانی، از او، دور شد و به تصفیه و پاک‌سازی خودش، مراقبه کرد و بعد هم به ذکر پروردگار عالم مشغول شد؛ آن‌وقت برای ملکه‌ی عقل الهی، استیلا به وجود می‌آید و وجودش با خطورات ملکی و ربّانی، عقل بما هو عقل می‌شود.

بیان کردیم: اگر واقعاً انسان، از خطورات نفسانی و شیطانی، خروج پیدا کند؛ تفکّرش، از تخیّلات خالی شده و به تفکّر حقیقی و به قول اولیاء الهی و عرفای عظیم‌الشّأن، الهامات الهی تبدیل می‌شود. وقتی به این الهامات الهی وارد شد، طبعاً پیرو فرامین انبیاء عظام، حضرات معصومین و اولیاء خدا و به تعبیر دیگر پیرو دین می‌شود و دیگر إن‌قلتی برای فرامین الهی نمی‌آورد. چون این خطورات نفسانی و شیطانی است که انسان را وادار به إن‌قلت آوردن نسبت به فرامین حضرت حقّ می‌کند، امّا اگر واقعاً حالش، حال دوری از خطورات نفسانی و شیطانی شد و خطورات ملکی و ربّانی بر وجودش، استیلا پیدا کرد، معلوم است که دیگر مطیع محض فرمان پروردگار عالم می‌شود و طوری اطاعت می‌کند که از باب نفس مطمئنّه است، «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی». یعنی در باب نفس مطمئنّه است که اطاعت محض می‌کند و راضیه مرضیه می‌شود و عبدالله به معنی حقیقی خواهد شد و این نکته، بسیار مهم است.

لذا وقتی این حال برای او پیش آمد، حسب فرمایش اولیاء عظیم‌الشّأن، این قوّه‌ی عاقله، ملکه‌ی وجودش می‌شود و استیلا و برتری بر قوای شهویّه و غضبیّه و وهمیّه پیدا می‌کند. برای همین دیگر چیزی به نام شهوت در وجود او نیست و یا به تعبیر برخی از علمای اخلاق و عرفای عظیم‌الشّأن، دیگر دچار شهوات (منظور از جمع بیان کردن آن، شهوت مال، قدرت، سخن، سواد (نه علم بما هو علم که در جلسه گذشته نکاتی در این مورد بیان کردیم) و … است) نمی‌شود. این یکی از خصوصیّات مراقبه نسبت به خطورات نفسانی و شیطانی است.

اگر انسان این مراقبه و مواظبت را نسبت به خطورات نفسانی و شیطانی داشته باشد، معلوم است که این نفس دون دیگر نسبت به قوای شهوانی، غضبیّه و وهمیّه اثرپذیر نخواهد بود و حالش، حال دیگری می‌شود و وضعش، متغیّر می‌شود. لذا طوری متحوّل می‌شود که آنچه صورت ظاهر دیگران نمی‌بینند (که بنا هست ببینند؛ چون بناست همه عبدالله و بنده‌ی پروردگار عالم شوند)، می‌بیند.

معلوم است آن که بنده‌ خدا شد، «عَبّدَ اللّه له کلّ شیء»، همه چیز، عبد او می‌گردد. اگر انسان به این مطلب دقّت کند، برنده است. چنین کسی استیلا دارد و در مقام معرفتی، عالم را می‌بیند و همه چیز در اختیار او به عنوان خلیفه الله است که حضرت حقّ فرمود: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً ». همه از این راه مراقبه به خطورات نفسانی و شیطانی است.

وسوسه‌ها و قوّه وهمیّه و غضبیّه هم از بین می‌رود و همه‌ مسائلی که گاهی انسان را مشغول می‌کند و راه را برایش می‌‌بندد، تمام می‌شود و پروردگار عالم راه را برایش می‌گشاید. همه به خاطر همین مراقبت و مواظبت اوست و این که از خطورات نفسانی و شیطانی – که توضیح دادیم چیست – ، دوری جست. چنین کسی دیگر از صالحین خواهد شد.

پنج خصلتی که اگر نبود، همه‌ انسان‌ها از صالحان بودند

در جلسه‌ گذشته روایتی ذیل این مطلب بیان کردیم که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ کُلُّهُم صالِحینَ»، اگر پنج خصلت نبود، همه‌ مردم جزء صالحین می‌شدند. تمام این‌ها برای این است که انسان، خطورات نفسانی و شیطانی را مواظبت نکرده که گرفتار این پنج خصلت می‌شود. دو خصلت را بیان کردیم و ادامه‌ آن برای این جلسه ماند.

حضرت فرمودند:

۱- قانع بودن به نادانی

انسان با فهم یک مطلب، تازه با جهل خود آشنا می‌شود!

این مورد را در جلسه‌ گذشته توضیح دادیم و بیان کردیم: مگر می‌شود کسی به جهل، قانع شود؟! اصلاً مگر کسی از جهل، خوشش می‌آید که بخواهد به آن، قانع هم بشود؟ معنی آن را توضیح دادیم و گفتیم: حتّی اگر کسی در مباحث علمی توقّف کند و تصوّر کند من بلدم و دیگر برایم بس است، یک نوع جهل و از اوهام است. لذا اولیاء خدا علم‌آموزی را حسب فرمایش نبیّ مکرّم(ص)، من المهد الی اللحد، می‌بینند.

خدا آیت‌الله مرعشی نجفی، استاد عظیم‌الشّأنمان را رحمت کند. یک موقعی من محضر مبارکشان رسیده بودم. یک نکته‌ بسیار بکری فرمودند و بعدها این را در درس خارجشان هم تکرار کردند. احساس کردم متوجّه به این مطلب شده بودند که چقدر این نکته، نکته‌ زیبایی است و مخصوص فرمودند که عموم هم بدانند. فرمودند: اتّفاقاً اجتهاد، آغاز راه علم است، نه انتهای علم!

یعنی این‌طور نیست که کسی بگوید: دیگر تمام شد و من مجتهد شدم. بلکه رسیدن به اجتهاد، یعنی آغاز راه. یعنی راهی برای انسان باز شده، حالا باید حرکت کند و به سمت جلو برود. اگر بگوید: خیر، همین برایم بس است، معلوم است که جهل است و به علم نرسیده است.

آیت‌الله مولوی قندهاری، آن کنز الهی، یک موقع، یک تعبیر بسیار زیبا و عالی بیان فرمودند. فرمودند: اگر انسان در واژه‌ها و الفاظ گیر کند و بماند، طبعاً قناعت به جهل کرده است و شاید یک معنای «العلم هو الحجاب الاکبر» همین باشد.

برتر و عالی‌تر از این تعبیر را، ابوالعرفا، آیت‌الله ادیب فرمودند. ایشان فرمودند: انسان هر چه در علم جلو برود، باید بداند که تازه به جهل خودش، آشنا شده است و چون به جهل آشنا می‌شود، قناعت به جهل نخواهد کرد و طبعاً به دنبال علم می‌رود.

تعبیر ایشان، تعبیر عجیبی است! یعنی هر چه در علم پیش می‌رود، می‌فهمد که من چه جهلی داشتم که خودم خبر نداشتم و نسبت به این موضوع، جاهل بودم. چون تا انسان مطلبی را متوجّه نشو، متوجّه به جهل خودش هم نسبت به آن موضوع نخواهد شد. این نکته، بسیار عالی است، هم بحث فلسفی، هم کلامی و هم منطقی دارد. وقتی انسان چیزی را به دست می‌آورد، تازه متوجّه می‌شود که جاهل به آن بوده و شاید تا آن موقع هم متوجّه به جهل خودش نبوده است. لذا باعث می‌شود که قانع به جهل نشود.

بعد فرمودند: پس معلوم می‌شود امکان به جهل‌های دیگر هم موجود است که هر چه جلوتر برود، به جهل خودش پی می‌برد. لذا قانع به جهل نمی‌شود.

لذا امیرالمؤمنین فرمودند: «لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ کُلُّهُم صالِحینَ أوَّلُهَا القَناعَهُ بِالجَهلِ». همان‌طور که بیان کردیم به صورت ظاهر هیچ کس دوست ندارد که به او جاهل بگویند، حالا چه برسد که بخواهد به جهل خود قانع باشد. فرمایش حکیمانه مولی‌الموالی و آن باب علم پروردگار عالم – که نبیّ مکرّم، علم الله و امیرالمؤمنین باب علم الله محسوب می‌شود – احتیاج به شرح دارد که آن‌هایی که متّصل هستند، از جمله آیت‌الله ادیب، این‌گونه بر آن شرح می‌زنند: هر وقت انسان به مطلبی دست یابد، تازه آشنای به جهل خود می‌شود؛ پس چنین کسی قانع به جهل نیست و می‌گوید: یحتمل جهل‌های دیگری هم داشته باشم، برای همین باید جلو بروم.

وجود مقدّس حضرت باقرالعلوم، امام محمّدباقر(س)، وقتی درون غار رفتند و به آن راهبی که سالی یک بار بیرون می‌آمد و …، برخورد کردند، بعد از یک سری سؤال و جواب، فرمودند: من جاهل به این مطلب نیستم. با این که ایشان، باقرالعلوم، یعنی شکافنده‌ همه علوم است و علم در نزد آنان، اصلاً ذاتی و درونی است؛ چون علم آن‌ها لدنی است و نمی‌خواهد اکتساب کنند.

وقتی وجود مقدّسه‌ زینب کبری(س) به عنوان عالمه بلا معلّمه است، یعنی به تعبیری حتّی شاگردی امیرالمؤمنین را هم نیاز ندارد. آن‌وقت ببینید دیگر وجود مقدّس معصوم به عنوان حجّت الله چگونه است.

بارها بیان کردم: وقتی که اباصلت تعجّب می‌کند و می‌گوید: چگونه است که وجود مقدّس امام رضا(ع)، به همه‌ی زبان‌ها (یونانی، چینی، هندی، ترکی و …) صحبت می‌کنند؛ حضرت فرمودند: ما حجّت خدا بر روی زمین هستیم. اصلاً علم در آن‌ها فی ذاته و ملهوف فیه است. به تعبیری بیان می‌کنند: إنّ علم المعصوم، علمٌ فی ذاته و ملهوف فیه.

لذا علم حضرات، فی ذاته است، امّا برای این که به من و شما یاد بدهند که انسان نباید هیچ موقع خود را عالم بداند، می‌فرمایند: من جاهل به این مسئله نیستم و نمی‌گویند: من عالمم.

اگر انسان تصوّر به عالم بودن کند، شاید توقّف ایجاد شود و بگوید: من دیگر می‌دانم. لذا شاید خود همین که انسان بگوید: من عالمم، خودم می‌دانم و …، سبب شود که نسبت به امر حجّت خدا، معصوم، اطاعت نکند. حالا دیگر می‌خواهد امر معصوم را عالمانه بررسی کند و می‌گوید: من خودم صاحب‌نظرم، بالاخره انسان، علم و اختیار دارد و … . همین می‌شود که در آن بزنگاه‌ها، حجّت خدا را رها می‌کند.

قبلاً هم بیان کردم، مختار ثقفی، از این باب که شنیده بود او را کیّس نامیدند، در مقابل امام مجتبی هم اظهار نظر می‌کند و می‌گوید: من جنگ با معاویه را خیلی صلاح نمی‌دانم، این کوفیان همان کسانی هستند که پدرشان را تنها گذاشتند و … .

البته به ظاهر و از باب در صفحه و لوح آوردن و جورچین درست کردن، درست گفته، امّا یادش می‌رود انسان باید در مقابل امام، مطیع محض باشد. لذا این خودش یک نوع جهل، توقّف در علم و قناعت به جهل است.

۲- حرص به دنیا

اگر کسی حریص به دنیا شد، واقعاً سیری ندارد. فتنه همیشه هست و انسان باید مراقبه کند، امّا یک دلیل این که فتنه‌ها به وجود می‌آید، چه فتنه ۷۸، چه فتنه ۸۸، چه فتنه‌های قبل انقلاب و …، این است که انسان، حریص به دنیا می‌شود و می‌گوید: من باید باشم، من در این دائرمدار قدرت باید وجود داشته باشم و … . لذا می‌بینیم که در این باره چه اتّفاقاتی می‌افتد.

این بحث حرص به دنیا را در بحث ترامپ و کلینتون هم دیدید که چگونه مناظره می‌کردند و همدیگر را ضایع می‌کردند. یکی زنان را ابزار شهوت می‌دانست و یکی از بحث سرمایه‌گذاری‌ها می‌گفت و … . البته این‌ها حقایقی بود که در درونشان بود، امّا علّت‌العللش، این حرص به دنیاست که می‌خواهد هر طور شده به قدرت برسد.

تنها حرص ممدوح: حرص در بندگی

در همه‌ مطالب، حریص بودن، بد است و فقط در یک مورد هست که حریص بودن ایرادی ندارد و هر چه جلو بروی، خوب است و آن، حرص در بندگی است.

حتّی این را هم که مولی‌الموالی فرمودند: در علم، بالادستت را نگاه کن و در ثروت، پایین دستت را؛ اولیاء خدا و عرفای عظیم‌الشّأن، بسیار زیبا شرح دادند و فرمودند: حتّی حرص در درس هم درست نیست؛ یعنی حرص داشته باشی، امّا ندانی که این‌ها ابزار است. یعنی سواد تنها از این جهت خوب است که ابزاری به دست بیاوری تا به اهداف بالاتر خود برسی. من در درس خارج اصول مثال زدم و گفتم: می‌گویند اصول، علم آلی و ابزاری برای فقه است. لذا تمام این علوم هم ابزار است و حتّی خود علم فقه هم ابزار است، ابزار برای بندگی خدا. نه این که فقه بخوانیم که مجتهد شویم. قرآن بخوانیم که حافظ شویم و … .

من برای حفظ قرآن بسیار تأکید کردم و گفتم: سربازان آقا جان، حافظ قرآن هستند. بیان کردم: حداقل روزی یک آیه حفظ کنید. از آن زمانی که گفتم و دوستان نظم دادند و در سایت حوزه و کانال تلگرام حوزه، روزی یک آیه را قرار می‌دهند، به سه جزء رسیدند. یعنی اگر کسی جدیّت و تکرار داشته است، الآن حداقل سه جزء حفظ است. کسی که به این مرحله برسد، جلو می‌رود و بعد یک مدّت می‌بینی که حافظ قرآن شده است. برای بنده، یقین، صددرصد است که سربازان آقا جان، امام زمان(عج)، حافظ کلّ قرآن هستند. اگر بخواهیم در طومار سربازی آقا جان، امام زمان(عج) قرار گیریم، باید به دنبال حفظ برویم.

امّا اگر این که من به دنبال حفظ قرآن برویم که بگویم من حافظ کلّ قرآن هستم، باز خود این، یک نوع توقّف در جهل است. ما باید بدانیم که حفظ قرآن هم یک نوع ابزار است، ابزاری برای سربازی امام زمان است. این، خودش ابزار و وسیله است.

پس همه‌ این‌ها ابزار بندگی پروردگار عالم می‌شود، نه این که هدف باشد. اجتهاد، خودش، نباید هدف باشد. اجتهاد هم ابزار است. انسان نباید در درس توقّف کند و مدام باید بخواند. همان‌طور که بیان کردم، آیت‌الله مرعشی نجفی فرمودند: اجتهاد تازه آغاز راه است. لذا خود این‌ها هم ابزار بندگی است.

پس حتّی حرص در درس هم حرص به دنیا می‌شود. اولیاء خدا فرمودند: اگر کسی بخواهد درس بخواند که فقط بخواند و عشق به درس دارند و …، باید ببینید هدفشان چیست، اگر هدف فقط این است که مجتهد شوند و …، حرص است. مدام درس بخواند که چه شود؟! امروزه در یک لوح فشرده و حافظه‌های مختلف، هزاران کتاب می‌ریزند. به راحتی می‌بینید که در فلان جلد و فلان صفحه و فلان سطر در فلان کتاب چه نوشته شده است. پس حالا ما هر چقدر هم حافظه‌ی قوی داشته باشیم و مثلاً تمام متون فقهی را بدانیم که صاحب جواهر در فلان مورد چه فرموده، شیخ انصاری چه فرموده، صاحب عروه چه فرموده و …، نهایتاً یک کتابخانه و یا یک لوح فشرده‌ی متحرّک می‌شویم. ‌تازه بعضی‌ها مسلّط بر تمام مطالب هستند، امّا صاحب‌نظر نیستند و به قوّه‌ی اجتهاد نرسیدند. قوّه‌ اجتهاد با قوّه‌ حافظه فرق می‌کند.

پس نهایت قضیّه این است که انسان باید هدف داشته باشد. این‌ها هدف نیست، این‌ها ابزار است. تمام این‌ها باید ابزار بندگی پروردگار عالم باشد.

کما این که این مباحث اخلاق هم – که ما بیان کردیم: اخلاق هم باید علمی باشد و باید گام به گام جلو رفت و قطعه‌های جورچین آن را کنار هم قرار داد تا یک مطلب مدوّنی دربیاید – باز هم ابزار است. ما که چیزی نمی‌دانیم، امّا به فرض مبانی فلسفه‌ اخلاق و علم اخلاق را بدانیم، امّا عمل نکنیم، این دیگر خسر الدنیا و الآخره، ذلک هو الخسران المبین است. آن که نمی‌داند که نمی‌داند. امّا این که بداند و تازه یک مبانی هم در دستش باشد، امّا عمل نکند، گرفتار است. دلش خوش است که من مباحث اخلاق را می‌دانم، جورچین خوبی هم می‌کنم، از اوّل بحث، همه چیز را به خوبی می‌دانم، خطورات را می‌دانم، شقوقش را می‌دانم و … . خوب می‌دانی که چه؟! اگر ندانیم که این‌ها ابزار است و هدف، عمل است و باز عمل هم برای این است که انسان به بندگی خدا برسد.

پس اولیاء خدا می‌فرمایند: حتّی اگر عمل هم می‌کنی، باید بدانی این عمل باید تو را به بندگی خدا برساند، برای همین است که اولیا خدا هیچ موقع به عملشان غرّه نمی‌روند. چون اگر مغرور شوند، دیگر تمام است. فقط به این عنوان که خداوند فرموده عمل کن، می‌گویند: «چشم، من فقط از باب تکلیفی، عمل را انجام می‌دهم. همان‌طور که نماز تکلیفی است و می‌خوانیم، پروردگار عالم می‌فرماید: دست دیگران را بگیر، انفاق کن، می‌گویم: چشم. خمست را بده، می‌گویم: چشم. مراقب زبانت باش، می‌گویم: چشم. چشمت خطا نرود، می‌گویم: چشم». بالجد هم عمل می‌کند و چشم را مراقبه می‌کند، امّا این‌ها را به عنوان تکلیف می‌داند. می‌گوید: «خدایا! من این‌ها را انجام می‌دهم تا تو بپذیری که من بنده‌ تو بشوم». چون در مقام نفس مطمئنّه دیگر هر چه خدا بگوید، عمل می‌کند و چشم می‌گوید، چشم مطلق. به عملش غرّه نیست و خود عمل را هم از این باب انجام می‌دهد که خدا امر کرده و می‌گوید: من می‌خواهم بنده‌ تو باشم.

همان‌طور که بیان کردیم، یک نمونه‌ خیلی بارز بندگی در اعمال ما، صیام است. تا اوّل ماه مبارک رمضان می‌شود واجب است که روزه بگیریم، امّا همین که اوّل شوال می‌شود و ماه رؤیت می‌شود، حرام می‌شود. شاید یک کسی بگوید: تمام ایّام متعلّق به پروردگار عالم است، روزها چه فرقی می‌کند، من تازه بدنم عادت کرده و می‌خواهم روزه بگیرم، امّا می‌گویند: حرام است. آن‌جا می‌گوید: واجب است بگیری، چشم. این‌جا می‌گوید: حرام است بگیری، چشم.

پس اعمال هم برای بندگی خداست و اصل و اساس، همین است. لذا کسی که این‌طور باشد، حتّی در درس هم از باب این که فقط درس خوانده باشد، حرص نمی‌زند. می‌گوید: من می‌خوانم و جلو می‌روم؛ چون می‌خواهم در جهل متوقّف نباشم و این درس، ابزاری برای بندگی خدا باشد. عمل می‌کنم که بندگی کنم. نه این که بگویند: فلانی، عالم و مجتهد است و در همه‌ی علوم، علّامه است. اولیاء خدا دنبال این موارد نیستند، دنبال بندگی خدا هستند.

مثلاً شما تصوّر می‌کنید علّامه طباطبایی تفسیر المیزان را نوشت تا بگوید من هم بر قرآن مسلّط هستم؟! به یقین بدانید که اصلاً و ابداً این‌طور نبوده است. حتّی یک لحظه به قوّه‌ی مخیّله‌ی ایشان خطور نمی‌کرد که من این قلم را که می‌زنم و تفسیر می‌نویسم، برای این است که یک یادگاری از من بماند. این‌ها باید فقط برای بندگی باشد. مگر آن دنیا سؤال می‌کنند که آیا شما چیزی نوشتی یا ننوشتی؟!

کما این که اوّلین چیزی هم که در تلقین به ما می‌گویند، همین است: إسمع، إفهم، یا فلان ابن فلان، اگر سؤال کردند: من ربّک؟ فقل فی جوابهما، الله جلّ جلاله ربّی و … . امّا آیا یک جای تلقین گفته که اگر سؤال کردند: چه چیزی خواندی، چه بگویی؟!! فقل فی جوابهما المکاسب و الکفایه و …! الهندسه و الجبر و الفیزیا و …!

همه‌ این‌ها ابزار است و هیچ وقت از ما نمی‌پرسند که چه خواندید. البته اگر در تفسیر باشد، می‌پرسند که چرا قرآن را این‌طور بیان کردی؟! امّا این که به عنوان فضیلت بدانند، این‌گونه نیست. البته از یک جهت تفسیر نوشتن فضیلت هست و علّامه هم کار مهمّی انجام دادند، هم راه را برای خودشان باز کردند و هم کسان دیگر، امّا هیچ وقت به دنبال فخر نبود که به ایشان، علّامه بگویند. ایشان فقط به دنبال این بود که بنده‌ خدا شود. اگر نگرش انسان این‌گونه باشد، آن‌وقت است که کتابش هم نور و باقیات الصالحات می‌شود.

لذا عرفا به دنبال اعمالی بودند که به بندگی برسند و بعد هم در آخر می‌گفتند: عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک یا کریم. یک لحظه هم نمی‌گفتند: خدایا! ما تفسیر نوشتیم، نماز شب خواندیم، این همه شاگرد پرورش دادیم و … . اصلاً این موارد به قوّه مخیّله‌شان هم نمی‌آید.

من در آخر عمر آیت‌الله ادیب، به ایشان گفتم: امثال آسیّد عبدالعلای سبزواری که به آن مقامات رسیدند، در دامن شما پرورش پیدا کرد و افرادی زیادی از این دست شاگردان شما بودند. ایشان فرمودند: من وقتی نگاه می‌کنم، جز عنایت امیرالمؤمنین، چیزی نمی‌بینم و لذا به هیچ عنوان هم تفکّر و تصوّر نکردم که چه کسانی، به چه جاهایی رسیدند. بعد فرمودند: من فقط این را وظیفه‌ی خود دانستم که باید انجام بدهم.

سرباز این‌گونه است. یک موقع به سرباز می‌گویند: سر شیفت برو. یک‌بار می‌گویند: برج مراقبت برو. یک‌بار می‌گویند: سر مرز برو. یک‌بار هم می‌گویند: به دفتر فرماندهی برو. امّا بعد از دو سال که به او کارت پایان خدمت می‌دهند، نمی‌نویسند: فلان سرباز در دفتر فرماندهی بوده، می‌گویند: دو سال خدمتش تمام شده است.

حالا اگر ما سرباز امام زمان هستیم، فرقش با آن سربازی این است که دائم سرباز هستیم، امّا حالمان همان حال است و احساس تکلیف می‌کردیم و انجام می‌دادیم. حالا دیگر برایم مهم نیست که ببینم چه کسی به چه جاهایی رسید و ثمره‌ی کار من چگونه بود و … . ابداً در تصوّرش هم نیستم. فقط از باب وظیفه کار انجام می‌دهم. وظیفه‌ی من این بوده که تدریس کنم، می‌گویم: چشم. وظیفه‌ی من این است که منبر بروم، چشم. وظیفه‌ی من این است که سکوت کنم، چشم. وظیفه‌ی من این است که بجنگم، چشم.

این که بعضی از مجتهدین، از افتا فرار می‌کردند و حتّی مجبور به پذیرش مرجعیّت می‌شدند، فقط از این باب بوده که امر و تکلیف بوده است و إلّا آسیّد ابوالحسن اصفهانی، شیخ اعظم، انصاری و … نمی‌خواستند زعامت امّت را بپذیرند. کما این که دیدید امام‌المسلمین بعد از رحلت امام عظیم‌الشّأنمان نمی‌خواستند رهبری را بپذیرند و حضرت آقا شمّه‌ای از این قضیّه را بعد از سال‌ها اصرار اجازه دادند که در تلویزیون نشان بدهند. آن هم به دلیل این که فتنه‌ها به وجود آمد. لذا ایشان هم اصلاً نمی‌خواستند، امّا وقتی این بار بر روی دوش ایشان از ناحیه حضرت حجّت گذاشته شد، دیگر معلوم است تا جایی که توان دارند، جلو می‌روند.

لذا این قاعده است و اولیاء خدا و عرفای عظیم‌الشّأن و … به دنبال ریاست و حبّ به دنیا و پذیرش مقام حتّی به این عنوان که بگویند: من خدمت می‌کنم هم نیستند. می‌گویند: باید خدمت را بر روی دوش ما بگذارند. لذا خودشان حتّی به تصوّر خدمت هم نمی‌روند. فقط اگر بر روی دوششان گذاشتند، می‌روند. یعنی خودشان احساس تکلیف نمی‌کنند. بعضی مواقع ما خودمان احساس تکلیف می‌کنیم و خودمان را جلو می‌اندازیم. امّا برای عرفا و حجج الهی، ابلاغ است که باید این کار ار انجام دهید و آن‌ها هم چشم می‌گویند.

لذا وقتی هم این مسئولیّت را پذیرفتند، آن را به عنوان فضیلت نمی‌دانند. بلکه فقط آن را به عنوان امتحان الهی برای بندگی خدا می‌دانند. به یقین برای من است که امام المسلمین، هیچ فضیلتی در رهبری امّت برای خود نمی‌بینند و فقط آن را تکلیف الهی می‌دانند. این بندگی خدا می‌شود.

لذا وقتی این حال برای انسان آمد، دیگر حریص بر دنیا نمی‌شود. خدا مرحوم حاج آقای حلوایی را که بازاری ثروتمندی بودند، رحمت کند. ایشان می‌فرمودند: من بارها به آیت‌الله ادیب گفتم: آقا! همه‌ اموال بالجد در اختیار شماست و آقا هم این را تأیید می‌کردند که ایشان، راحت بود و انقطاع یافته بود و بریده‌شده‌ از دنیا بود و إلّا اصلاً آقا این‌ها را نمی‌پذیرفتند. علّت پذیرش ایشان هم این بود که از پدرشان اطاعت کرده بودند و چون پدرشان گفته بود: راضی نیستم طلبگی بروی، با سیّد نقی نقوی مشورت کرده بودند و ایشان هم گفته بود: اگر پدرت گفته نرو، نمی‌خواهد بروی، می‌خواهی طلبگی بروی که انسان شوی، حرف پدرت را گوش بده، انسان می‌شوی.

همین مطلب یک آرامش قلبی به ایشان داد و او هم آن بازاری شد که پدرش می‌خواست که ادامه‌ راهش را بدهد و بعد هم خدای متعال جلوی راه ایشان، آیت‌الله ادیب را قرار داد و ایشان از اصحاب لیل آقا شدند و از شاگردان دوره‌ سوم آقا بودند.

ایشان واقعاً هم به راحتی بریده‌ی از دنیا بودند و حریص نبودند. خیلی جالب است که روز به روز هم بر اموالش افزوده می‌شود و ایشان هیچ توجّهی به این قضیّه نداشتند. ما روایت هم داریم که کسی که حرص می‌ورزد، دنیا او را مدام به سمت خودش می‌کشاند، امّا به آن سواری نمی‌دهد.

همه‌ این‌ها برای همین است که وقتی خطورات الهی و ملکی شد، دیگر کاری ندارد. همه‌ این‌ها براساس فکر است. وقتی می‌بیند خطورات او دیگر خطورات نفسانی نیست، دیگر راحت است. وقتی خطورات، ربّانی و الهی شد؛ یعنی فهمید که همه‌ این‌ها ابزار است، دیگر حریص به دنیا و مال و منال و قدرت نمی‌شود. حریص به درس به این عنوان که به او بگویند: علّامه است و …، نمی‌شود.

یک بنده‌خدایی به من می‌گفت: اگر من دکترایم را بگیرم، چون جوان هستم، می‌توانم جای پایم را در آن‌جایی که هستم، محکم کنم. در این تفکّر دو، سه مطلب خوابیده: یک این که علم را ابزار قرار دادیم و علم بما هو علم نشد. دوم این که اعتقاد به رزّاقیّت خدا نداریم و باور نداریم که خدا رزّاق است. البته به ظاهر می‌گوییم: خدا رزّاق است، امّا در ادامه‌ آن، یک «ولی» هم می‌آوریم و می‌گوییم: خدا رزّاق است، ولی من مدرکم را داشته باشم، اطمینانم بیشتر است. البته من نمی‌خواهم بگویم کسی به دنبال مدرک نرود، اشتباه نشود. می‌خواهم بگویم: این حالات که در ذهن می‌آید، تند می‌خوانم، سریع می‌خوانم، فقط می‌فهمم که سرالات امتحانی چی به چیست، جزوه‌ای کوتاه می‌خوانم و برخی مواقع مع‌الأسف با پول دادن، مدرکم را می‌گیرم. این‌ها همه حرص به دنیاست؛ چون نفهمیده که علم ابزاری برای بندگی خداست، نه ابزاری برای دنیا!

۳- بخل‌ورزی؛ دردناک‌ترین مریضی

اوّلاً بدانید پیامبر اکرم، محمّد مصطفی(ص) فرمودند: «أَیُّ دَاءٍ أَدْوَى مِنَ الْبُخْل‏»، کدام درد و مریضی هست که از مریضی بخل و خسیسی دردناک‌تر باشد.

بخل، خودش یک مریضی بزرگ است. گاهی بخل، بخل علمی است، یعنی فردی بخل می‌ورزد که مطالبی را که می‌داند بیان کند. گرچه بعضی می‌گویند: چرا شیخ العجائب، حضرت شیخ بهاء برخی از مطالب را بیان نکرده و به رمز و … نوشته است؟ جواب این است که ایشان بخل نداشتند، امّا می‌ترسیدند که به دست نااهل بیفتد. و إلّا واقعاً اگر اهلش را می‌دیدند، اصلاً نمی‌خواستند در سینه‌ی خود حبس کنند و با خود ببرند.

این را هم بیان کنم که یک نکته‌ رشحاتی است: حجّت و ولیّ خدا، آن عارف بالله، بر خود حرام می‌داند آنچه پروردگار عالم بیان کرده و می‌داند و از ناحیه‌ی حجّت و یا ولیّ و یا عالم العامل به او رسیده، حبس در سینه کند. می‌گویند: مثل چنین کاری، مانند حبس مال است. لذا این کار را حرام می‌دانند، منتها باید اهلش را هم داشته باشند تا به او بدهند.

در مثال مناقشه نیست، امّا برای قریب به ذهن شدن مجبوریم از این مثال‌ها استفاده کنیم. مانند این می‌ماند که مادری یک جواهر گران قیمت خود را در دست بچّه بدهد و او به کوچه برود. امّا اگر مادر متوجّه باشد، چنین کاری نمی‌کند. هر چقدر هم بگویی: این فرزند و عزیز توست، این را به او بده، نمی‌دهد. چون می‌گوید: او بچّه است و چیزی متوجّه نیست. البته می‌گوید: بله، اگر این بچّه بزرگ و عاقل شد و ازدواج کرد، آن موقع به او می‌دهم، امّا الآن بچّه است، او را دوست دارم، امّا جواهر به دستش نمی‌دهم.

حتّی اولیاء خدا گاهی به برخی از شاگردانشان هم مطالبی را نمی‌دادند. چون می‌دیدند صدر آن‌ها، آن جایگاه را ندارد و ظرف وجودی‌شان آمادگی پذیرش آن مطالب را ندارد. امّا این را بدانید که هیچ موقع بخل نمی‌ورزیدند و اصلاً این را که مطالب را در سینه‌ خود حبس کنند، حرام می‌دانند. لذا دنبال می‌کنند که در آخر کسی را پیدا کنند و آنچه را در سینه‌شان هست، بیرون بریزند و یک نفس راحت بکشند و بگویند: تمام شد، من امانت را دادم، خداحافظ، دیگر دارم می‌روم. امّا گاهی هم پیدا نمی‌شود که امانت را بدهند. امّا بخل نمی‌ورزند.

لذا فرمودند: این بخل، بد دردی است و کدام درد از این بدتر است؟! اگر کسی حتّی در مطالب مالی هم بخل بورزد، باعث انهدام دین می‌شود. خداوند در قرآن فرموده: «خذوا زینتکم عند کلّ مسجد»، چرا زینت‌ها برای خودمان نباشد؟! چرا باید عند کل مسجد باشد؟ اتّفاقاً یهود دارد این کار را می‌کند. الآن این‌ها دارند کلّی خرج می‌کنند، ما اشتباه می‌کنیم. اصلاً تز یهود این است که می‌گوید: دو سوم مال در راه تسلّط بر مردم دیگر باید خرج شود.

عامل نابودی اسلام!

لذا خیلی جالب است، کسی در باب تجارت، موفّق می‌شود، در روایت داریم که اموال، ده قسم که نه قسم آن در تجارت است – که وقتی سرمایه او به سود رسید، بلافاصله از سود نخورد و نصف سود را به خود سرمایه بدهد. نه این که بنشیند و جلو جلو سود را بخورد – البته بحث ما از این مطلب، مطالب معنوی است، حالا بعضی هم از آن، استفاده مادی می‌کنند، بماند.

یهودی‌ها این کار را می‌کنند. دو سوم مال را بر مال می‌گذارند. البته مباحث ربا و … برای آن‌ها مهم نیست. امّا بر عالم مسلّط می‌شوند. بعد هم قائل هستند که باید یک سوم دیگر را هم در راه دین یهود باید خرج کنیم، نه در راه خودمان. پس چه چیزی برای خودشان می‌ماند؟ می‌گویند: از باقی‌مانده‌ آن یک سوم، چیزی ماند، ما مصرف می‌کنیم. لذا باید قناعت پیشه کنیم. حرفشان، خیلی عجیب است. این تز صهیون و یهود است.

وهابیّت هم که بازوی یهود است دارد همین کار را می‌کند. امّا ما نکردیم که اگر کرده بودیم، امروز این‌گونه نبودیم و بر عالم مسلّط بودیم. امّا ما برعکس عمل می‌کنیم و به قول مرحوم ابوی وقتی در سجده می‌رویم، به جای آن که بگوییم: سبحان ربیّ الاعلی و بحمده، می‌گوییم: سبحان ربیّ الاعلی و به من ده! ببینید این وزرایی که مولتی میلیاردر هستند، قبل هم وزیر بودند، قبل از آن وزارت‌های اوّلیّه چقدر داشتند؟! مگر می‌شود یک کسی یک‌باره مولتی میلیاردر شود؟! برای این که برای خودشان بر می‌دارند، در حالی که باید در راه دین خرج شود.

در خصال شیخ صدوق، جلد یکم است که حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(ع) می‌فرمایند: «ما مَحَقَ الإِسلامَ مَحقَ الشُّحِّ شَیءٌ»، هیچ چیزی به اندازه بخل و خسیسی، اسلام را منهدم نکرده است، «ما مَحَقَ الإِسلامَ مَحقَ الشُّحِّ شَیءٌ». معلوم می‌شود که چون خسیس شدیم و در راه اسلام خرج نکردیم، اسلام ضعیف می‌شود. یهودی‌ها در راه دین خودشان خرج می‌کنند. هر چه دین آن‌ها که دین نیست، تحریف شده و باطل است و إلّا ما می‌گوییم: هیچ فرقی بین رسل الهی نیست، لا نفرق بین احد من رسله. لذا بیان کردیم که آن‌ها، کلیمی نیستند و همان یهودی هستند. قرآن به آن‌ها می‌فرماید: یهود و نصارا. ما هم باید با تعبیر قرآن، صحبت کنیم. قرآن هیچ موقع نمی‌فرماید: مسیحی و کلیمی. مسیحی و کلیمی حقیقی، ما هستیم. کما این که سنّی حقیقی هم ما هستیم که به سنّت پیامبر عمل می‌کنیم.

حضرت می‌فرمایند: هیچ چیزی به اندازه بخل و خسیسی، اسلام را منهدم نکرده است، «ما مَحَقَ الإِسلامَ مَحقَ الشُّحِّ شَیءٌ». آن روزی که امام راحل دفاع مقدس را آغاز کرد و در نهایت پیروز شدیم، این را نشان دادیم؛ طرف پیرزنی بود و بضاعتی نداشت امّا برای کمک به جنگ تخم مرغ می‌آورد! اتّفاقاً امام المسلمین هم که اقتصاد مقاومتی را می‌گویند: بر مبنای این روایت است ما اگر خودمان هم هر نفر هزار تومان بگذاریم ببینید چقدر می‌شود؟ منتها به شرط اینکه یک عده دزد نخورند! مردم دیگر مانده‌اند چه کنند؟

لذا بیت المال باید تحت نظر حاکم شرع باشد که مباحث آن را بنده در فقه الحکومه دارم، اصلا قاعده است و با استدلال و برهان است نه همینطور باشد. ولی وقتی دست دولتها باشد همین می‌شود دیگر! آن دولت و این دولت و.. می‌خورند و هرکدام تقصیر دیگری می‌اندازند و اختلاس‌های آنچنانی و حالا هم که صندوق فرهنگیان! بعد هم داد می‌زنند چه خبر است؟ چرا می‌گویید؟ چرا اشاعه فحشا می‌کنید؟! عجب!آقا! بخورید نوش جان، ما هم چیزی نمی‌گوییم و اشاعه فحشا نمی‌کنیم! خیلی درد است. لذا فرمود: هیچ چیز شبیه بخل نمی‌تواند اسلام را به زمین بزند. مانند بخل در دفاع بخل مالی و جانی.

 لذا این نکته هم مهم است: هیچ چیزی هم مثل ایثار، اسلام را نصرت نداده است. ایثار با انفاق فرق می‌کند، انفاق یعنی دارم و می‌دهم ولی ایثار یعنی خودم نیاز دارم و می‌دهم، من که صد تومان دارم و ده تومان می‌دهم، خیلی مهم نیست. امّا ایثار این است که واقعاً همه چیز را بدهد. لذا نیاز هم دارد، می‌دهد.

پس حضرت فرمودند: اگر این پنج خصلت نباشد، همه از صالحین می‌شوند. که یکی از آن‌ها هم همین بخل است، «لَو لاخَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ کُلُّهُم صالِحینَ». چرا مملکت ما اصلاح نمی‌شود و ما صالح نیستیم، امّا می‌گوییم: منتظر مصلح هستیم که کسی بیاید و امور را اصلاح کند؟! امام زمان به من و تو می‌گوید: نباید بخل بورزیم، باید در راه اسلام و دین خرج کنیم.

فرمودند: ملعون است، ملعون است، آن که از راه دین، درآمد کسب کند. می‌دانید چرا این‌گونه فرمودند؟ چون یک موقع برعکس نشود و عوض این که ما در راه دین خرج کنیم، دین را ممرّ درآمد خود قرار دهیم. به جای این که ما برای انقلاب خرج کنیم، انقلاب را وسیله‌ی کسب درآمد خود قرار دهیم.

کسی نگوید چرا امشب سیاسی حرف می‌زنم، این‌ها همه اخلاق است. متخلّق به اخلاق الهی شدن همین است که انسان بخل نورزد و بعد ببیند که چه می‌شود. در آن صورت عالم را می‌گیریم. والله اگر در مسائل ربا، مسائل نظام‌ بانکی – که بانکداری اسلامی امروزه دروغ است و چنین چیزی نداریم – و … آنچه اسلام می‌گوید، انجام شود، سوددهی زیاد می‌شود. والله اگر کلاه سر هم نگذاریم، اسلام پیروز است. والله اگر دنبال نفع شخصی نباشم و سجان ربِیّ الاعلی و به من ده نگویم، اسلام پیروز است. اگر از صالحان و متخلّق به اخلاق الهی شویم، اسلام، پیروز است.

چهارمین مورد هم «وَالرِّیاءُ فِى العَمَلِ» ریاکارى در عمل و پنجمین مورد هم «وَالعجابُ بِالرَّىِ» خود رأیى است که إن‌شاءالله در جلسه‌ بعد بیان خواهیم کرد.

اجر دعای تمام ائمّه، آمرزش گناهان هفتاد سال آینده و مصافحه با رسول الله برای کسی که به خاطر ترس، زیارت ابی‌عبدالله را ترک نکند!

بعضی‌ها شاید امسال برای زیارت اربعین رفتن، بترسند. من امسال مخصوص خودم می‌خواهم اربعین بروم. داعش که تا دیروز موصل را در دست داشت و نفت و … را استفاده می‌کرد، زخم‌خورده است و خیلی کارها می‌کند، امّا نباید از داعش و … بترسید.

حدیثی با این سلسله نقل شده: «حَکِیمُ بْنُ دَاوُدَ بْنِ حَکِیمٍ السَّرَّاجُ، عَنْ سَلَمَهَ بْنِ الْخَطَّابِ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ، عَنْ حَسَّانَ الْبَصْرِیِّ، عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ وَهْبٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)»، که از باب علم الرجال و علم الدرایه، بسیار عالی است. می‌گوید: امام بیان فرمود: « یَا مُعَاوِیَهُ لَا تَدَعْ‏ زِیَارَهَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) لِخَوْف»، ‏یا معاویه ابن وهب! به خاطر ترس، زیارت امام حسین را ترک نکنی.

«ٍفَإِنَّ مَنْ تَرَکَهُ رَأَى مِنَ الْحَسْرَهِ مَا یَتَمَنَّى أَنَّ قَبْرَهُ کَانَ عِنْدَهُ »، چون هر کسی زیارت آن حضرت را به خاطر همین خوف و ترس ترک کند، چنان حسرتی می‌بیند که آرزو تمنّا می‌کند که ای کاش قبرم کنار حضرت بود. منظور این است که ای کاش نمی‌ترسیدم، می‌رفتم و در راه کشته می‌شدم و آن‌جا کنار حضرت بودم.

بعد حضرت فرمودند: «أَ مَا تُحِبُّ أَنْ یَرَى اللَّهُ شَخْصَکَ وَ سَوَادَکَ فِیمَنْ یَدْعُو لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهُ وَ الْأَئِمَّهُ(ع)»، آیا دوست نداری که خداوند متعال تو را در زمره‌ی کسانی محسوب کند که رسول الله و امیرالمؤمنین و بی‌بی‌دوعالم و همه‌ ائمّه(ع) برای او دعا کنند؟

« أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَکُونَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ بِالْمَغْفِرَهِ لِمَا مَضَى وَ یُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُ سَبْعِینَ سَنَهً»، آیا دوست نداری از کسانی باشی که برای گناهان گذشته‌ تو و گناهان هفتاد سال بعدت هم طلب غفران کنند؟

من بین روایات گشتم، دیدم برای مطلب دیگری، روایتی بدین صورت نیست که این‌طور تمام ائمّه برای او دعا کنند و گناهان گذشته و ۷۰ سال دیگرش آمرزش شود. لذا این مطلب فقط برای حالتی است که خوف باشد و انسان به زیارت برود.

شاید یک عدّه بگویند: امسال نرویم، شاید در راه بمب بگذارند و … . باید گفت: شاید انسان در این‌جا هم بماند، امّا تصادف کند و بمیرد. مگر نشده؟! اتّفاقاً آن‌هایی که از مرگ می‌ترسند، زودتر هم به مرگ مبتلا می‌شوند. انسان باید بداند که همه چیز به دست اوست. لا یستأخرون و لا یستقدمون.

بعد هم حضرت فرمودند: «أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَکُونَ مِمَّنْ یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا وَ لَیْسَ عَلَیْهِ ذَنْبٌ یُتْبَعُ بِهِ»، آیا دوست نداری از کسانی باشی که از دنیا خارج می‌شوند در حالی که هیچ گناهی دنبال آن‌ها نیست؟! یعنی اصلاً آن‌ها را مؤاخذه نمی‌کنند و بدون حساب و کتاب می‌فرستند.

«أَ مَا تُحِبُّ أَنْ تَکُونَ غَداً مِمَّنْ یُصَافِحُهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) »، آیا دوست نداری جزء آن کسانی باشی که رسول الله (ص) با آن‌ها مصافحه می‌کند؟! پیامبر در منابری از نور نشستند و چه باشد که کسی بتواند از دور ایشان را ببیند و … . تازه آن‌جا جلوه‌ی حقیقی ایشان معلوم می‌شود که خداوند فرمود: لولاک لما خلقت الافلاک. شاید فقط بتوان از همان دور یک اشاره و بیعتی با ایشان داشت.

بلاتشبیه مثلاً الآن فرزند بزرگوارشان، امام‌المسلمین را بخواهند ببینند، نمی‌توانند محضر مبارکشان بروند، فقط می‌توانند ایشان را در حسینیه از دور ملاقات کنند و ایشان هم از دور دستی تکان می‌دهند.

امّا در این‌جا می‌فرماید: پیامبر با چنین کسی مصافحه می‌کند! می‌فرماید: دلت نمی‌خواهد جزء کسانی ابشی که پیامبر با تو مصافحه کند؟! پس ابن وهب یک موقع به خاطر ترس، زیارت را ترک نکنی.

توصیه‌ به زائران اربعین

توصیه‌هایی هم به زائران داشته باشم:

اوّلاً ذکر در راه زیاد بگویید.

بعد دائم فکر مصائب اهل‌بیت باشید. اگر می‌توانید یک کتاب داشته باشید و تاریخ بعد از عاشورا بخوانید. بعد هم تفکّر کنید که با اهل‌بیت چه کردند؟! دیدید که از من و شما چطور پذیرایی می‌کنند، امّا با آن‌ها چه کردند؟!

منبع: خبرگزاری فارس

انتهای پیام/

آیت الله موسوی اردبیلی: زشتی ربا در بانکهایی که اسم اسلام را یدک می‌کشند، بیشتر است

امروز حضرت آیت الله موسوی اردبیلی دار فانی را وداع گفتند به همین مناسبت از جمله موضع برتر ایشان را در بحث ربا در بانکداری را باز نشر خواهیم کرد

مدیر عامل بانک شهر در دیدار با حضرت آیت الله موسوی اردبیلی اظهار کرد:هدف اصلی از تأسیس بانک شهر خدمات به عموم مردم می باشد. ما در این امر از روز اول چند مطلب را مد نظر خود داشته ایم؛ اول تأسیس موسسه تحقیقاتی بانکداری اسلامی تا از این طریق نظر مراجع عظام را به دست آورده و به آن عمل نماییم.

در ادامه این دیدار حضرت آیت الله  موسوی اردبیلی ضمن ارزشمند توصیف کردن خدمت رسانی به مردم گفت: خدمت به مردم باارزش ترین کارها است و این را باید همه مسؤولین مورد توجه قرار دهند.

این مرجع تقلید افزود: باید به کسانی که خود را خادم مردم می دانند کمک کرد و آن ها را حمایت نمود. در امر بانکداری باید مواظب باشیم که گرفتار ربا نشویم، چرا که ربا حرام است و فرقی ندارد که این مسأله به اسم بانکداری اسلامی اتفاق بیفتد یا در دیگر بانک ها بلکه قبح کار در مواردی که اسم اسلامی هم به همراه خود دارد بیشتر می شود.

منبع: شفقنا

انتهای پیام

محسن رضایی: تردید اقتصاد ایران بر دو راهی اسلام و غرب/ این اقتصاد چیزی از انقلاب باقی نمی‌گذارد

محسن رضایی در همایش عملیاتی کردن اقتصاد اسلامی در بستر اقتصاد ایران با بیان اینکه عملیاتی کردن اسلام در بستر اقتصاد ایران موضوعی است که به آن نیازمندیم، گفت: تمام انقلاب‌های دنیا به این ایستگاه که رسیدند شکست خوردند و نتوانستند با حفظ ایدئولوژی و ارزش‌های خود از این ایستگاه جان سالم به در ببرند ولی انقلاب اسلامی ایران این ادعا را دارد و از این جهت که انقلاب‌های دیگر نتوانستند و شکست خوردند این ادعا، ادعای سنگینی است.

وی تاکید کرد:در حکومت‌های دیگر دین که وارد می‌شود کنار حکومت و مقابل مردم قرار می‌گیرد و یک عقلانیت صوری و ابزاری جایگزین می‌شود. دیوان‌سالاری به عنوان مهم‌ترین ابزار مستقر می‌شود و قانونی که از عقلانیت ابزاری برخواسته محوریت پیدا می‌کند ولی در اسلام مردم، دین و دولت از هم جدایی‌ناپذیرند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: امور سیاسی،‌اقتصادی، فرهنگی با اسلام ارتباط دارد و اسلام هر سه بعد را مدنظر می‌گیرد؛ ماهیت اجتماعی بشر الهی است فطرت بشر چه فردی و چه اجتماعی با دین اسلام ارتباط دارد و مردم و دین دو روی فطرت الهی هستند.

وی تصریح کرد: جمهوری اسلامی فرایند مردمی شدن و اسلامی شدن است،مردم‌سالاری و ولایت فقیه جمع اسلام و سیاست است. چنین جمعی در اقتصاد هم باید پدید آید و اقتصاد هم باید اسلامی و هم مردمی باشد که من ا سم آن را می‌گذارم مردم سالاری اسلامی.

رضایی ادامه داد: بر خلاف سرمایه‌داری یا سوسیالیسم تا قبل از انقلاب حکومت از دین و مردم جدا بود، مردم در حکومت نقشی نداشتند و دین نیز رعایت نمی‌شد؛ بعد از انقلاب دین در عرصه‌هایی وارد شد اما در اقتصاد نتوانست این کار را انجام دهد و اقتصاد ایران فاصله زیادی از مردمی شدن و اسلامی شدن دارد. دین و مردم به طور جدی وارد اقتصاد ایران نشدند. اقتصاد ایران لیبرال‌زده و سرمایه‌زده است پس در مقابل انقلاب اسلامی مقاومت می‌شود.

وی افزود: حال سوالی که مطرح می‌شود این است که اقتصاد ایران نیاز به اصلاح دارد یا باید نهضتی باشد؛ اقتصاد فعلی با سیاست ارزش‌های اسلامی همخوانی ندارد موانع و مقررات درونی در بیرون اسلامی و مردمی شدن اقتصاد وجود دارد و باید ریل تغییر کند و نظم دیگری داده شود.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه ادغام اقتصاد ایران و سرمایه‌داری غرب یا به سقوط اتقلاب منتهی می‌گردد یا آن را بی‌محتوا می‌کند، گفت: با اقتصاد تاثیر گرفته از سرمایه‌داری غرب چیزی از جمهوری اسلامی نمی‌ماند، شاید پرسیده شود چین هم همین کار را کرد ولی چرا توانست دوام بیاورد پاسخ این است که چین دموکراسی را کنار گذاشت. 

وی اضافه کرد: یکی از مقامات چین می‌گوید پنجره را باز می‌کنیم ولی مگس می‌آید توری می‌گذاریم ولی ما در انقلاب اسلامی توری نمی‌گذاریم ما دموکراسی داریم، انتخابات داریم، اقتصاد ایران بر سر دوراهی اسلام یا غرب است و نمی‌داند کدام را انتخاب کند و ۳۷ سال است که در این تردید به سر می‌برد.

منبع: خبرگزاری فارس